برچسب پوراندخت مهیمن

آغاز دوم 1382

داستان این فیلم درباره زندگی حمید و مهتاب میباشد که به تازگی ازدواج کرده اند و برای شروع زندگیشان به خانه پیرزنی به نام حاج خانوم میروند. پس از ورود به این خانه اتفاقاتی برای فرهاد می افتد...

رستگاری 1402

سریال رستگاری داستانی ماورائی دارد ، داستان دو برادر کارخانه دار که نام یکی از آنها حافظ ( با بازی محمود پاک نیت) است، مردی طماع و پرکینه که در عالمی برزخ دست و پا می زند که خود آن را ساخته است.

تنها دلخوشی من 1389

مادري زحمتکش که پس از مرگ همسرش، تنها پسرش، امير را بزرگ کرده است. امير ازدواج مي کند اما شرط پدر دختر اين است که خانه پدري امير به نام دخترش ثبت شود. امير مادرش را تحت فشار مي گذارد تا هر چه زودتر خانه را به نام عروس کند، کار آن ها به مشاجره مي کشد و اعصاب مادر به هم مي ريزد. او که آشپز خانه سالمندان است، در همان روز به دليل مشغله فکري غذاي خانه سالمندان را مي سوزاند و همين خطا باعث اخراج او مي شود. با فشارهاي امير و عروسش مادر تصميم مي گيرد بي خبرخانه را ترک کند؛ اين در حالي است که يکي از زناني که از سوي فرزندانش به خانه سالمندان برده شده نيز به مادر پناه آورده، چون نمي خواهد در خانه سالمندان بماند. آن ها خانه اي کوچک اجاره مي کنند و بعد هر دو براي پيدا کردن کار راهي خيابان ها مي شوند و اتفاقي به رستوراني مي روند که صاحب آنجا به يک آشپز نياز دارد. اما صاحب رستوران هم با پسرش دچار مشکل است و...

لالایی برای بیداری 1386

این داستان روایتگر زندگی زن و شوهری است زن باردار است و در یک سانحه تصادف دچار مرگ مغزی می شود دختر پزشک معالج این زن که نارسائی قلبی دارد در بیمارستان بستری می شود. پزشکان در صددند تا نوزاد این زن را زنده از شکم او خارج کرده و قلب زن را نیز پیوند بزنند. شوهر این زن متوجه نقشه می شود و تصور می کند که نقشه ای در کار بوده است که همسرش در یک واقعه تصادف حضور یابد و پس از این حادثه قلبش را پیوند بزنند تا اینکه او متوجه اشتباهش می شود.

بازپرس 1401

محور قصه این سریال بازپرسی به نام صدراست که محسن قصابیان نقش آن را بازی می‌کند. بازپرس صدرا در جریان یک سوء‌استفاده اقتصادی بزرگ قرار گرفته و با دنبال کردن سرنخ‌های این پرونده به یک آقازاده و یک تهیه‌کننده رانت‌خوار می‌رسد و...

روزی مرا دوست خواهی داشت 1390

مجید دست قشنگ از کاشی کاران ماهر مشهد است. او پس از افتادن از داربست به مشکل جسمی برمی‏خورد و به همین دلیل اعتقاداتش کم رنگ شده و به دزدی رو می‏آورد. مادر نصیحتش می‏کند و از او می‏خواهد به امام رضا علیه السلام توسل جوید. در شبی که او و دوستانش برای دزدی بزرگی دست به کار می‏شوند. مجید بر اثر اتفاقی منصرف شده به روستایی می‌رود که استادش آنجا سرگرم کاشی‌کاری امامزاده‌ای است. او تحت تأثیر صحبت‏های استادش تصمیم می‏گیرد به خدا توسل کند و از امام رضا علیه السلام شفاعت می‏طلبد.

طعم طمع 1401

طعم طمع روایتگر داستان خانواده کشاورزی اصفهانی است که با بروز بحران خشکسالی بر سر دوراهی ماندن و رفتن قرار گرفته‌اند و در این میان طمع بیش از اندازه پسر ارشد خانواده آنها را دچار چالشی بزرگ می‌کند.