برچسب های
تنگناهای اقتصادی زمینه ساز بروز و تشدید آسیبهای اجتماعی است
وی درباره مهمترین عوامل اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی مؤثر بر افزایش آسیبهای اجتماعی، اظهار کرد: جامعهشناسی پاسخهای تکعاملی را نمیپذیرد؛ چراکه آسیبهای اجتماعی معمولاً محصول تعامل چند سطح مختلف هستند؛ از ساختارهای اقتصادی و شرایط فرهنگی و اجتماعی گرفته تا خانواده، شبکه روابط و ویژگیهای فردی.
این استاد دانشگاه و کارشناس مسائل اجتماعی ادامه داد: نمیتوان یک عامل واحد را علت مستقیم همه آسیبهای اجتماعی دانست اما اگر بخواهیم میان عوامل اقتصادی، فرهنگی و خانوادگی اولویتگذاری کنیم، باید گفت عوامل اقتصادی و ساختاری در بسیاری از آسیبها نقش زمینهساز و تشدیدکننده دارند؛ در مقابل، عوامل فرهنگی و خانوادگی سازوکار انتقال و تبدیل فشارهای ساختاری به رفتارهای آسیبزا را شکل میدهند.
فقر، بیکاری و ناامنی اقتصادی؛ مهمترین عوامل زمینهساز
شکربیگی با اشاره به مهمترین عوامل اقتصادی مؤثر بر آسیبهای اجتماعی گفت: فقر و نابرابری درآمدی، بیکاری و اشتغال ناپایدار، تورم و کاهش قدرت خرید، هزینه بالای مسکن و زندگی، احساس ناامنی اقتصادی، شکاف میان انتظارات مصرفی و امکانات واقعی، نابرابری در فرصتهای آموزشی و شغلی، گسترش اشتغال غیررسمی و ضعف نظام حمایت اجتماعی از جمله مهمترین عوامل اقتصادی در این زمینه هستند.
به گفته این استاد دانشگاه، جامعهای که در آن جوانان نسبت به اشتغال، مسکن، ازدواج و تشکیل خانواده اطمینان ندارند، با افزایش احساس محرومیت، فشار روانی و ناامنی اجتماعی روبهرو میشود.
شکربیگی خاطرنشان کرد: وقتی فرد امکان برنامهریزی برای آینده را از دست میدهد، فاصله میان خواستهها و امکانات واقعی افزایش پیدا میکند و همین مسئله میتواند زمینهساز بروز سرخوردگی، تعارض خانوادگی، کاهش اعتماد اجتماعی و گرایش به برخی رفتارهای پرخطر شود.
اقتصاد بهتنهایی جرم و اعتیاد ایجاد نمیکند
وی با تأکید بر اینکه فشار اقتصادی بهطور مستقیم و یکسان به آسیب اجتماعی منجر نمیشود، گفت: اقتصاد الزاماً و مستقیماً جرم، اعتیاد، خشونت، طلاق یا فروپاشی خانواده ایجاد نمیکند، فشار اقتصادی ابتدا ناامنی و احساس محرومیت را افزایش میدهد و فرصتهای مشروع را کاهش میدهد؛ سپس این فشارها در بستر خانواده، فرهنگ و شبکههای اجتماعی به شکلهای مختلف به آسیب اجتماعی تبدیل میشوند.
این کارشناس مسائل اجتماعی افزود: در این میان، خانواده نقش مهمی در تعدیل یا تشدید فشارهای اجتماعی دارد، خانوادهای که از حمایت عاطفی، ارتباط مؤثر و منابع اقتصادی و فرهنگی کافی برخوردار است، میتواند بخشی از فشارهای بیرونی را مدیریت کند؛ اما خانوادهای که خود با تعارض، خشونت، فقر، بیکاری یا ضعف ارتباطی مواجه است، ممکن است به محل انتقال و بازتولید این فشارها تبدیل شود.
