برچسب هیجانی

هنر جنگ

چهار عضو
نخبه تیم
مخفی
«کلاهک» در
سازمان
اطلاعات
ملی —
استراتژیست
الکس،
بیبی، بلیک
و کالیر —
توسط یک
سندیکای
جنایی به
دام
می‌افتند و
متهم به
خیانت
می‌شوند.
این چهار
مأمور که
حالا هم
دشمن و هم
دولت
خودشان
دنبالشان
هستند،
باید با یک
سری عملیات
ضدتروریستی
— از فرار
از تعقیب تا
نفوذ به
خطوط دشمن و
نجات
گروگان‌ها
— راهی به
بیرون پیدا
کنند و سرنخ
توطئه را به
رأس سندیکا
برسانند.

آخرین ردپا

سریال
آخرین
ردپا،
داستان
ایان
ریدلی،
مامور
پاسخ‌گویی
به
تماس‌های
اضطراری،
است که
دخترش مگی
سال‌ها قبل
ناپدید شده
و در ادامه
وقتی تماسی
از دختری
نوجوان
دریافت
می‌کند،
مطمئن
می‌شود
صدای مگی را
شنیده و
برای پیدا
کردن او و
بازگرداندن
خانواده‌اش
جستجوی
بی‌وقفه‌ای
را آغاز
می‌کند.

قاتل تقلیدکار

یک کارآگاه
جنایی آسیب
دیده از
گذشته،
برای تحقیق
درباره
قاتلی
تقلیدکار
فراخوانده
می شود؛
قاتلی که از
مشهورترین
پرونده او
تقلید می
کند. اما
ماجرا
زمانی
پیچیده می
شود که خود
او به عنوان
مظنون اصلی
معرفی می
شود و حالا
باید پیش از
آنکه آزادی
اش را از
دست بدهد یا
خودش به
قربانی
بعدی تبدیل
شود، قاتل
واقعی را
شناسایی و
افشا کند.

رقبای آمزایا کینگ

عمق
جنگل‌های
اوکلاهما.
آمزایا
کینگ،
زنبوردار
کاریزماتیک
و نوازنده
بلوگراس،
رهبر یک
گروه
آدم‌های
دردانه و
ساز به دست
است و
بهترین عسل
منطقه را
تولید
می‌کند.
وقتی دختر
فرزندخوانده
سابقش
کاتِری پس
از سال‌ها
باز
می‌گردد،
آمزایا
شانسی برای
ساختن
خانواده و
کسب‌وکار
مشترک
می‌بیند.
اما دنیای
عسل بی‌رحم
است و رقبا
هر چیزی که
ساخته را
تهدید
می‌کنند.

قهرمانان بی‌ سلاح

فیلم
قهرمانان
بی‌سلاح،
داستان
پرستاران و
کارکنان
بیمارستانی
است که در
جریان
حملات
تروریستی،
در حالی که
مهاجمان
شهر را هدف
گرفته‌اند،
برای نجات
جان ۴۰۰
بیمار در
بیمارستان
کاما تلاش
می‌کنند.

دختر در رودخانه

پس از ربوده
شدن دو
خواهر
دوقلوی
نوجوان —
جسد یکی از
رودخانه
میسیسیپی
بیرون
کشیده
می‌شود و
دیگری
ناپدید —
جنایت‌شناس
کهنه‌کار
آلان کریمر
به شهری
می‌رسد که
زیر بار
بدگمانی و
ترس له شده.
همکاری
اجباری او
با
پروفایلر
جوان
امیلیا
پمبروک
به‌تدریج
پرده از
رازی
برمی‌دارد
که قاتل با
دقتی
جراحانه
همه چیز را
طراحی کرده
است.

موتورسوار شهر

جان میلر پس
از عاشق شدن
به نامزد
سابق یک
تبهکار
قدرتمند،
با
پرونده‌ای
ساختگی به
زندان
فرستاده
می‌شود و
پس از آزادی
برای
انتقام از
عامل
نابودی
زندگی‌اش
بازمی‌گردد.

حبس

استلا، زنی
باردار که
به‌تازگی
همسرش را از
دست داده،
دعوت
خانواده
دورافتاده
شوهر
متوفی‌اش
را
می‌پذیرد و
در عمارت
بزرگ
روستایی
آن‌ها
اقامت
می‌کند.
اما پشت
سخاوت
ظاهری این
خانواده،
چیزی
ناآرام‌کننده
نهفته است.
وسواس
آن‌ها نسبت
به فرزند
متولدنشده
استلا
رفته‌رفته
شکل تهدید
به خود
می‌گیرد.