برچسب پدرام شیوندی

رویای نیمه شب 1405

داستان این سریال در سال ۷۱۰ هجری و سال‌های سلطنت محمد خدابنده اولجایتو اتفاق می‌افتد. این سریال داستان عشق فتاح، جوانی سنی مذهب به تلما، دختری شیعه را شهر حله روایت می‌کند. دو دلداده‌ای که عشقشان در میانِ مخالفت خانواده‌ها و سیاست‌های تفرقه‌ افکنانهٔ حاکمان شهر گرفتار می‌شود اما برای رسیدن به یکدیگر از هیچ تلاشی دست نمی‌کشند.

بهار شیراز 1404

داستان «بهار شیراز» در شهر شیراز و در بستر زندگی خانواده‌ای ریشه‌دار جریان دارد؛ خانواده «نادر معدل» و همسرش، پوران نظافت که با فرزندان و اطرافیانشان، درگیر موقعیت‌هایی ساده، روزمره و در عین حال شیرین و طنزآمیز می‌شوند. روایت‌ها از دل روابط خانوادگی بیرون می‌آیند؛ جایی که شوخی، مهر، سوءتفاهم و همدلی، در کنار هم تصویری آشنا و دوست‌داشتنی از زندگی ایرانی ترسیم می‌کند.

بوقچی 1403

این مجموعه روایتگر ماجرای تیم فوتبال شهرستان بهاردشت در حومه تهران است که به کارخانه کنسرو سازی چیت دانه متعلق بوده است. با تغییر مالکیت کارخانه، مالک جدید تصمیم می‌گیرد برای ساخت مجتمع مسکونی، کارخانه را تعطیل کند؛ اما برای این کار در ابتدا باید تیم فوتبال را از بین ببرد. چون نمی‌تواند این کار را به‌صورت مستقیم انجام دهد، تصمیم می‌گیرد یکی از بوقچی‌های قدیمی تیم را به‌عنوان سرمربی انتخاب‌کند و این تازه آغاز ماجراست.

مرهم (پردیسان) 1403

داستان این مجموعه حول محور زندگی منیژه است که پس از سال‌ها دوری از ایران، برای یافتن گمشده‌اش به کشور بازمی‌گردد. اما تقدیر برای او شگفتی‌های بیشتری در نظر گرفته است. فضای داستان در زندگی خانواده‌های روحانیون می‌گذرد و به‌عنوان یک ملودرام زنانه، روایت‌های متفاوتی از زندگی این خانواده‌ها را به تصویر می‌کشد. در این سریال، همسران شخصیت‌های اصلی همگی روحانیونی هستند که برای تبلیغ به مناطق مختلف رفته‌اند و در این مسیر با ماجراهای گوناگونی مواجه می‌شوند.

این جمعیت قابل کنترل 1402

مادری ۸۰ ساله در خانواده‌ای پر جمعیت در جنوب شهر همیشه در آرزوی سفر به مکه و زیارت خانه خدا بوده است. پسر کوچک او بعد از چند سال موفق می‌شود نوبت سفر حج شخص دیگری را برای مادر خریداری کند. همه‌ی خانواده با خوشحالی در حال تدارک سفر مادر هستند. اما پسر بزرگ خانواده ناخواسته اتفاقی را رقم زده که مادر به هیچ عنوان نمی‌تواند به این سفر برود. هیچ کس قادر به گفتن حقیقت به مادر نیست. تا اینکه نوه پسری، در کمال ناباوری و به دور از چشم بقیه‌ی خانواده، مادر را به آرزویش می‌رساند.