برچسب پروین میکده

سی امین روز 1389

در سحرگاه یک روز سرد، مراسم اعدام «سیاوش کیانی» برگزار می‌شود. طناب دار به گردن قاتل آویخته می‌شود، حکم قضایی توسط قاضی کشیک خوانده می‌شود. آخرین تقاضا برای عفو، از سوی خانواده مقتول صورت می‌گیرد اما خانواده مقتول تقاضا را رد می‌کنند و حد را اجرا می‌کنند اما طناب دار پاره می‌شود...

پرواز 1390

داستان این فیلم درباره زوج جوانی است که بلند پروازی‌های مرد باعث اتفاقاتی می‌شود که رگه‌هایی از طنز دارد.

بگذار برگردم 1393

فیلم داستان مرد جوانی به نام حامد است که با داشتن یک کارخانه کوچک، وضع مالی خوبی داشته و به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی را می‌گذراند. در همین بین، روزی از بانک به او اطلاع می‌دهند که برنده فیش سفر حج شده است. وی که به خاطر عزیمت به خانه خدا، تصمیم می‌گیرد به دنبال حلالیت گرفتن از کسانی می‌رود که دینی به گردن او دارند. در این میان داستان وارد گذشته حامد می‌شود، زمانی که وضع مالی بسیار بدی داشته و همسرش نیز در بیمارستان بستری بوده. او که تحت فشار زیادی است، مقداری طلا را پیدا کرده و با فروختن آنها هزینه درمان همسرش را می‌دهد. حال که به دنبال یافتن صاحب طلاها می‌رود، درمی‌یابد همین کار او باعث شده خانواده دیگری مورد اتهام قرار گرفته و اتفاقات بسیار بدی برایشان رخ دهد. در نهایت و پس از مشکلات فراوان، حامد موفق می‌شود حلالیت بگیرد، اما فیش حج خود را به مردی که در اثر اشتباه او متهم شده بوده می‌بخشد.

نسیم وصل 1383

يک کارخانه توليد مواد بهداشتي و دارويي در حال ورشکستگي است . کارخانه را فردي به نام کاملي اداره مي کند. او شريک کارخانه است و با سو استفاده از عدم حضور شريک ديگر خود که سکته مغزي کرده ، تلاش مي کند با ايجاد بحران ، کارخانه را به تعطيلي بکشاند و سرمايه آن را به بخش ديگري منتقل کند. او مهندس خوش فکر اين کارخانه امير را اخراج مي کند. با بازگشت دختر شريک که براي ادامه تحصيل در خارج از کشور به سر مي برد ، او به همراه امير تلاش مي کنند وضعيت نابسامان کارخانه را ساماندهي کنند. يکي از شيوه هاي آنها استفاده از تکنولوژي جديد نانوبيولوژي براي توليد محصولات باکيفيت و جديد است .

واقعیت پوشالی 1392

ساده‌ترین آدم‌ها هم گاهی خواسته یا ناخواسته به زندگیشون خیانت می‌کنن اما شایدم تو اشتباه کنی و قصه چیز دیگه‌ای باشه، نظر تو چیه عزیزم؟

ذبیح 1391

«ذبیح» تیمساری را که باعث مرگ همسر و زندانی شدن او بود پیدا می‌کند، تیمسار سه سال است که به ایران بازگشته و در خانه سالمندان زندگی می‌کند؛ ذبیح برای اینکه بیشتر به تیمسار نزدیک شود به خانه سالمندان می‌رود و...