فرهنگ، مسیر تبدیل فشار به رفتار آسیبزا را تعیین میکند
شکربیگی درباره نقش عوامل فرهنگی خاطرنشان کرد: فرهنگ چارچوب معنا و هنجارهای اجتماعی را تعیین میکند، افراد فشارهای اقتصادی و اجتماعی را صرفاً تجربه نمیکنند، بلکه آنها را در چارچوب ارزشها، هنجارها و الگوهای فرهنگی تفسیر میکنند.
وی ادامه داد: در شرایط مشابه اقتصادی، همه افراد به یک شکل واکنش نشان نمیدهند. تفاوت در سرمایه فرهنگی، کیفیت روابط اجتماعی، دسترسی به حمایت، نگرشهای خانوادگی و الگوهای پذیرفتهشده در جامعه میتواند مسیرهای متفاوتی را پیش روی افراد قرار دهد.به گفته این کارشناس مسائل اجتماعی، شبکههای اجتماعی نیز در این فرایند نقش دارند؛ زیرا میتوانند هم منبع حمایت و هم زمینهساز تشدید احساس محرومیت و مقایسه اجتماعی باشند.
تأکید سازمان جهانی بهداشت بر نقش شرایط اقتصادی
شکربیگی با اشاره به گزارشهای بینالمللی افزود: سازمان جهانی بهداشت نیز در گزارش سال ۲۰۲۵ خود بر نقش شرایط اقتصادی، دسترسی به شغل، مسکن، آموزش و حمایت اجتماعی در شکلگیری نابرابریهای اجتماعی و سلامت تأکید کرده است.وی ادامه داد: نابرابری اقتصادی از محرکهای مهم نابرابری در پیامدهای اجتماعی و سلامت به شمار میرود. بنابراین، سیاستگذاری برای کاهش آسیبهای اجتماعی نمیتواند تنها بر کنترل رفتارهای پرخطر متمرکز باشد، بلکه باید به ریشههای ساختاری و شرایطی که این رفتارها را تولید و تشدید میکنند نیز توجه کند.
اقتصاد زمینه را میسازد، فرهنگ مسیر را تعیین میکند
این استاد دانشگاه گفت: در جامعه امروز میتوان عوامل اقتصادی و ساختاری را مهمترین بستر تولید و تشدید بسیاری از آسیبهای اجتماعی دانست، اما این عوامل بهصورت مستقیم و یکسان به آسیب منجر نمیشوند.شکربیگی خاطرنشان کرد: اقتصاد، موتور فشار است؛ فرهنگ، چارچوب معنا و هنجار را فراهم میکند و خانواده مهمترین عرصه انتقال یا تعدیل این فشارهاست. به بیان دیگر، اقتصاد زمینه را میسازد، فرهنگ مسیر را تعریف میکند و خانواده تعیین میکند که این فشار چگونه به تجربه و رفتار فردی تبدیل شود.وی افزود: مقابله مؤثر با آسیبهای اجتماعی نیازمند مجموعهای از سیاستهای هماهنگ در حوزه اشتغال، مسکن، آموزش، حمایت اجتماعی، تقویت خانواده و افزایش سرمایه اجتماعی است و نمیتوان انتظار داشت با اقدامات مقطعی یا برخوردهای صرفاً فردمحور، مسئلهای چندلایه و ساختاری حل شود.
چگونه قدرت خرید خانواده را در برابر تورم حفظ کنیم؟ روش های ساده برای سرمایه گذاری های کوچک
پشت صحنه دوره گذار ایران خودرو از دولتی به مدیریت بخش خصوصی چه می گذرد ؟
ادامه رکوردشکنی ها در بازار سرمایه
فصل عاشقی سلاطین هیرکانی فرا رسید
این برکه های کوچک و بزرگ که به طور معمول در تابستان ها خشک می شوند اما بارشهای خوب روزهای پایانی تیرماه این برکه ها را دوباره زنده کرد و مهیا برای بازگشت سلاطین هیرکانی شدند.
به طور معمول از اواسط تیرماه هرسال تا اواخر مردادماه مازندران روزهای کم بارشی را تجربه می کند اما در سال جاری این بارشهای خوب در چله تابستان زمینه سرزندگی جنگلهای هیرکانی را فراهم کرد.
