برچسب پارسا مجد

عامه پسند 1398

فهیمه میربُد بعد از بیست و هشت سال زندگی مشترک، در آستانه شصت سالگی از همسرش جدا می‌شود؛ چک مهریه‌اش را تحویل می‌گیرد و با وسایل شخصی‌اش که اندازه یک چمدان است راهی می‌شود به مقصد زادگاهش. شهرستانی کوچک که همه ساکنین یکدیگر را می‌شناسند و همچنان فضایی سنتی در آن‌جا حکمفرماست. فهمیمه حالا با یک برگ چک‌ در شهری کوچک می‌خواهد دوباره از صفر شروع کند و زندگی که خودش دوست دارد را بسازد؛ او می‌خواهد برای خودش فقط برای خودِ خودش زندگی کند!

مغزهای کوچک زنگ زده 1396

در منطقه ای نزدیک البرز و زندان قزل حصار، یک آبادی وجود دارد که مختص فقیران و آشغال جمع کن‌ها و افراد به شدت گیر افتاده در تمکن مالی است. شکور، شاهین، شهره و شهروز به همراه پدر و مادرشان، در این آبادی زندگی می‌کنند. خشونت‌های جامعه و مسائل جمعی مواد مخدر به طوری این خانواده را تحت‌الشعاع قرار داده‌است که این خانواده از هم می‌پاشد. همچنین جنایت‌ها و جرم‌هایی در دنیای این افراد رخ می‌دهد …

طبقه حساس 1392

داستان مردي را روايت مي‌کند که بعد از مرگ همسرش او را در يک قبر دو طبقه دفن مي‌کند اما پس از مدتي که سر مزار همسرش مي‌رود متوجه مي‌شود به اشتباه مردي غريبه در آن مکان (قبر ديگر) دفن شده است.

استراحت مطلق 1393

فیلم استراحت مطلق دربارهٔ زنی (ترانه علیدوستی) است که از شهر دامغان به تهران آمده تا دوباره به محل کار قبلی خود برود. او در سفر به تهران با شوهر سابقش مواجه می‌شود که فردی خشن و پرخاشگر است و همچنین دوستان شوهرش که…

آباجان 1395

داستان فیلم درمورد زن جا افتاده ای است که در سال های جنگ در شهر زنجان زندگی می کند. پسرش خلیل در جبهه مفقود الاثر شده اما او امیدواتر است که خلیل بازگردد.

شاه کش 1396

زنی در کوهستان از دنیا رفته و همسرش نیز در هتل نزدیکی کوه به سر می برد. مرد ناگهان تصمیم می گیرد تا افرادی را در هتل به گروگان بگیرد که...

حکایت دریا 1395

نویسنده ی ناخوش بنام طاهر محبی که سه سال در یک موسسه روان درمانی بستری و در آستانه ابتلا به شیزوفرنی بوده نقش اصلی این فیلم میباشد. پزشک معالج او (مصفا) می خواهد او را ترخیص کند تا به منزل خودش برود و همسرش ژاله (معمتد آریا) از او پرستاری کند اما وقتی می شنود که همسرش درخواست طلاق داده ، در تصمیم خود تردید می کند. ظاهرا افسردگی باعث شده تا زندگی با او غیرقابل تحمل باشد.اما به سفارش پزشک معالج طاهر ، ژاله از اعلام تصمیمش برای طلاق به او منصرف می شود و آنها با حالت موذبی در خانه ی ساحلی شان مستقر می شوند.