برچسب پریسا مقتدی

زمین انسانها 1387

داستان این سریال در یک بیمارستان می گذرد.در این بیمارستان چند پزشک در حال گذراندن دوره هستند تا تخصص خود را در رشته مغز و اعصاب بگیرند.

فوق لیسانسه ها 1398

حبیب، مسعود و مازیار تصمیم به ادامه تحصیل می‌گیرند و حالا دانشجوی فوق لیسانس هستند و علاوه بر آن حبیب همچنان در پی یافتن همسر مناسب خود است. مادر حبیب نیز فوت کرده‌است. مازیار، شاگرد اول دانشگاه در تاریخ است و در پی اجرای طرحش برای درآمدزایی، ازدواج خود با شادی و دور نگه داشتن پدرش از اعتیاد است. آقای مهاجر نیز که همسر دوم خود را بر اثر تصادف از دست داده‌است، به دنبال ازدواج و گرفتن زن سوم است اما اختلافاتی با دخترش ترانه دارد. مسعود و ترانه که در اواخر فصل قبل ازدواج کردند بچه دار شده‌اند و مسعود به دنبال پایان‌نامه و گرفتن مدرک فوق لیسانس است و نگرانی‌هایی هم برای بچه اش و ترانه دارد. عباس نقوی و مامان خانم نیز عاشق یک دیگر می‌شوند اما حبیب و رحیم شدیداً با ازدواج این دو مخالف هستند. رحیم اعتیاد را ترک کرده اما همچنان مورد شک اعضای خانواده قرار دارد و از ناراحتی تصمیم به مصرف مواد مخدر می‌گیرد اما…

گشت پلیس 1397

داستان این سریال در یک اداره پلیس آگاهی می‌گذرد و قصه اصلی پیرامون چهار پلیس است که فرهاد قائمیان، برزو ارجمند، امیررضا دلاوری و رضا کریمی آن را بازی می‌کنند و به فواصل در عملیات‌هایی که در سطح شهر برپا می‌شود حضور دارند. لوکیشن اصلی این سریال در سرای محله‌ای در غرب تهران است که توسط گروه دکور و صحنه به اداره پلیس آگاهی تبدیل شده‌است. گشت پلیس صحنه‌های اکشن زیادی دارد و پیچیدگی قصه در آن وجود دارد. در این سریال به چند مسئله روز از جمله ماده مخدر گل پرداخته می‌شود. قائمیان رئیس این تیم سه نفره و پلیسی مقتدر، با تجربه، باهوش و تواناست. امیر دلاوری نقش خوبی را بازی می‌کند و شخصیت خاصی دارد؛ او سعی می‌کند از اسلحه استفاده نکند و با حرکت فیزیکی کار خود را پیش ببرد. سومین نفر پلیس تازه‌وارد و کم تجربه ای است که تجربه‌هایی را در این گروه به دست می‌آورد که برزو ارجمند نقش آن را بازی می‌کند.

زیر همکف 1398

داستان درباره پسری جوان بنام فرید (هومن شاهی) است که در یک دامپزشکی کار می‌کند که قصد دارد ازدواج کند و در حین ازدواجش برای او اتفاقات زیادی می‌افتد مثلا پدر معشوقه اش (عزت‌الله مهرآوران) بنابه عللی دخترش را به او نمی‌دهد و.... و عمدتا مشکلات فرید از سر نه نگفتن اوست.

نوروز رنگی 1399

این مجموعه تلویزیونی داستان یک خانواده‌‌ی فقیر نشین مشهدی در نوروز سال ۱۳۶۷ را روایت می‌کند. پدر خانواده که صاحب ۵ پسر و دو دختر است از یک نفر طلب دارد و کسی که می‌خواهد به او پول بدهد، به جای آن یک تلویزیون رنگی می‌دهد تا وقتی که پول جور شود و اگر نشد تلویزیون را بفروشند.بعد از مدتی پدر همراه با بقیه خانواده به مسافرت می روند و به جواد اخطار می دهد که حق ندارد به تلوزیون دست بزند.همزمان با امدن دایی بی‌جی و دوستان او انها با دیدن یکی از فیلم های بروس‌لی جو گیر می شوند‌ و تلوزیون را اتفاقی می شکانند.حالا انها در استانه تعطیلات عید باید چند زوار پیدا کنند تا خانه های خودشان را برای مدتی اجاره دهند تا بتوانند پول تعمیر تلوزیون را تامین کنند.

غیرعلنی 1394

داستان این سریال مربوط به رقابت انتخاباتی سه جوان است که یکی از آن‌ها عشق به یک دختر را در دل دارد و پیروزی خود را در انتخابات به منزله اثبات خود به خانواده دختر می‌داند

آچمز 1398

مصیب پس از چهل و پنج سال می‌فهمد که تنها فرزند خانواده نبوده‌است. وی برای پیدا کردن گمشده سالیان دور مادرش، راهی تهران می‌شود، اما خودش هم گمشده بزرگ‌تری دارد؛ عزت و احترام! مصیب مجبور است بین این دو گمشده یکی را انتخاب کند و همین داستان‌های پیچیده‌ای برایش به وجود می‌آورد که او را تبدیل به انسانی دیگر می‌کند.

روز روشن 1391

روشن یک دختر جوان و معلم مهد کودک است که در شش ساعت با قیمانده به آخرین جلسه دادگاه پدر یکی از دانش آموزان خود (که به احتمال زیاد به قصاص محکوم می شود) سعی دارد عده‌ای از همکاران شغلی او را که شاهد صحنه درگیری قتل بوده‌اند، بعنوان شاهد به آخرین دادگاه او بیاورد...