برچسب وحید نفر

بیگانه ای با من است 1399

قصه و سناریو این سریال، در دهه شصت و سال ۶۹ و پیرامون شخصیت نساء (شبنم قلی‌خانی) می‌باشد، نساء کارگر زوجی به نام‌های مینو و امیرعلی در شیراز است و در پی فرار کردن نساء از دست شوهرش برای نفروختن بچه اش، همراه با این زوج راهی یک سفر می‌شود، که همین سفر، خود، شروع ماجراهای این سریال است، در ادامه داستان زندگی نسا، دروغ وارد زندگی او می‌شود و همان دروغ، موجب دروغ گفتن‌های بعدی او و آغاز ماجراهای جدیدی برای او می‌شود

اینجا بدون من 1389

احسان با حالتي پريشان سوار اتوبوس بين شهري است و قصد سفر دارد. او ادعا مي كند كه نمي تواند مرز ميان خيال و واقعيت را تفكيك كند. از اينجا به شكلي كه گويي وارد يك روايت خيالي شده ايم به محل كار او مي رويم كه انبار يك كارخانه است. احسان با مادرش كه در يك كارخانه مواد غذايي كار مي كند و خواهر افليجش، يلدا زندگي محقر و دردمندانه اي دارد. مادر براي اينكه يلدا را از گوشه گيري و انزواي ناشي از مشكل جسماني اش برهاند و به گمان خود براي شوهر دادن آماده كند، او را به كلاس «گل چيني» فرستاده، غافل از اينكه يلدا از حضور در كلاس طفره مي رود و به جايش وقتش را در خيابان مي گذراند. تنها دل بستگي يلدا مجموعه اي از حيوان هاي شيشه اي است كه نگه داري مي كند و همه وقتش را به آنها اختصاص مي دهد. از سوي ديگر، احسان كه ذوق و توانايي نوشتن هم دارد، دل بسته سينماست و در جلسه هاي نمايش فيلم در كانون هاي فيلم و سالن هاي سينما حضور مي يابد. مادر كه مخالف اين گرايش هنري احسان است مجله هاي «فيلم» او را به سطل زباله مي ريزد و اختلاف نگاه و سليقه ريشه دار و قديمي ميان آنها بيش از پيش آشكار مي شود. مادر كه گويي آرزويي جز «به خانه بخت فرستادن» دخترش ندارد متوجه مي شود كه...

انزوا 1395

زهره در راه منزل احساس می‌کند کسی او را تعقیب می‌کند. او فرار کرده و همین عامل باعث می‌شود تا او در یک سانحهٔ تصادف فوت کند. پرویز همسر زهره بعد از ۶ سال، برای اولین بار، با ضمانت رئیس زندان به مدت ۷۲ ساعت به مرخصی می‌رود تا زهره را دفن کرده و در مراسمش شرکت کند. اما او دغدغه‌اش چیز دیگری‌ست.

آذر شهدخت پرویز و دیگران 1392

بازيگري معروف (مهدي فخيم زاده) که سال ها در سينما کار کرده از اين که همسرش بازيگري در سينما را به شکلي حرفه اي ادامه دهد ناراضي است و اين باعث اختلاف آنها مي شود. سفر دختر جوان خانواده (مرجان شيرمحمدي) به ايران و مشکلاتي که با همسرش داشته خانواده را دور هم جمع مي کند. آذر (مرجان شيرمحمدي) در اقامت در عمارت خانوادگي و اتفاقي با مردي جوان (رامبد جوان) آشنا مي شود و تصميم به ماندن مي گيرد.

کشتارگاه 1398

فیلم کشتارگاه روایتی از مشکلات اجتماعی کشور و درباره مرد جوانی به نام امیر است؛ امیر به تازگی از فرانسه دیپورت شده و ناخواسته وارد ماجرایی می‌شود. او بخاطر پدرش شریک یک جنایت هولناک می‌شود...

تورنا 2 1397

«تورنادو» با مضمون کودک و نوجوان داستان پرفسوری را روایت می‌کند که موفق به ساخت یک رستوران شده است. رستورانی که در نهایت به یک سفینه تبدیل می‌شود. حال با ورود چهار نوجوان به قصه و با شیطنت آنان، این سفینه مقداری زودتر از موعد به پرواز درمی‌آید. سفینه در نهایت به فضا رفته و در یک سرزمین ناشناخته فرود می‌آید...

نفس 1394

«نفس» قصه زندگي يک خانواده يزدي بين سال هاي 57 تا 62 است. "نفس" روايتي از زندگي چهار کودک با نام‌هاي بهار، نادر، کمال و مريم است که همراه پدرشان غفور (مهران احمدي) و مادربزرگ (پانته‌آ پناهي‌ها) در دهه50 خورشيدي نفس مي‌کشند! دنياي اين کودکان دنيايي است پر از روياهاي زيباي کودکانه که قرار است رنگ حقيقت به خود بگيرد.