برچسب وحید کی احمدی

بلندگوهای افسانه ای 1387

نوجواني 12 ساله به نام پويا مدام در حال دروغ گفتن و انجام كارهاي بد است تا اين‌كه از طرف يكي از دوستان خانوادگي، صندوقچه‌اي به دست پويا مي‌رسد كه پس از مدتي، ميكروفن و بلندگوهاي داخل آن جان مي‌گيرند و زنده مي‌شوند تا به پويا و دوستانش كمك كنند تا دست از كارهاي ناشايست خود بردارد.

صدای پای من 1389

دانيال قهرمان دو و ميداني در يكي از روستاهاي مرزي كشور بر اثر برخورد با مين، پاي خود را از دست مي دهد. او با كمك معلم و خانواده اش و يك پاي مصنوعي كه حرف مي زند، دوران افسردگي را طي مي كند. پاي مصنوعي آرزو دارد كه واقعي شود و در كفش بو بگيرد! فرشته مهربان به او قول مي دهد كه اگر پاي خوبي براي يك بچه باشد، او را واقعي كند. شب مسابقه پاي مصنوعي گم مي شود، رقيب دانيال آن را دزديده است.