برچسب هرمز هدایت

جستجو در شهر 1381

ستوان مسعود امینی دانشجوی ممتاز دانشکدهٔ افسری در سال ۱۳۵۶ که در قسمت تجسس خدمت می‌نمود در حین پی‌گیری پرونده مواد مخدر به سرنخ‌هایی دست پیدا می‌کند که نهایتاً ریشه اصلی آن به نظام شاهنشاهی می‌رسد به همین دلیل از پیگیری پرونده منع می‌شود ولی سماجت وی در تعقیب پرونده خشم فرمانده و مسوولان وقت را برمی‌انگیزد و آنان پس از پرونده سازی برای او موجبات بیست سال حبسی را برایش فراهم می‌آورند پس از انقلاب اسلامی وی همراه با سایر زندانیان سیاسی آزاد … و در سال ۱۳۷۶ همراه با ستوان پویا سپهری با دریافت اطلاعات محرمانه‌ای دربارهٔ اجلاس سران کشورهای اسلامی پی به توطئه‌ای در جهت اخلال و ناامنی در برگزاری کنفرانس می‌گردند و…

میوه ممنوعه 1386

داستان سریال «میوه ممنوعه» پیرامون مرد متمول و با اعتقادی به نام حاج یونس فتوحی با بازی علی نصیریان است، وی زندگی خوب و خوشی را در کنار خانواده خود دارد و دارای احترام و آبروی فراوانی در بین عموم مردم و محل است که ناگهان ورود دختری به نام هستی در زندگی حاج فتوحی زندگی آرام را از او می‌گیرد و او را تا مرز سرشکستگی پیش می‌برد و به اصطلاح شاعر «عشق پیری گر بجنبد سر به رسوایی زند» در زندگی حاج یونس فتوحی رخنه می‌کند و ...

محاکمه 1377

این مجموعه تلویزیونی، بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ معاصر ایران است. گروهی که به اجرای قانون و عدالت علاقمند هستند برای برپایی دادگاه محاکمهٔ شهربانی رضاشاه، دچار مشکلات فراوانی می‌گردند.

مهر و ماه 1383

سیمین، همسر جلال مهدوی، 25 سال پیش به همراه برادرش، شکور، برای دیدن دخترش به خارج می‌رود و اصرار می‌کند که مهدوی نیز اموالش را بفروشد و نزد آنها برود. اما او قبول نمی‌کند و پس از چند ماه تنهایی با زنی به‌نام صفورا ازدواج می‌کند. سیمین به همراه شکور به ایران باز می‌گردد و آن زن را که حامله بوده از خانه بیرون می‌کند و تهمت خیانت به او می‌زند تا مهدوی دیگر دنبالش نگردد. اما سالها بعد سیمین به هنگام مرگ به کرده خود اعتراف کرده و از مهدوی می‌خواهد آن زن و بچه‌اش را پیدا کند. اطرافیان مهدوی که از ماجرا بی‌اطلاعند به تحریک شکور که چشم به ثروت مهدوی دارد او را دیوانه و پریشان حال می‌خوانند. اما با هوشیاری هادی و مینا، پسر و دختری که تحت تکفل مهدوی بوده‌اند، این معما حل می‌شود و نهایتا" مهدوی متوجه می‌شود که هادی پسر واقعی خودش است که نزد زن زحمتکشی به‌نام آسیه بزرگ شده و زمینه ازدواج هادی و مینا را فراهم می‌کند

یک مشت پر عقاب 1386

در پی درگذشت خواهر دوقلوی، امیرحسین دانشور فارغ التحصیل رشته مهندسی نفت که در حال گذراندن خدمت وظیفه است،او به تهران فرا خوانده می شود. پدر او مهندس دانشور از مهندسان قدیمی شرکت ملی نفت که در اثر حادثه خودکشی دخترش سکته کرده و بستری شده است. امیرحسین پس از اتمام مراسم درست در شبی به تبریز برمی گردد که همان روز مردم تبریز طی اقدامی اعتراضی دفتر حزب رستاخیز را به اتش کشیده اند و ...