برچسب پرویز شهبازی

سونامی 1397

«سونامی» روایت‌گر داستان زندگی دو تکواندوکار ملی پوش به نام‌های مرتضی(با بازی بهرام رادان) و بهداد(با بازی مهرداد صدیقیان) است که وقوع حوادثی سرنوشت این دو را به یکدیگر گره می‌زند. استاد خسروی(با بازی علیرضا شجاع نوری) مربی باسابقه تکواندو پس از سال‌ها دوری از عرصه مربیگری تیم ملی، به دعوت سرپرست جدید فدراسیون تکواندو از آمریکا به ایران بازمی‌گردد؛ تعدادی از اعضای تیم ملی طی این سال‌ها ایران ترک کرده‌اند تا برای کشور دانمارک بازی کنند. خسروی که در المپیکِ سال 2012 لندن برای جلوگیری از مبارزه شاگردش؛ مرتضی با ورزشکار صهیونیستی به او گفته است: "باید ببازی"، پس از مصدومیت شاگرد جوانش بهداد؛ ملقب به سونامی، بار دیگر به سراغ شاگرد قدیمی‌اش مرتضی رفته و او را به تیم ملی فرا می‌خواند؛ دعوتی که آغازگر چالش‌هایی تازه در اردوی آماده‌سازی تیم ملی تکواندو است.

نفس عمیق 1380

گويا دختر و پسري بر اثر تصادف، در درياچه سد كرج غرق شده اند و مردم و مأموران قصد دارند اجساد آنها را از آب بيرون بكشند. قطع به نمايي از استخر و كامران كه در حال شنا كردن است. او زندگي مرفه و خوبي دارد و جزو دانشجويان ممتاز است اما در مقطعي از زندگي اش دچار نااميدي مطلق شده و لب به غذا نمي زند و شب ها نيز نمي خوابد. او دوستي صميمي به نام منصور دارد كه به او پناه مي برد. منصور نيز در زندگي اش مشكلات زيادي دارد. مادرش در آسايشگاه بستري است، خواهرش زندگي نابساماني دارد و صاحبخانه نيز از او به خانه راه نمي دهد. كامران و منصور روزها در خيابان سرگردان به اين سو و آن سو مي روند و شب ها نيز در مسافرخانه مي خوابند. آنها همين طور بي انگيزه روزگارشان را سپري مي كنند. منصور و كامران در حالي كه با ماشيني كه دزديده اند در خيابان چرخ مي زنند با دختري به نام آيدا آشنا مي شوند و منصور دلبسته او مي شود. آيدا دختري پرشور و ظاهراً اميدوار به زندگي است. او براي مدتي باعث مي شود منصور ناراحتي و مشكلات زندگي اش را فراموش كند و از حالت منفعلي كه داشت خارج شود. اما سكوت و اندوه كامران و گرايش او به مرگ همچنان دغدغه منصور است. تا اينكه وضع جسماني كامران به هم مي ريزد و در بيمارستان مي ميرد. منصور اين بار دچار نااميدي كامل مي شود. از سويي نيز آيدا را كه به رابطه اش با منصور پي برده اند از خوابگاه اخراج مي كنند. او هم نااميد شده و مي گويد قرار است برايش خواستگار بيايد، اما با پيشنهاد منصور به شمال مي روند. در پايان به نظر مي آيد كه ماشين آنها دچار تصادف و در سد غرق مي شود. و اين در واقع همان نماي اول فيلم است، اما در نماي آخر، آنها با ماشين در جاده اي مه گرفته كوهستاني دور مي شوند.

طلا 1397

چند جوان براي رسيدن به درآمد بيشتر به فکر راه اندازي رستوراني با منوي سوپ مي افتند. يکي از آنها که به دليل مشکلات فراوان مالي قادر به سرمايه گزاري نيست، از طرفي دختر برادر خردسالش طلا نيز به بيماري پرخرجي مبتلاست. جوان به تشويق دوست دخترش دريا براي رفع قرضهايي که دارد به گاوصندوق پدر دريا دستبرد ميزند و با اينکار صاحب مغازه سکته ميکند. جوان با دلارهاي دزديده شده سعي دارد طلا را از مرز خارج کند و او را درمان کند...

سال دوم دانشکده من 1396

مهتاب (سها نیاستی) و آوا (فرشته ارسطویی) دانشجویان سال دوم دانشکده معماری هستند که به اتفاق تعدادی دیگر از همکلاسی‌هایشان برای یک سفر چند روزه دانشجویی از تهران به اصفهان می‌روند. در اصفهان آوا خونریزی مغزی می‌کند و به بیمارستان منتقل می‌شود. در آنجا مهتاب به علی (دوست پسر آوا) زنگ می‌زند که به اصفهان بیاید و ....

سینمای ایران برای ماراتن فجر آماده می‌شود/ از موضوعات اجتماعی و ترور تا توجه به فعالیت منافقین

جشنواره فیلم فجر امسال حاصل سیاستگذاری ایوبی و مدیرانش خواهد بود که امیدواریم تنوع ژانر در این فجر باشیم.۱۷ سینماگر از بزرگان سینمای ایران و بسیاری از سینماگران مطرح خود را برای ماراتن فجر آماده می‌کنند.