مرالهای نر که با سر شاخ شدن در این برکه ها و نعره های شکوه انگیز خود قلمرو خود را تثبیت می کنند همه این فرایندها زمینه ای برای بازگشت شکوه سلاطین در جنگلهای هیرکانی را نوید میدهد.
روزهای جاری شکوه نعره مستانه مرالها به عنوان سلاطین با شکوه جنگل هیرکانی است که برای یافتن جفت مناسب بانگ سرخوشانه سر میدهند اما گاهی به جای شنیدن جواب عاشقانه یک مرال ماده، بهرهای جز گلوله شکارچیان نمیبرند در این پیوند چادرهای گاوبانگی برای حفاظت از این گونه های جانوری از سوی محیط زیست در طبیعت استان برپا شده است.
مرالها جمعیت به شدت نگران کنندهای دارند و بهدلیل شکار بیرویه، روز به روز از تعداد آنها کاسته میشود و یکی از زمانهایی که فرصت تعرض به این گونه را در اختیار شکارچیان قرار میدهد، فصل گاو بانگی یا به زبان محلیها «ورزاچمر» است.گاو بانگی فعالیت پر سر و صدای گوزن نر همزمان با فصل جفت گیری برای تعیین قلمرو است که در آن گوزن نر برای تعیین قلمرو به جنگ با دیگر نرها میرود و با ایجاد صدایی شبیه صدای گاو اهلی، گوزنهای ماده را به حضور در محدوده قلمرو خود فرا میخواند.
در فصل گاوبانگی اگر گوزن نر صدای همجنس نر دیگری را در قلمرو خود بشنود با سرعت به سمت صدا حرکت می کند تا گوزن مهاجم را از قلمرو خود خارج کند.همچنین در فصل گاوبانگی، گوزن های نر جوان که موفق به تعیین قلمرو نشده اند از قلمرو نرهای بزرگ تر رانده شده و به حاشیه مناطق جنگلی پناه آورده و به آسانی در تیررس شکارچیان گرفتار میشوند.
علاوه بر آن، گوزن ها در فصل جفتگیری به دلیل ترشح هورمون از هوشیاری و تمرکز بالایی در شناسایی و فرار از دام شکارچیان برخوردار نبوده و به آسانی طعمه صیادان میشوند.به دلیل آسیب پذیر شدن گوزن ها در فصل گاوبانگی، محیط بانان زیستگاههای مرال در مناطق جنگلی مازندران اقدام به برپایی پستهای موقت گاوبانگی به وسیله چادر در نقاط حساس کرده و حفاظت از گوزنها را تشدید میکنند و این در حالیست که در سایر ایام سال، شکار مرال به دلیل پوشش انبوه زیستگاههای جنگلی و هوشیاری گوزنها با مشقت بیشتری همراه است.
چادرهای گاوبانگی در چد نقطه بنا می شوند، تعدادی در راس ارتفاعات و پرتگاههای مسلط به پهنههای جنگلی مستقر میشوند که از آن بیشتر برای سرشماری و ثبت صدای مرال و شمارش این گونه استفاده می شود به طوریکه محیط بانان با ثبت صدای مرال و نقاطی که صدا از آن مناطق به گوش میرسد برآوردی حدودی از جمعیت مرال ها به دست میآورند و اگر احیانا صدای تیری به گوش برسد به سایر محیط بانان اطلاع میدهند.
تورهای گاوبانگی ممنوع
در این ارتباط معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست اظهار کرد: فصل گاوبانگی از حساسترین دورههای زیستی مرال است و هرگونه فعالیت انسانی که موجب اخلال در رفتار طبیعی و فرآیند تولیدمثل این گونه ارزشمند شود، ممنوع خواهد بود.حمید ظهرابی گفت: فصل گاوبانگی از کلیدیترین مراحل زندگی مرال به شمار میآید و افزایش حضور انسان در زیستگاه، بهویژه فعالیتهای گردشگری، آرامش و الگوی رفتاری گونه را دستخوش اختلال میکند.
