برچسب هدی ناصح

قلب دوم 1389

یک نویسنده که سالها زندگیش را با تحقیر خانواده زن پولدارش سپری کرده بود بعد از طلاق دادن همسرش شروع به نوشتن یک داستان بنام قلب دوم میکند که در واقع این داستان گذری است بر زندگی شخصی خود او.اما روزی توسط شخصیت اصلی داستانش بنام همایون صفا دزدیده میشود و همایون از او میخواهد که سرنوشتش را در داستان تغییر بدهد

شیرین 1387

فیلم تصویرگر نگاه ۱۱۳ بازیگر زن، بدون هیچ سخنی به دوربین فیلمبرداری است، در حالی که صداهایی از خواندن منظومه خسرو و شیرین نظامی گنجوی به گوش می‌رسد.

همه بازیگران فیلم به جز ژولیت بینوش، ایرانی و همگی از هنرپیشگان حرفه‌ای سینمای ایران هستند. در فیلم شیرین زنان هنرپیشه در برابر دوربین ظاهر شده و نگاه‌ها و واکنش‌های خود را هنگام تماشای فیلمی براساس بخشی از داستان عاشقانه ایرانی افسانه ای خسرو و شیرین با مضامین ایثار زنان به نمایش گذاشته‌اند. البته مردان هم در سالن سینما دیده می‌شدند. اما در حاشیه دوربین دیده می‌شوند و دوربین فقط روی بازیگران زن تمرکز می‌کند.

بیداری 1386

داستان مجموعه تلویزیونی بیداری روایت زندگی دربارهٔ دختری به نام تُرَنگ است که در گیلان زندگی می‌کند. ترنگ و سینا دختر و پسری جوان از دو خاستگاه اجتماعی مختلف هستند. آنها ازدواج می‌کنند. اما سینا براثر بیماری می‌میرد و ترنگ که باردار است قصد دارد فرزندش را سقط کند اما خواهر سینا که خود بچه دار نمی‌شود مخالفت می‌کند و قرار می‌شود ترنگ، بچه را پس از بدنیا آمدن به خواهر سینا بسپارد. و در سفر به تهران بدشانسی‌های اما زمانی که بچه بدنیا می‌آید، مهر او چنان به دل ترنگ می‌افتد که قادر به لحظه ای جدایی از او نیست و …

روزی که مینا گم شد (تصویر گمشده) 1390

هاتف پس از ۳۰ سال به ایران باز می گردد و با خواندن نامه پدر مرحومش از واقعیت تلخی مطلع می شود. همزمان با اوج گرفتن درگیری های خیابانی مردم انقلابی با مزدوران شاهنشاهی ، هاتف بر سر قراری حاضر می شود که مینا هرگز به آن نمی رسد . آنها، هر دو دانشجویان عضو نهضت اسلامی بوده و بر خلاف نظر والدینشان مصمم به ازدواج هستند. از این رو پدر هاتف که از قرار آنها مطلع شده از دوستان نظامی اش می خواهد تا مینا را پیش از رودر رو شدن با پسرش دستگیر کند و فردای همان روز هاتف را به بهانه تحصیل، فورا از کشور خارج می کند.

پایتخت 2 1392

نقی معمولی در گنبد و گلدسته سازی کار می‌کند و با کامیون ارسطو عامل از طرف محل کارش، مسئول می‌شود یک گنبد و گلدسته را به روستایی در قشم ببرند. او با خانواده‌اش به همراه سرپرست بار راهی تهران می‌شوند تا گنبد و گلدسته را به صاحبش که در خانه سالمندان زندگی می‌کند نشان دهند و بعد به طرف مکان نصب بروند و...

دم صبح 1384

«منصور» که برای گشودن دروازه هایی تازه برای آینده و رفع تنگناهای مالی اش، در جستجوی شغل مناسبی به تهران آمده است، براثر اتفاق در منازعه ای درگیر و مرتکب قتل می شود. مطابق قانون، او محکوم به قصاص نفس است... منصور هیچ یار و آشنایی برای جلب رضایت والدین مقتول ندارد و در عین حال فاقد توان پرداخت دیه است، پس باید اعدام شود... در روز اعدام، منصور به پای چوبه دار آورده می شود، اما اولیای دم به علت فوت یکی از بستگانشان در مراسم حاضر نمی شوند و بدین ترتیب اعدام « منصور» به چهل روز بعد موکول می شود. در این چهل روز، «منصور» به تحلیل احوال خود می پردازد که نهایتاً به تجربه ی سلوک معنوی اش می انجامد...