برچسب پریناز میرزایی

بیست و یک 1405

داستان سریال بیست و یک درباره یک پرونده پیچیده جنایی است که با اعترافات تکان‌دهنده زنی مرموز در اداره آگاهی آغاز می‌شود. او ادعا می‌کند ۱۴ نفر را ربوده است و در یک بازی موش و گربه، هر بار پس از درگیری با کاراگاه پرونده، آدرس یکی از قربانیان را می‌دهد.

ویلای ساحلی 1402

چاوش قرار است برای دانشگاه دخترش 6 ماه در خارج از ایران زندگی کند و ویلایش را به یونس و همسرش می‌سپارد و آنها با 3 فرزندشان به ویلا نقل مکان می‌کنند، اما برادر زن یونس با ورود به خانه داستان‌هایی را رقم می‌زند…

برادران لیلا 1400

لیلا (ترانه علیدوستی) زنی چهل ساله و مجرّد است که در خانواده‌ای درگیر با بحران اقتصادی زندگی می‌کند. او در دفتر اداری یک پاساژ کار می‌کند و تنها درآمد ثابت خانواده را دارد اما نه پدر و نه چهار برادرش به حرف او گوش نمی‌دهند. اسماعیل (سعید پورصمیمی) پدر خانواده، پیرمردی تریاکی است که اخیراً نشانه‌های آلزایمر را بروز می‌دهد. علیرضا (نوید محمدزاده) برادر معقول، کارگری است که به علّت اختلاس صاحب کارخانه تعدیل نیرو شده‌است. پرویز (فرهاد اصلانی) در پاساژ لیلا به عنوان خدمه‌ای که عوارض توالت را دریافت می‌کند مشغول است. پنجمین فرزند او به تازگی متولد شده‌زیرا همیشه به دنبال فرزند پسر بوده‌است. فرهاد (محمد علی‌محمدی) نیز شغل ثابتی ندارد و مدام در حال بدنسازی است. منوچهر (پیمان معادی) هم آدم دغل‌کاری است که برادرانش را ترغیب به نوعی کلاهبرداری می‌کند که پول پیش‌خرید ماشین را بالا بکشند. اسماعیل چندین سکه طلا پس‌انداز کرده و لیلا پیشنهاد می‌دهد با پول سکه‌ها، واحدی تجاری در پاساژ را بخرند تا بوتیک راه بیندازند. این بوتیک قرار است در محل فعلی توالت‌های پاساژ باشد. از طرف دیگر بزرگ فامیل فوت می‌کند. اسماعیل همواره به دنبال این مقام بوده زیرا بزرگ فامیل می‌تواند بخشی از کادوهای عروسی‌های فامیل را صاحب شود، پس بنا به رسم خانوادگی، سکه‌هایش را به عنوان کادو عروسی می‌دهد …

زخم کاری 1 1400

مالکی از مدیران شرکتی موفق است که توسط نعمت ریزآبادی اداره می‌شود. ریزآبادی، مالکی را مأمور می‌کند تا برای قرارداد مهم نفتی با نروژی‌ها وارد مذاکره شود. نروژی‌ها بعد از عقد قرارداد می‌خواهند مبلغ قرارداد که چندین میلیون دلار است را به حساب شرکت واریز کنند ولی مالکی به جای اینکه مبلغ قرارداد را به حساب شرکت واریز کند به حساب شخصی خودش واریز می‌کند و از نعمت ریز آبادی کلاهبرداری می‌کند.