مزد 1380
سریال مدرسه مادربزرگها داستان تعدادی خانم میانسال است که خانم معلم جوانی دارند و در هر قسمت ماجراهای جالبی را به وجود میآورند.
داستان سریال روایتگر لحظاتی از زندگی نوجوانی به نام مجید و مادربزرگش (بی بی) است. در این سریال داستان های متعددی را برای مخاطبان به نمایش می گذارند که از آن جمله می توان به ملخ دریایی، امتحان ورزش، زنگ انشاء، اردو و ... اشاره کرد.
هسته اصلی این سریال دبیرستان دخترانهای بود که با پی گرفتن دغدغهها و مشکلات دختران نوجوان سعی داشت مشکلات این گروه سنی را به تصویر بکشد. با این حال محوریت خاص قصه روی شخصیت شکیبه (با بازی آزیتا حاجیان) معلم امور تربیتیای بود که سعی میکرد با فعالیتهای مثبت و ثمربخش خود چهرهای مناسب از این طیف آموزشی در مدارس به نمایش بگذارد. شکیبه با ارتباطی که با دختران نوجوان داشت، دغدغههای آنها را بررسی میکرد.
تصمیم نهایی داستان فردی به نام اسماعیل کلانی است که فرزندش قربانی اعتیاد شدهاست و با اعتقاد به عدالت شخصی، همراه همسرش راضیه، تصمیم به مجازات عاملان قتل فرزند خود میگیرد.
سریال سرنخ، به تعریف ۱۲ داستان میپردازد که از عزیمت پلیس اصفهانی (جهانبخش سلطانی) به تهران در اثر اتفاقی ناخوشایند و آشنایی او با پلیس جوانی به عنوان دستیارش (مصطفی) آغاز میشود و با برگشت او به زادگاهش و حل معمای آن رویداد ناخوشایند به اتمام میرسد.
«بي بي» براي نجات «كوكب» از يك ازدواج اجباري، سند قطعه زميني را كه مهريهاش است براي فروش، به بنگاه معاملات ملكي «اسدي» ميبرد. دلال ديگري به نام «شكوري» كه از مدتها پيش در پي خريد اين زمين بوده، پي ميبرد كه «بي بي» از قيمت واقعي زمينش بي اطلاع است. دو بنگاهدار همدست ميشوند تا زمين را مفت و ارزان از چنگ «بي بي» درآورند. اما اتفاقي كه پيش ميآيد نقشه آنها را عقب مي اندازد. سرانجام بي بي زمين را به يك سازمان خيريه واگذار مي كند و...
نسرين و نرگس دو خواهر دو قلو كه هرگز يكديگر را نديده اند و نمي شناسند در يك برنامه تفريحي كه براي مدارس برگزار شده با هم برخورد مي كنند، آن ها با جستجو در مي يابند كه والدينشان سال ها پيش جدا شده اند و حالا پدر قصد ازدواج دارد. نرگس و نسرين تصميم مي گيرند جاي خود را با هم عوض كنند، نسرين نزد مادر و نرگس نزد پدر مي رود ولي بعد براي آشتي دادن پدر و مادر تصميم مي گيرند خود را مخفي كنند در حاليكه مادر از ماجراي عوض شدن و بعد هم گم شدن آنها مطلع مي شود و با پدر بچه ها تماس مي گيرد و به جستجوي بچه ها مي روند در حاليكه آن ها نزد مادربزرگ پدري مخفي شده اند، مادربزرگ خبري به پدر و مادر نمي دهد و آنها باز هم به جستجو مي پردازند و در كشاكش جستجو با هم آشتي مي كنند و خواهران دو قلوي غريب به هم مي رسند.