برچسب پناهیان

پناهیان: انقلابی‌گری معنایی جز واقع‌بینی ندارد/دربارۀ مسألۀ هسته‌ای هم باید با ادبیات واقع‌بینانه بحث کرد/ نامۀ امیرالمؤمنین(ع) به ابوموسی اشعری در محل مذاکرات: «شقی کسی است که به تجربه بی‌اعتنا باشد»

این شیوه از مبارزه در آیات قرآن تصریح شده است، خداوند می‌فرماید: «وَ جادِلْهُمْ بِالَّتي‏ هِيَ أَحْسَنُ»(نحل/125) یعنی اگر می‌توانی با آنها مجادله کن؛ آن‌هم مجادله به شیوۀ بهتر. این مجادله یعنی اینکه به طرف مقابل بگویی: «تو چه چیزی را قبول داری؟ هر چیزی را قبول داری، از همان‌جا شروع می‌کنیم.» نه اینکه بگویی: «من اینها را قبول دارم و تو آنها را قبول داری، پس بیا با هم بجنگیم!» بلکه معنایش این است که بگوییم: «تو کدام طرف ایستاده‌ای؟ من هم می‌آیم و همان‌طرف می‌ایستم و همان‌طوری که تو نگاه می‌کنی، نگاه می‌کنم.» در این صورت هم همدلی بیشتر می‌شود و هم همزبانی. ضمن اینکه بددلی پیش نمی‌آید و ناهمزبانی‌ها هم از بین می‌رود.

آدم گاهی باید برای زندگی بجنگد!/ اگر امروز برای زندگی تلاش نکنی، فردا مجاهد فی‌سبیل‌الله نخواهی شد/ امام صادق(ع): شایسته‌ترین افراد برای بهره‌مندی از دنیا، خوبان هستند نه فجّار!

برخی می‌گویند: «این حرف‌های شما دربارۀ زندگی بهتر موجب می‌شود که جوان‌ها دنبال مال دنیا و ثروت بروند!» خُب بروند؛ چه اشکالی دارد که جوان‌های ما با کار و تلاش خودشان، ثروتمند شوند؟! مگر ثروتمند شدن گناه است؟! مگر وظیفۀ شرعی‌شان نیست؟ امیرالمؤمنین(ع) در آن سال‌هایی که مشغول باغداری بودند، دارایی‌هایشان بسیار فراوان بود، به‌طوری که نقل کرده‌اند زکات اموالشان بیش از چهل هزار دینار می‌شد. این سبک اعتراض‌ها نسبت به بحث زندگی، سخیف و «حسن بصری‌مآبانه» است.

سیاستمدار فرانسوی گفت جوان‌ها باید سرگرم رقص و قمار باشند تا بشود کشور را اداره کرد/معارف غربی، ما را به دولت پیرمردان دچار کرد/ روی کار آمدن دولت جوان و حزب اللهی مژده ظهور است

علیرضا پناهیان معتقد است دولت پیرمردان ناشی از معارف و تجویزهای غرب است که هیچ نسبتی با اعتماد دینی و عقلانی ما به جوان‌ها ندارد.

پناهیان: مهمترین عامل حرکت‌دهنده به سوی هدف جاذبه خود هدف است/ هدفی که نمی‌شود با آن عشق‌بازی کرد را دور بیندازید/ بدون نجات مردم منطقه، نمی‌توانیم به منافع ملی خودمان برسیم

ائمۀ هدی(ع) و اولیاء خدا بیشترین گریه‌های‌شان به‌خاطر رفتار بد نبوده است، بلکه به‌خاطر عشق‌بازی با هدف بوده است. مدام به آن نقطه‌ای که می‌خواهند به آن برسند، توجه می‌کنند. ولی ما فقط جلوی پای خودمان را می‌بینیم و زیاد به هدف توجه نمی‌کنیم... زندگی کردن بدون نیت ، ولنگاری می‌آورد و در جریان زندگی آدم را نابود می‌کند. کسی که رها و بی‌هدف باشد، یا هدف داشته باشد اما به اهداف بلندش زیاد نگاه نکند و کارهایش ربطی به اهداف بلندش نداشته باشد، زندگی‌اش خوش و خرّم نخواهد شد.

