جنگل آسفالت 1402
هنگامه برای نجات جان برادرش نیاز به پول دارد. او برای آماده کردن این پول دست به خطر بزرگی میزند و…
هنگامه برای نجات جان برادرش نیاز به پول دارد. او برای آماده کردن این پول دست به خطر بزرگی میزند و…
فهیمه میربُد بعد از بیست و هشت سال زندگی مشترک، در آستانه شصت سالگی از همسرش جدا میشود؛ چک مهریهاش را تحویل میگیرد و با وسایل شخصیاش که اندازه یک چمدان است راهی میشود به مقصد زادگاهش. شهرستانی کوچک که همه ساکنین یکدیگر را میشناسند و همچنان فضایی سنتی در آنجا حکمفرماست. فهمیمه حالا با یک برگ چک در شهری کوچک میخواهد دوباره از صفر شروع کند و زندگی که خودش دوست دارد را بسازد؛ او میخواهد برای خودش فقط برای خودِ خودش زندگی کند!
در منطقه ای نزدیک البرز و زندان قزل حصار، یک آبادی وجود دارد که مختص فقیران و آشغال جمع کنها و افراد به شدت گیر افتاده در تمکن مالی است. شکور، شاهین، شهره و شهروز به همراه پدر و مادرشان، در این آبادی زندگی میکنند. خشونتهای جامعه و مسائل جمعی مواد مخدر به طوری این خانواده را تحتالشعاع قرار دادهاست که این خانواده از هم میپاشد. همچنین جنایتها و جرمهایی در دنیای این افراد رخ میدهد …
داستان مردي را روايت ميکند که بعد از مرگ همسرش او را در يک قبر دو طبقه دفن ميکند اما پس از مدتي که سر مزار همسرش ميرود متوجه ميشود به اشتباه مردي غريبه در آن مکان (قبر ديگر) دفن شده است.
فیلم استراحت مطلق دربارهٔ زنی (ترانه علیدوستی) است که از شهر دامغان به تهران آمده تا دوباره به محل کار قبلی خود برود. او در سفر به تهران با شوهر سابقش مواجه میشود که فردی خشن و پرخاشگر است و همچنین دوستان شوهرش که…
داستان فیلم درمورد زن جا افتاده ای است که در سال های جنگ در شهر زنجان زندگی می کند. پسرش خلیل در جبهه مفقود الاثر شده اما او امیدواتر است که خلیل بازگردد.
زنی در کوهستان از دنیا رفته و همسرش نیز در هتل نزدیکی کوه به سر می برد. مرد ناگهان تصمیم می گیرد تا افرادی را در هتل به گروگان بگیرد که...
نویسنده ی ناخوش بنام طاهر محبی که سه سال در یک موسسه روان درمانی بستری و در آستانه ابتلا به شیزوفرنی بوده نقش اصلی این فیلم میباشد. پزشک معالج او (مصفا) می خواهد او را ترخیص کند تا به منزل خودش برود و همسرش ژاله (معمتد آریا) از او پرستاری کند اما وقتی می شنود که همسرش درخواست طلاق داده ، در تصمیم خود تردید می کند. ظاهرا افسردگی باعث شده تا زندگی با او غیرقابل تحمل باشد.اما به سفارش پزشک معالج طاهر ، ژاله از اعلام تصمیمش برای طلاق به او منصرف می شود و آنها با حالت موذبی در خانه ی ساحلی شان مستقر می شوند.