برچسب پرویز پورحسینی

تنها دلخوشی من 1389

مادري زحمتکش که پس از مرگ همسرش، تنها پسرش، امير را بزرگ کرده است. امير ازدواج مي کند اما شرط پدر دختر اين است که خانه پدري امير به نام دخترش ثبت شود. امير مادرش را تحت فشار مي گذارد تا هر چه زودتر خانه را به نام عروس کند، کار آن ها به مشاجره مي کشد و اعصاب مادر به هم مي ريزد. او که آشپز خانه سالمندان است، در همان روز به دليل مشغله فکري غذاي خانه سالمندان را مي سوزاند و همين خطا باعث اخراج او مي شود. با فشارهاي امير و عروسش مادر تصميم مي گيرد بي خبرخانه را ترک کند؛ اين در حالي است که يکي از زناني که از سوي فرزندانش به خانه سالمندان برده شده نيز به مادر پناه آورده، چون نمي خواهد در خانه سالمندان بماند. آن ها خانه اي کوچک اجاره مي کنند و بعد هر دو براي پيدا کردن کار راهي خيابان ها مي شوند و اتفاقي به رستوراني مي روند که صاحب آنجا به يک آشپز نياز دارد. اما صاحب رستوران هم با پسرش دچار مشکل است و...

یکی از همین روزها 1386

این فیلم زندگی مهندسی جوان به نام پوریا (نیما رئیسی) است که در آستانه ازدواج با دختری ثروتمند به نام ندا (شبنم قلی‌خانی) قرار دارد و ... اختلاف طبقاتی از موقعیت های آشناست که برای ایجاد تضاد و تقابل در نظر گرفته شده است. جرقه اولیه برای گرایش پوریا به جهش طبقاتی، با یک اتفاق ساده در مهمانی روشن می شود و از این به بعد است که او شروع می کند به دو پله یکی کردن؛ برای بالا کشیدن خود و ... از وجهی دیگر غرق شدن در مناسبات مالی که از جنس او نیست.

زنگ انشاء (کوتاه) 1364

علی درباره موضوع انشا که آداب غذا خوردن است فکر می کند. اما چیزی نمی تواند بنویسد. او به مدرسه می رود و می بیند که بقیه بچه ها هم چیزی نتوانسته اند بنویسند. معلم برای آنها توضیح می دهد که او هم زمانی چیزی از آداب غذا خوردن نمی دانسته تا این که با پیرمردی برخورد می کند و او این آداب را از او می آموزد. معلم تمام آنچه را که آموخته بود به بچه ها می آموزد. اکنون علی و دیگر دانش آموزان می توانند در این باره بنویسند.