برچسب هجران مولوی

آنلاین 1394

دختر جوانی به نام مونا به همراه نامزدش مانی که شش ماه پیش در فیس بوک با هم اشنا شده بودند برای انجام یک عمل سر پایی وارد بیمارستان می شوند و بعد از رفتن نامزدش به اتاق عمل ، وی برای استراحت به رستوران بیمارستان می رود.بعد از یک ساعت برای پیگیری به بخش مورد نظر می رود و همه کارکنان انجام چنین عملی با وجود چنین بیماری را انکار می کنند و ...

سرزمین آبی 1398

دکتر آرش پیرو، پس از مشکلاتی، تهران را به مقصد روستایی مرزی ترک می‌کند. دکتر در روستا به کشف پازل‌هایی از گذشته می‌پردازد.

شادروان 1400

شادروان به دردسرهای یک خانواده پس از فوت ناگهانی پدرشان می‌پردازد. خانواده آنها که در حاشیه شهر زندگی می‌کنند درآمدی جز فروش سبزی ندارند و حالا با درگذشت پدرشان ماجراهای تازه‌ای برایشان به وجود می‌آید.

بیرو 1399

«بیرو» روایتی از زندگی علیرضا بیرانوند، دروازه‌بان تیم ملی فوتبال ایران از دوران کودکی تا ورود به فوتبال حرفه‌ ای و عضویت در تیم ملی فوتبال ایران است.

باخانمان 1399

این مجموعه، داستان یک استاد دانشگاه به نام مسعود (حسام محمودی) را روایت می‌کند که مدت‌ها است قصد ازدواج با دختر عموی خود، سمانه (مارال فرجاد) را دارد؛ اما اختلافات خانوادگی و مخالفت مادر سمانه (افسانه بایگان)، مانع این وصلت شده‌است. در این بین افشای رازی دربارهٔ گذشته خانوادگی مسعود، زندگی او را با تحولاتی رو به رو می‌کند.

گاندو 2 1399

این سریال دربارهٔ اشخاص دو تابعیتی و جاسوس در وزارت امور خارجه ایران و گروه مذاکره کننده هسته ای است. همچنین در این فیلم از حوادث رخ داده در انتقال یکی از وزرای کشور خارجی پرده برداری شد.

پیشی میشی 1398

پسری به نام چنگیز با پدر و دخترعمه و شوهر عمه خود زندگی میکند. به دلیل مشکلاتی که در زندگی آنها وجود داشته به صورت خانوادگی به دزدی روی می آورند. روزی پسر هنگام دزدی دستگیر میشود و توبه میکند. از این به بعد تصمیم میگرد به کار کردن در چهارراه بپردازد. چنگیز پس از تمیز کردن ماشین راننده درخواست پول میکند ولی راننده بجای پول به چنگی بلیط استخر میدهد. پدر چنگیز به او میگوید به استخر برود و بلیط را بفروشد.
چنگیز به استخر میرود و از قضا همزاد او در استخر است و هنگام بیرون آمدن از استخر با همزاد خود اشتباه گرفته شده و راننده چنگیز را به خانه میبرد. کامبیز که همزاد چنگیز میباشد به اشتباه همراه خانواده چنگیز میرود. کامبیز از خانه فرار کرده و به خانه خود میرود و با چنگیز رودرو میشود. این دو تصمیم میگیرند که بفهمند با همدیگر چه نسبتی دارند.
مادر کامبیز گربه ای دارد و به دنبال شوهر برای آن میگردد. در خانه چنگیز هم گربه ای به نام فلفلی وجود دارد. چنگیز و کامبیز تصمیم میگرند که پدر و مادر همدیگر رو رودرو کنند. پدر چنگیز را متقاعد میکنند تا فلفلی گربه خود را برای خواستگاری آنجلو به خانه مادر کامبیز برود. پدر چنگیز و مادر کامبیز به یکدیگر علاقه مند میشوند