شاهزادگان هخامنشی از نگاه سقراط
مقدمه
چرا در رسالهای که موضوع اصلی آن تربیت آلکیبیادس آتنی است ناگهان شاهزادگان ایرانی وارد گفتوگو میشوند؟! این پرسش زمانی اهمیت بیشتری مییابد که بدانیم گفتوگوی آلکیبیادس اول از مسئلهای مشخص آغاز میشود: «آیا آلکیبیادس جوانی اشرافزاده و بلندپرواز برای دستیابی به قدرت سیاسی واقعاً شایستگی لازم را دارد؟» او خود را برای ایفای نقشی بزرگ در سیاست آتن آماده میداند، اما سقراط میکوشد میان میل به فرمانروایی و توانایی فرمانروایی تمایز بگذارد؛ داشتن ثروت، تبار و جاهطلبی سیاسی بهخودیخود کسی را شایسته حکومت نمیکند، آنچه اهمیت دارد کیفیت تربیتی است که فرد را برای چنین مسئولیتی آماده میسازد. در این نقطه نویسنده رساله به مقایسهای چشمگیر روی میآورد و شیوه پرورش شاهزادگان ایرانی را پیش میکشد؛ این اشاره صرفاً توصیفی درباره آداب دربار ایران نیست زیرا متن از ساختاری آموزشی سخن میگوید که در آن فضیلتهایی چون خرد، عدالت، خویشتنداری و شجاعت جایگاهی اساسی دارند و تربیت شاهزادگان با مغان و آموزههای منسوب به زرتشت پیوند مییابد. ازاینرو ورود ایران به گفتوگو این پرسش را ایجاد میکند که آیا این تصویر صرفاً یک مثال تاریخی برای سنجش آلکیبیادس است یا متن از آن برای ترسیم تصویری از تربیت مطلوب فرمانروا بهره میگیرد؟ این پرسش محور پژوهش حاضر است؛ بااینحال از نظر روششناختی باید توجه داشت که اصالت آلکیبیادس اول در پژوهشهای جدید محل مناقشه است، ازاینرو در این مقاله برای پرهیز از پیشداوری درباره مؤلف، از تعابیری چون «نویسنده رساله» و «متن آلکیبیادس اول» استفاده میشود و ادعاهای مربوط به افلاطون بااحتیاط صورتبندی خواهد شد.
آلکیبیادس اول چیست؟!