آدم باشخصیتی که از دین خوشش نمی‌آید برایش سوءتفاهم شده/ چرا 20 سال است که رهبر انقلاب، بر کتاب خاطرات شهدا تقریظ می‌نویسند/ روضۀ امام حسین(ع) ما را متفکر بار می‌آورد

اگر یک آدم باشخصیت دیدید، او را به دین دعوت کنید. اگر گفت که «من از این چیزها خوشم نمی‌آید» حتماً برایش سوء تفاهم شده است. لذا باید سوء تفاهم‌های او را برطرف کنید. یک آدم باشخصیت، آدم مناسبی برای دیندار شدن است. ما باید دین را طوری معرفی کنیم که تمام آدم‌های باشخصیتِ عالم جذب دین شوند.

تقرّب به خدا اصلی‌ترین موضوع در عالم امکان/ بسیاری از مؤمنین دربارۀ موضوع تقرب به خدا دچار غفلت اساسی هستند/ وقتی در مدرسه اندیشیدن یاد ندهند و فقط به حفظیات نمره دهند، جوان ما اندیشیدن را یاد نمی‌گیرد

هدف ما رسیدن به ملاقات خدا در بهترین وضعیت است. ما می‌توانیم سطح این ملاقات را برای خودمان تعیین کنیم. ما می‌توانیم کیفیت این ملاقات را افزایش دهیم. ما می‌توانیم این ملاقات را در بهترین شرایط انجام دهیم. ما می‌توانیم مشتاق این ملاقات بشویم. تو اگر فکر کنی، به این هدف می‌رسی و بعد اگر فکر کنی، عاشق این هدف خواهی شد. اگر به یاد این هدف باشی، مشتاقش خواهی شد؛ همه‌اش دست خودت است. پس سرِ خودت را-با چیزهای دیگر-شلوغ نکن؛ آرام باش.

ذکر «وِرد» نیست بلکه تکرار «اندیشه» است با همراهی دل/ هرکه عاشق خدا نیست یا علاقه به دنیا دارد مشکلش این است که «کم فکر کرده‌»/ مراجعۀ مکرر به موبایل برای دیدن پیام‌ها، قدرت تفکر را از ما می‌گیرد/ چگونه دربارۀ «هدف» تفکر کنیم

هدف عالی برای زندگی چیزی جز لقاء الله نیست، ولی تو باید با تفکر خودت به این هدف برسی. حتی اگر تمام 124هزار پیغمبر بیایند و به تو بگویند که «هدف این است» تا وقتی که خودت فکر نکنی و به آن نرسی، فایده ندارد. چشمه باید از خودش آب داشته باشد! هر کسی در هر زمینه‌ای کم آورده بود، می‌توان به او گفت که «تو کم فکر می‌کنی». مثلاً اگر کسی گفت: «من عاشق خدا نیستم» یا «من به دنیا علاقه دارم» یا «غفلت مرا می‌گیرد» یا «انگیزۀ کارهای بزرگ خوب ندارم» می‌توان به او گفت: «تو کم فکر می‌کنی»

مهمترین اقدامی که انسان باید انجام دهد تا به هدف برسد چیست؟/ حلقۀ واسطی که «علم»، «ایمان»، «محبت» و «عمل» را مثمرثمر قرار می‌دهد، «نیت» است/ مشکل تو گناه نیست؛ مشکل تو آنجاست که کار خوب بدون نیت انجام می‌دهی

مشکل ما در ایمان هم نیست؛ همین مقدار ایمانی که داریم، کافی است. ما به چه چیزی ایمان نداریم؟ به خدا؟ به معاد؟ به وحی و نبوت؟ همین‌مقدار ایمانی که داریم، کافی است. درست است که هنوز یقین‌مان آن‌قدر نشده که ما را وادار کند که جلو برویم، اما نباید چنین انتظاری داشته باشیم. نباید انتظار داشته باشیم که اول یقین ما عین یقین عرفا بشود، و بعد جلو برویم! پس تا آن موقع چگونه می‌خواهیم حرکت کنیم؟!