ریسمان باز 1387
داستان: دو جوان ماموریت می یابند تا گاوی را از کشتارگاهی در جنوب شهر تا شمال شهر منتقل کنند.
داستان: دو جوان ماموریت می یابند تا گاوی را از کشتارگاهی در جنوب شهر تا شمال شهر منتقل کنند.
بهرام (کامبیز دیرباز) در حمایت از اکبر (اکبر عبدی) در برابر طلبکاران شرورش، با آنها درگیر میشود و به ناچار میگریزد. در تعقیب و گریزی نسبتا طولانی، بهرام تصادف میکند و ضربهمغزی میشود و به کما میرود. پزشکان که از درمان او قطع امید کردهاند، پیشنهاد میکنند اعضای بدن بهرام را به بیماران نیازمند اهدا کنند و در عوض مبالغ هنگفتی دریافت کنند. این پیشنهاد خانواده بهرام را دچار وسوسه و تغییر شرایط میكند. اما درست زمانیکه آنها مشغول خرید و فروش اعضای بهرام و وسایل شیک و تازه برای منزل هستند، بهرام به هوش میآید و دردسرها آغاز میشود.
داستان درباره سه شخصيت است كه روايت هر كدام بصورت جداگانه بازگو ميشود. جلال آشتياني كه 30ميليون از دارايي خود را براي كمك به نيازمندان در روزنامه آگهي داده است- ليلا كه بخاطر مشكل همسرش كه بر اثر يك تصادف از كار افتاده، نياز به مبلغ 15ميليون براي جراحي دارد- ستاره پدر و مادر خود را در زلزله بم از دست داده و سالهاست با خانواده عمه اش زندگي مي كند و حالا برخلاف ميل خانواده مخفيانه با پسري به نام مرتضي عقد كرده.
فیلم درباره یک کلانتری غیر انتفاعی است که وظیفه خود می داند امنیت محله، خصوصاً امنیت کودکان را تأمین کند. اما چگونگی انجام آن به محور اصلی فیلم تبدیل شده است. ماجرا درباره گروگانگیری توسط دو دوست نادانی است که خود را درگیر دردسرهای بزرگ می کنند…