دست به نقد 1394
مجموعه دست به نقد یک مجموعه طنز اپیزودیک میباشد که ورزش و مردم، خانه سالمندان، استندآپ، زایشگاه، اتوبوس، من و تو پلاس، قندپهلو، کارمند، ایست مطبوعاتی، مرده شوخونه، دفتر قبرستون و... از جمله اپیزودهای این اثر هستند.
مجموعه دست به نقد یک مجموعه طنز اپیزودیک میباشد که ورزش و مردم، خانه سالمندان، استندآپ، زایشگاه، اتوبوس، من و تو پلاس، قندپهلو، کارمند، ایست مطبوعاتی، مرده شوخونه، دفتر قبرستون و... از جمله اپیزودهای این اثر هستند.
نیما در اتاقی غریب به هوش می آید بدون اینکه از خود و گذشته چیزی به یاد بیاورد و تنها امید او پزشکی است که سعی دارد به او کمک کند و این موضوع باعث می شود...
داستان دربارهٔ یک آپارتمان سه واحدی و ساکنان آن است. ساکن یکی از خانهها صاحبخانه آپارتمان اصغر پیردوست (سعید پیردوست)و پسرش کوروش (سیامک انصاری)است که فروشگاه لوازم خانگی نیز در نزدیکی آن دارند. مستأجر خانه دوم منزل یک کاراگاه به نام اردلان پشندی(مهران مدیری) است که پس از چند قسمت بازنشسته میشود و کارمند شرکت خصوصی میشود همسر او منیژه جابری(سحر جعفری جوزانی) است. مستأجر خانه سوم منزل باجناغ اردل بامشاد پهنفر(رضا شفیعیجم) و همسرش مُژده جابری(سحر ولدبیگی) است. اردل و بامشاد در شرکت منچولباف (مرکز نهادینهسازی چالشها و لوازم بهینهسازی امور فرهنگی) که متعلق به پدر زن آنها رستم جابری(محمدرضا هدایتی) است با یکدیگر همکار هستند. مژده و منیژه نیز با یکدیگر خواهر هستند که پدر آنها رستم جابری (ددی) است. همچنین کوروش در قسمتهای بعد با بهنوش (ساناز سماواتی)خواهر بامشاد ازدواج میکند.
فرهاد (مهران مدیری) یک بررهای است که سالها پیش برای تحصیل از برره به تهران آمده و با مهتاب مهتابی (سحر زکریا) ازدواج کرده و داماد سرخانه است. او که ذاتاً فردی چاپلوس است با همین روش در یک شرکت مهندسی ساختمان مشغول کار معماری شده و به تدریج، جای مدیر بخش پیشین را اشغال میکند. طُغرُل (محمدرضا هدایتی) سرایدار خانه پدر (ابراهیم آبادی) و مادر (هایده حائری) مهتاب است که به شدت از بررهایها بیزار است. در پی قبولشدن شادی (سحر ولدبیگی) - خواهر فرهاد - در دانشگاه در رشتهٔ «کتابگذاری»، پدرش او را نیز به تهران میفرستند تا در کنار فرهاد و مهتاب زندگی کند.
داوود (سید جواد رضویان) که یک پایینبررهای است به زور، مهمان خانهٔ فرهاد (پسرعمویش) میشود وبا مظلومنمایی خواهان کار در شرکت فرهاد میشود و سرانجام بهعنوان آبدارچی در آنجا مشغول بهکار میگردد. داوود در آغاز ورود به تهران، عاشق دختری به نام یاسمن (شقایق دهقان) میشود که فکر میکند فرزند خانوادهای ثروتمند است. اما هنگام خواستگاری میفهمد که او خدمتکار خانه است. او از فرهاد و مهتاب میخواهد که برای او و یاسمن، عروسی برگزار کنند. به این ترتیب داود و یاسمن نیز وارد خانهٔ فرهاد میشوند و برای زندگی، در یکی از اتاقها سکونت مییابند. پس از اینکه سپهر (سیامک انصاری) نیز به این جمع اضافه میشود روند سریال متفاوت شده و هر بار اتفاقات تازهای روی میدهد...
فردی به نام پرویز نشاط، بعد از مرگ پدرش وارث کارخانه نوشابه سازی می شود، وصیت پدر به پرویز این است که از عمه اش نگهداری کرده و مطابق سنت دویست ساله خانواده، اجازه ازدواج به خواهرش ناهید را ندهد. کارخانه با مشکل روبه رو می شود. پرویز خواهرش ناهید را برای فروش هتل شان به کیش می فرستد. ناهید در کیش با جوانی با نام محسن توکیو آشنا می شود. محسن عاشق ناهید می شود و رد او را در تهران می گیرد و به خواستگاری اش می رود اما با مخالفت پرویز روبه رو می شود و براثر درگیری که میان آنها به وجود می آید، پرویز بی هوش می شود. محسن توکیو یک قرص ژاپنی به او می دهد، پرویز به هوش می آید متوجه می شود که توانایی این را پیدا کرده است تا فکر آدم ها را بخواند …
شهروز جوانی است که از گذشته خود فراری است. او معتاد بوده و به دلیل سرقت به زندان افتاده است. عشقش را به اعتیادش باخته و تصمیم دارد بعد از آزادی از زندان، شیوه درست زندگی را انتخاب کند. اما او از خودش مطمئن نیست. شهروز با این آرزو قصه زندگیاش را هفته به هفته به عقب بازمیگردد. شاید که متوجه چالش و کاستیهای آن شود. مرشد راه را از چاه برایش جدا میسازد. اما او باز هم ظرفیت لازم برای متفاوت بودن را نیافته است…
معتمدي، خلافكار بزرگ، بر اثر اختلاف، شريك خود روشن را، در خارج از كشور به قتل رسانده و براي به دست آوردن اموال او و با هويت جعلي وارد ايران مي شود. پليس كه در جريان اين ماجرا قرار گرفته در صدد پيدا كردن مخفيگاه معتمدي و دستگيري او برمي آيد.از طرفي ديگر سارا كه نوه روشن است تصميم مي گيرد با همكاري دوستان خود به نام هاي آناهيتا، سام، فرهاد و كيوان ضمن گرفتن انتقام از معتمدي اموال مسروقه پدربزرگ خود را پس بگيرد.