برچسب پدرام شریفی

روایت علیرضا معتمدی از سال‌ها دلبستگی به شاهنامه همزمان با اجرای «پسران فریدون»

برنا- گروه فرهنگ و هنر: همزمان با نزدیک شدن به اجرای «پسران فریدون»، علیرضا معتمدی از علاقه دیرینه خود به شاهنامه و تلاش چند ساله‌اش برای خلق آثار اقتباسی از این اثر ماندگار نوشت.

آواز در باران 1387

داستان این سریال دربارهٔ زندگی پرافت و خیز یک سرهنگ تبعیدی در دوران پهلوی است که از فرمان تیر تعدادی از مبارزان سرباز می‌زند. وقتی این خبر به مقامات بالاتر گزارش می‌شود، سرهنگ خلع درجه می‌شود و به زاهدان تبعید می‌شود. او بعد از ۲۵ سال سکونت در زاهدان با یک تاجر چای دوست می‌شود و علاوه بر آن در تجارت نیز با هم همکاری می‌کنند. او اهل بوشهر است و وابستگی‌هایی به رئیسعلی دلواری دارد. علاوه بر این سرهنگ که ذوق نویسندگی هم دارد، شروع به نوشتن رمانی با موضوع مشکلات اجتماعی می‌کند.

مجموع این اتفاقات باعث می‌شود ساواک و نیروهای امنیتی نسبت به او حساستر شوند. پس از آن فردی که به عنوان رئیس سازمان امنیت زاهدان منصوب می‌شود، قبلاً نیز مناسباتی با سرهنگ داشته است. او فرزند یکی از گماشتگان اوست که کودکیاش را در خانه او گذرانده و مجموع اتفاقاتی که در آن زمان افتاده، باعث شده او بخواهد در این موقعیت با سرهنگ تسویه حساب کند…

بی همه چیز 1399

در روستایی پیش از انقلاب فردی خان‌زاده با نام امیر به عنوان قاضی محلی در روستا فعالیت می‌کند و به خاطر سابقه خوبی که داشته، مردم به او اعتماد کامل دارند و بخش مهمی از کارهای روستا را به امیر سپرده‌اند. حال پس از سال‌ها یکی از اهالی روستا با نام لی لی که از روستا به خاطر تهمت مردم به فاحشه بودن رفته، به عنوان اشراف‌زاده به روستا برمی‌گردد و به مردم وعده می‌دهد که در صورت کشتن امیر، پول زیادی به آن‌ها خواهد داد…

بی صدا حلزون 1398

الهام زنی کم‌شنوا است که با همسر کم‌شنوای خود، سعید مشکل بزرگی دارد و این مشکل منجر به جدایی آنها شده است. الهام می‌خواهد پسر کم‌شنوایش عمل کاشت حلزون را انجام بدهد تا بتواند به مدرسه بچه‌های شنوا برود و از نعمت شنیدن برخوردار شود و سعید با این عمل سر ناسازگاری دارد و دلش نمی‌خواهد که یگانه فرزند آنها یعنی مهرشاد زیر تیغ این جراحی برود.

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

همگناه 1398

داستان سریال راجع به خانواده‌ای قدیمی در تهران به نام صبوری است که سال‌ها است در کار پرورش گل‌های تزئینی و گل‌های مختلف هستند. خانوادهٔ صبوری متشکل از سه برادر( مسعود رایگان)، ( پرویز پرستویی )،( مهدی پاکدل)، و یک خواهر( رویا تیموریان) است، خانواده‌ای که همگی در این شرکت کار می‌کنند و شغل موروثی خانوادهٔ خود را دنبال می‌کنند، فقط پسر دوم، فریبرز(پرویز پرستویی) است که در حال حاضر ۵۸ سال سن دارد و افسر ادارهٔ آگاهی است و داستان زندگی خود را بی‌تأثیر از خانوادهٔ خود نوشته‌است. فریبرز در جوانی تصمیم می‌گیرد که پلیس شود و برای گذراندن دورهٔ آموزشی به شهرستانی می‌رود و دستش به گناهی آلوده‌است که خودش هم به دنبال حل این معما و کشف گناهش است.

خانوادهٔ صبوری همچنان در آرامش در خانه‌ای قدیمی با هم زندگی می‌کنند، اما ورود جوانی به این خانواده زندگی همهٔ خانواده را دستخوش تغییراتی می‌کند که…