برچسب هدی میرزایی

زیبا صدایم کن 1403

خسرو که در آسایشگاه روانی به اجبار بستری‌ست، تمام این سال‌ها را در فکر دخترش زیبا سپری کرده. امروز، روزِ تولد ۱۶ سالگی زیبا است و خسرو نمی‌خواهد از این روز ساده بگذرد…

عزیز 1403

«عزیز» داستان زنی به همین نام را روایت می‌کند که با پیشرفت بیماری آلزایمر دست‌وپنجه نرم می‌کند. این بیماری نه تنها زندگی شخصی او، بلکه روابط او با اعضای خانواده و به ویژه پسرش را تحت تاثیر قرار داده است.

غربت 1403

مردی خلافکار به نام فری که تحت تعقیب پلیس است در کارهای قاچاق از آنها سواستفاده میکند. زنان آن کمپ برای رهایی از اسارت فری نقشه دزدی از کمیته امداد را طوری طراحی میکنند که مردان آن کمپ از نقشه بویی نبرند.

بدون قرار قبلی 1400

داستان فیلم در مورد دختری به نام یاسمن است که پس از سال‌ها به دلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار اوتیسم است و این مسئله، سفر را برایش دشوار می‌کند. یاسمین شناختی از پدرش ندارد و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشته‌است باعث تعجب او می‌شود. اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را می‌شناسند او را به درک تازه‌ای از انسان و مفهوم مرگ می‌رساند.

خوک 1396

حسن خشمگین است. مدتی است موفق به فیلم ساختن نشده. شیوا مهاجر، ستاره محبوبش صبر ندارد و می‌خواهد با کارگردانان دیگر همکاری کند. همسرش گلی، دیگر عاشقش نیست. دخترش آلما، بزرگ شده و دیگر مستقل است. مادرش جیران، پیر شده و کم‌کم حافظه خود را از دست داده. مزاحم جذابی به نام آنی، او را هر جا می‌رود تعقیب می‌کند و اصرار دارد حسن او را وارد دنیای سینما کند. از همه بدتر، قاتلی در سطح شهر مشغول کشتن کارگردانان سینمای ایران است، اما حسن را نادیده گرفته. حسن رنجیده‌است: آیا او مهم‌ترین فیلمساز این شهر نیست؟ پس چرا قاتل تحویلش نمی‌گیرد؟ هنگامی که نام حسن به عنوان مظنون اصلی پرونده قتل‌ها در شبکه‌های اجتماعی مطرح می‌شود، اوضاع دیگر غیرقابل تحمل می‌شود. حالا حسن ناچار است برای اعاده حیثیتش نقشهٔ هوشمندانه‌ای بکشد…