برچسب پندار اکبری

فاصله ها 1389

محسن کریمی (دانیال حکیمی) که فردی مذهبی است، متوجه اختلافات و فاصله میان نگاه خود با پسرش سعید (شاهرخ استخری) می‌شود. مدتی بعد، سعید در تصادفی به همراه دختری ناشناس و دوستش ساسان (نیما شاهرخ‌شاهی) حضور دارد. این موضوع اختلافات میان پدر و پسر را بیشتر می‌کند. در ضمن پدر سعید با لیلا مشیر (فاطمه گودرزی) که سابقاً با نامزد بود برخورد می‌کند و تلاش می‌نماید تا مشکلات زندگی وی را حل کند. در آخر به بیتا تجاوز می‌شود

در قلمرو خورشید 1395

داستان این فیلم درباره عده ای از عوامل خارجی است که قصد ترور چند تن از دانشمندان هسته ای را دارند.در این بین محافظ دکتر بصیرت یکی از این دانشمندان زخمی می شود و با کمک او چهره این افرار شناسایی می شود.پلیس درگیر ماجرا می شود و...

فاصله کانونی 1391

داستان فیلم از جایی آغاز می‌شود که ناصر جوان دانشجو که به تازگی با سولماز همکلاسی خود برای ازدواج محرم شده اند، با موضوع فتنه ۸۸ درگیر می‌شوند.

ناصر تلاش دارد سولماز را از صف مخالفان قانون شکن و آشوبگران بی منطق جدا کرده و او را به سمت صحیح و ابراز نظر قانونی سوق دهد، اما سولماز با تندروی‌های خود هم زندگی شخصی و هم رفتار اجتماعی خود را دچار آشوب و دگرگونی می‌کند.

داستانهای ناتمام دنیا 1390

مقدار زیادی پول، به شکل‌های مختلف و غیر متعارف از شخصی به شخص دیگر رسیده است و هر شخصی با قربانی کردن دیگری پولها را تصاحب کرده ولی در نهایت خود قربانی پولها می‌شوند.

ایراندخت 1396

در «ایراندخت» روایت سالهای مشروطه، قیام ستارخان، ماجراهای تبریز و هم‌زمان اعدام شیخ فضل‌الله در تهران و حتی نقش فراماسونری در این میان، مطرح شده است.

پس از سالها 1388

آقای بردبار، خانه خود را برای دخترش سمن به ارث گذاشته چون به پسرش بهمن بیشتر رسیده است. سمن که می‌خواست با علی اکبر معمار ازدواج کند اما پدرش مخالفت می‌کند و با همایون دوست بهمن ازدواج می‌کند و به خارج از کشور می‌رود اما بعد از چند سال به ایران برمی‌گردد و از همسر و تنها دخترش دردانه جدا می‌شود و دوباره با علی اکبر معمار که برای بازسازی خانه قدیمی پدر سمن آمده، روبرو می‌شود. دخترش دردانه به ایران برمی‌گردد و با مادرش که بیمار است زندگی می‌کند.

پنجمین خورشید 1388

داستان یک شاگرد مکانیک،محسن(حمید گودرزی) و رفیق صمیمی او همایون(شهرام قائدی) است که در سال ۱۳۶۴ و در وضعیت بد اقتصادی زندگی می‌کنند. آنها بر اثر حادثه‌ای کتیبه ای پیدا می‌کنند که قابلیت سفر در زمان را دارد و محسن همراه عتیقه ۲۴ سال در زمان سفر می‌کند و در سال ۱۳۸۸ در تهران امروز خود را می‌یابد. محسن که با پدیده‌های جدید و دور از ذهن مواجه می‌شود دلبسته دختری به نام هما می‌شود و اتفاقات دیگری برای او می‌افتد که مجبور به بازگشت به سال ۶۴ می‌شود و …