قرمز یواش (لب خط) 1399
این فیلم روایت جوانی به اسم رضا است که در جنوب تهران «لب خط» زندگی میکند و از معدود آدمهایی در دنیاست که سندرم هایپرتیمزیا دارد.
این فیلم روایت جوانی به اسم رضا است که در جنوب تهران «لب خط» زندگی میکند و از معدود آدمهایی در دنیاست که سندرم هایپرتیمزیا دارد.
دختری به نام غنچه که همراه خالهاش زندگی میکند باعث به وجود آمدن دردسرهایی برای خالهاش میشود. دردسرهایی که هر کدام در قسمتی جداگانه نشان داده میشود.
بازگشت بیماری پسر خانواده که با پنهانکاری پدر همراه می شود، جرقه ای برای اتفاقات تازه در خانواده می شود...
پس از آنکه یک پلیس سابق ایرانی درگیر یک اتفاق ناگوار خانوادگی میشود، برای کشف علت اصلی این ماجرا به ترکیه سفر میکند. اما خیلی زود پای باندهای قاچاق مواد مخدر و تبهکاران بینالمللی به ماجرا کشیده میشود و…
این فیلم زندگی جوانانی را نشان میدهد که به دلیل اختلاف با خانواده از منزل طرد شدهاند و با واقعیتها و خشونتهای جامعه مواجه میشوند. ایمان و پایار، دو برادرند که پس از مرگ ناگهانی مادر به بحران روحی دچار میشوند و برای مقابله با آن، راههای متفاوتی در پیش میگیرند: ایمان به مصرف و فروش مواد مخدر روی میآورد و پایار به بوکسوری موفق بدل میشود.
غلامرضا پس از وقوع زلزلهای ویرانگر در شهرش سبز تپه، خانوادهاش را از دست می دهد و با همسر جدیدش به جادهای متروکه کوچ می کند و قهوه خانه قدیمی و مخروبهای را به مکانیکی تبدیل می کند و برای امرار معاش چشم به جاده میدوزد و با دلخوشی بازگشت تنها پسرش از ژاپن روزها را شب می کند.
فقر آهن داستان دختریست به نام آبان که در پی اتفاقي احساس میکند همهچیزش را از دست داده است. او براي پرداختن به يك جستوجوی درونی، سفري را آغاز میکند.