برچسب هومن معصومی

من و زیبا 1390

در شبي سرد و باراني، پيش از آنكه موسي به خانه برسد، همسرش راحله بر اثر درد زايمان جان مي سپارد. موسي در تمام عمر فكر مي كند كه باعث مرگ راحله شده است. او تمام وجود و عشق خود را پاي جعفر، تنها يادگار راحله مي ريزد.

پر پرواز 1379

بابك خواننده و آهنگساز جوان تلاش مي كند تا با كمك نامزدش ستاره مجوز انتشار نخستين كاست موسيقي خود را بگيرد، اما با موانعي روبروست. درهمين حال به وسيله دوست ستاره با دختري بنام ياسمن آشنا مي شود كه پدرش صاحب يك مؤسسه توليد نوار كاست و CD موسيقي است. ياسمن پدرش را وادار مي كند تا هزينه ضبط و توليد كاست اول بابك را بر عهده بگيرد. او درجريان ضبط اين نوار به بابك دل مي بندد. با عدم صدور مجوز توزيع اين كاست از سوي شوراي موسيقي، ياسمن به بابك پيشنهاد مي كند كه به لوس آنجلس برود و كار موسيقي را درآنجا پي بگيرد. بابك به رغم مخالفت مادر و نامزدش به اين پيشنهاد تن درمي دهد، درحالي كه رابطه اش با ستاره به سردي گراييده است اما كوشش ستاره و پدرش سرانجام منجر به صدور مجوز و ماندن بابك در ايران مي شود.

زخم شانه حوا 1388

زنی در شمال کشور زندگی می‌کند. فرزند او دو سال پیش شهید شده و عروسش بعد از دو سال تصمیم دارد بار دیگر ازدواج کند. شب عروسی به مادر خبر می‌رسد جنازه‌ای که دو سال پیش به خاک سپرده شده متعلق به فرد دیگری است و به احتمال زیاد فرزند او زنده است. او بعد از شنیدن این خبر جستجو را آغاز می‌کند و در اولین اقدام به جبهه می‌رود.

تابو 1393

سالار يكي از ملاكين بانفوذ منطقه‌ي هزارجريب، در آرزوي فرزند تصميم مي‌گيرد براي چهارمين بار ازدواج كند. آق‌عمو كه معتاد به مواد مخدر است و در گاوداري صالح مشغول به كار است، مي‌پذيرد در ازاي پرداخت بدهي‌اي كه به صالح دارد، دخترش را به عقد برادرش سالار در بياورد. بهار كه از قبل دل در گروي كسري داشته، در مقابل اين پيشنهاد به شدت مخالفت مي‌كند...

کار کثیف 1396

فرهاد ، دانشجوی حقوق بیکاری که مشغول فروش عرق هست ، تصمیم می گیرد به آمریکا مهاجرت کند. فرهاد برنده قرعه کشی لاتاری آمریکا شده و بنابراین با همسرش الهام و نوید به ترکیه سفر می کند. در طی این سفر ، فرهاد از مسمومیت گسترده افراد در یك مهمانی كه برای آخرین بار مصرف عرق آنها را تأمین كرده بود مطلع شده و این امر باعث مرگ و نابینا شدن چند نفر میشود. این خبر باعث سردرگمی ذهنی فرهاد شده و باعث میشود احساس گناه داشته باشد. وقتی الهام از ماجرا مطلع می شود ، شوکه می شود و تصمیم می گیرد به ایران بازگردد و فرهاد را ترک کند. ولی یک اتفاق غیرمنتظره زندگی او را کاملاً نابود می کند.