دردسر طلایی 1391
فیلم «دردسر طلایی» داستان زندگی فردی به نام محمود است که پسر ناتنی شخصی به نام احتشام یکی از طلافروشان معروف شهر است. او عاشق دختری می شود که پدرش رفتگر است و در این میان کیفی پر از طلا گم می شود.
فیلم «دردسر طلایی» داستان زندگی فردی به نام محمود است که پسر ناتنی شخصی به نام احتشام یکی از طلافروشان معروف شهر است. او عاشق دختری می شود که پدرش رفتگر است و در این میان کیفی پر از طلا گم می شود.
دختر بچه ای به نام شادی که ارتباط عاطفی بسیار قوی با پدربزرگش دارد، با سوال بزرگی به نام مرگ مواجه می شود، پدر بزرگ در جواب به سوال شادی که زمان مرگ او را می پرسد، زمان مرگ را به شوخی وقتی اعلام می نماید که کفش هایش پاره شوند. از آن به بعد شادی درگیر کفش های پدربزرگ میشود تا مبادا به آنها آسیبی برسد. در طی اتفاقی یک لنگه از کفش پدر بزرگ پاره می شود. شادی سریعا کفش را به کفاشی برای تعمیر می سپارد. پدربزرگ نیز به علت عارضه قلبی روانه بیمارستان می شود و...