برچسب هومن خسروی

جهیزیه برای رباب 1366

رباب نامزد پسرعموی خود، کامل است. پدر رباب، علی ویس، صیاد مروارید است و به بیماری تنگی نفس دچار است. مادر کامل از خانواده عروس خواسته‌است که دخترشان را با جهیزیه خانه داماد بفرستند. علی ویس به منظور تهیه جهیزیه برای صید صدف و یافتن مروارید تلاش می‌کند، فرزند او خادم نیز به دور از چشم پدر به کمک دوستش خدر به صید می‌رود تا جهیزیه خواهر را فراهم کند. تلاش آن‌ها نتیجه‌ای نمی‌دهد. مادر داماد به خانه علی ویس می‌رود و شرط خود را تعدیل می‌کند. مراسم عروسی برگزار می‌شود. خادم شب عروسی صدفی به رباب می‌دهد. رباب صبح روز بعد صدف را می‌گشاید و مرواریدی در آن می‌یابد.

حریم مهرورزی 1365

صبريه، بيوه ي جواني است كه همسرش را در آبادان از دست داده و همراه با مهاجران جنگ با پدر و مادر و فرزندش در اقامتگاهي در تهران ساكن شده است. مادر او، ‌ننه هاجر، بيمار است. حبيب، جوان مجردي كه راننده ي تاكسي است، ‌ننه هاجر را به بيمارستان مي برد. صبريه و حبيب با هم آشنا مي شوند. صبريه براي تأمين معاش خانواده در يك خياط خانه مشغول كار مي شود و براي آن كه به موقع به محل كار برسد حبيب وعده مي گذارد كه او را هر روز به محل كارش برساند. آن دو به يكديگر علاقه مند مي شوند. ننه هاجر مي ميرد و مدتي بعد حبيب كه كس و كاري ندارد‌ با وساطت جابر،‌ پير مردي كه در همان اقامتگاه ساكن است،‌ صبريه را خواستگاري مي كند. مراسم ازدواج آن ها با سوم خرداد، روز آزادي خرمشهر، مصادف است.