برچسب همرزم

یعقوب با چهره‌ای سرخ به دیدار مولایش رفت

مدت زیادی از آشنایی و رفاقتم با شهید براتی نگذشته بود که حرف عجیبی به من زد. گفت: «سید اگر روزی شهید شدم و کنارم بودی، ببین ریش‌هایم خونی است یا نه. اگر خونی نبود هر جای بدنم که تیر و ترکش خورده بود، از خونش بردار و ریش‌هایم را سرخ کن!»

پدرم مال و جانش را فدای اعتقاداتش کرد

پدرم مدیر یک شرکت تأسیساتی بودند و در یک کارگاه شخصی به ساخت تانکر‌های آب مورد نیاز جبهه می‌پرداخت. سال ۶۵ برای اولین بار داوطلبانه به جبهه رفت. قبلش هم که در پشتیبانی از جنگ فعال بود و کمک می‌کرد.

کربلای ۴ حیدر و کربلای ۵ حمید را آسمانی کرد

رهبر معظم انقلاب سال ۱۳۸۶ در سمنان به منزل پدر و مادرم آمدند و در این دیدار بیاناتی را ایراد کردند. در میان صحبت‌های ایشان نکته‌ای بود که تمایل دارم در پایان گفت‌وگوی‌مان خدمت شما عرض کنم که بسیار امیددهنده است. امام خامنه‌ای فرمودند: «بدانید هر کس (با هر مقام و موقعیتی) بخواهد به این نظام لطمه وارد کند، روی خون شهدا سر می‌خورد و به زمین می‌افتد و نتیجه نمی‌گیرد»

داود خَلقاً و خُلقاً شبیه ابراهیم هادی بود

پیکر حمید ۱۳ سال بعد از شهادتش شناسایی و تفحص شد. من خیلی بی‌قراری می‌کردم. حمید اهل ورزش کشتی بود. هیکلی درشت و قدی بلند داشت. بعد از ۱۳ سال وقتی او را آوردند گویا یک نوزاد در قنداق بود. علی‌اکبر رفت و علی‌اصغر برگشت. وقتی خبر دادند که تفحص شده برادرش مجید رفت و جیب پیراهنش که مانده بود را دید

سردار ناظری خود را سرباز صفر امام خامنه‌ای می‌دانست

محمد نیک نفس همرزم شهید «محمد ناظری» با بیان اینکه روحیه فداکاری و دلیر مردی سردار ناظری ستودنی است، گفت: شهید سردار ناظری وقتی مطلبی را بیان می‌کرد و یا به نوعی رفتار می‌کرد که دوستان نسبت به آن گفتار و رفتار اعتراض و یا توصیه‌ای داشتند، جواب می‌داد "من از هیچ کس نمی‌ترسم و سرباز صفر امام خامنه‌ای هستم".