بازیگر «نون خ»: سانسور بس است؛ پدر سریال را درآوردید
پاشا جمالی، بازیگر «نون خ» در اعتراض به سانسور سکانسهایی از این سریال، در پستی اینستاگرامی نوشت: «سانسور دیگر بس است، پدر سریال را درآوردید، اجازه دهید مردم بیشتر بخندند.»
پاشا جمالی، بازیگر «نون خ» در اعتراض به سانسور سکانسهایی از این سریال، در پستی اینستاگرامی نوشت: «سانسور دیگر بس است، پدر سریال را درآوردید، اجازه دهید مردم بیشتر بخندند.»
«ازازیل» داستانی است از زندگی دکتر شوکا مهرجویی، یک پزشک متخصص زنان و زایمان، و همسرش مانی پاشایی، زندگی آرام این زوج در شب تولد مانی، با ناپدید شدن مرجان، یکی از همسایگانشان، به هم میریزد.
سرگرد بهروز شریفی، مأمور تحقیق این پرونده، متوجه میشود که ناپدید شدن مرجان ممکن است به دو پرونده مشابه دیگر مرتبط باشد. اما این تنها آغاز ماجرا است؛ کشف یک جسد در نزدیکی محل زندگی این زوج، پرونده را وارد فازی پیچیده و پر رمز و راز میکند.
این مجموعه 25 قسمتی به موضوعاتی چون محیط زیست، میراث فرهنگی، مسائل قومیتها و اتحاد آنها میپردازد و از داستانی طنز و جذاب برخوردار است. در این فصل نورالدین از روستای خود دل کنده و این بار به کرمان و چابهار سفر میکند.
قباد همه امور مرتبط با دیوان سالار را بعد از مرگ بزرگ آقا بزرگ برعهده می گیرد. عمه بلقیس برای حفظ قدرت در دست قباد عازم تهران می شود.
فوفو توسط میتامیتاها از سیاره کامادو دزدیده شده و از زمین سر در می آورد.
در سریال «نون خ 4» پس از یورش گله گرگ ها به روستا و تارو مار شدن گاو و گوسفندان روستاییان، زندگی اهالی با چالش جدیدی مواجه می شود. بزرگان ده تلاش می کنند با شکار گرگ ها اوضاع را به حالت عادی برگردانند، اما هر بار به دلایلی موفق نمی شوند. به اجبار یکی از شکارچیان ده بالا را استخدام می کنند. در ادامه آنچه باعث شعله ور شدن اختلافات قدیمی بین دو روستا شده، اهالی روستای «نورالدین» را برای خروج از رکود اقتصادی، جمعیتی و جبران عقب ماندگی از ده بالا به تکاپو می اندازد و ماجراهای ریز و درشتی را رقم می زند.
در فصل سوم شیرین به کمک صابر از دارالمجانین فرار میکند. با مرگ بلقیس بدست اکرم و ورود شربت(پانتهآ پناهیها) پرستار قلابی فصل اول شروع میشود. شربت معشوقه ی نصرت در عمارت با نام لاله خدمتکاری میکند. هوشنگ با شخصی به نام مهری ازدواج موقت میکند ولی مادر همسر اول هوشنگ حمیرا مانع دائم شدن ازدواج میشود. هاشم و اصغری به دست شاپور بهبودی به علت کمک به ثریا برای خروج از کشور به قتل میرسند. فرهاد به علت فراری دادن ناموفق دکتر مصدق به دستگیر و به اعدام محکوم میشود. شربت به دست شاپور بهبودی و به کمک اکرم و قباد به قتل میرسد. قباد اکرم را به علت قصد کشتن کبیر به دستور سروان آپرویز از عمارت بیرون میاندازد. شهرزاد شیرین را میبیند و با شیرین هم دست میشود برای کشتن قباد. مرضیه(مادر فرهاد) از شهرزاد خواهش میکند که به عمارت برگردد تا تجدید نظری در حکم پسرش بشود. شهرزاد از فرهاد جدا میشود و به عمارت برمیگردد. شیرین و صابر و فرهاد دست به یکی میکنند برای کشتن قباد...
این سریال که داستانی اجتماعی با رگه های کمدی دارد، پوریا پورسرخ و مریم مومن در آن ایفاگر نقش زوجی هستند که در زندگی با چالش هایی جدی روبرو می شوند. در کشاکش این چالش ها ، حوادث و اتفاقاتی برای آنها رخ می دهد که گاه زمین می خوردند و گاه بر میخیزند ، اما کسی نمی داند سرنوشت برای آنها چه رقم زده است