وی افزود: برگزاری هرگونه تور گاوبانگی ممنوع است و این پدیده حساس زیستی نباید دستمایه توسعه گردشگری تجاری و انتفاعی شود و در این بازه زمانی، ایجاد تجمع، ترددهای غیرضروری و نزدیکشدن به زیستگاههای مرال به هیچ عنوان پذیرفتنی نیست.
معاون سازمان حفاظت محیط زیست تصریح کرد: فقط در صورت ضرورتهای حفاظتی و نیاز به پایش، مشارکت محدود افراد آموزشدیده و واجد صلاحیت امکانپذیر خواهد بود که این حضور نیز باید در حد نیاز میدانی، با رعایت کامل ضوابط حفاظتی، بدون ایجاد کمترین تنش برای گونه و با اولویت جامعه محلی انجام گیرد.
ظهرابی تأکید کرد: حضور نیروها برای پایش و حفاظت، ماهیتی مستقل از گردشگری دارد و نباید این دو مفهوم یکسان پنداشته شوند چرا که هدف از جلب مشارکت محدود، تأمین نیازهای نظارتی و حفاظتی زیستگاه است، نه ایجاد فرصت مشاهده و بهرهبرداری تفریحی از رویداد گاوبانگی.
دغدغه ای برای حیات وحش
معاون محیط زیست طبیعی و تنوع زیستی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به اینکه حفاظت از گونههای حساس مستلزم رعایت دقیق ملاحظات زیستی آنهاست، یادآور شد: در مدیریت حیات وحش، تأمین امنیت و آرامش گونه در فصل زادآوری بر منافع اقتصادی تقدم دارد و حضور انسان تنها در چارچوب الزامات اکولوژیک قابل بررسی است.
حمید ظهرابی تصریح کرد: ممنوعیت برگزاری تورهای گاوبانگی یک راهبرد قطعی حفاظتی برای جلوگیری از آسیب به جمعیت مرال است و امکان تفسیر سلیقهای یا چشمپوشی از آن وجود ندارد و تمامی فعالان گردشگری، دستگاههای ذیربط و بهرهبرداران مکلف به رعایت این ضابطهاند، چرا که تضمین بقا و فرآیند زادآوری حیات وحش، اولویت نخست سازمان است.
جنگلهای هیرکانی در زبان رایج و عامیانه مردم ایران جنگل های شمال نامیده میشود و این جنگلها متراکم ترین ناحیه جنگلی ایران را تشکیل میدهند. این جنگل ها که در جنوب دریای خزر قرار گرفته اند بین کشورهای ایران و آذربایجان مشترک هستند. جنگلهای هیرکانی از سالهای بسیار دور به جا ماندهاند و حتی برخی عمر آنها را با دایناسورها (دوره سوم زمین شناسی) برابر میدانند.
البته این جنگل ها را به دلیل قرار گیری در مجاورت دریای خزر، به نام کاسپینی – هیرکانی (Caspian Hyrcanian mixed forests) نیز میشناسند.ارتفاع رویش درختان هیرکانی از سطح دریا آغاز میشود و تا ۲ هزار و ۸۰۰ متری ادامه می یابد. این پوشش گیاهی زمانی ۵۵ هزار کیلومتر مربع مساحت داشت که تاکنون ۵۱ درصد آن منقرض شده و تنها از ۱۰ درصد آن حفاظت صورت میگیرد.
همچنین در حال حاضر جنگلهای هیرکانی از غنی ترین اکوسیستمهای جهان محسوب میشوند به طوری که بیش از ۲۹۶ گونه پرنده و در حدود ۶۰۰ گونه پستاندار، ۶۷ گونه ماهی، ۲۹ گونه خزنده و ۱۵۰ گونه درختی و بوته ای بومی (اندمیک) مانند درختان انجیلی و شمشاد در این جنگلها زندگی میکنند.
از گونه های پرندگان ساکن در اکوسیستم جنگلهای هیرکانی می توان به گنجشک سانان، سار، دارکوب، اردک نوک پهن، قرقاول خزری، کبک، بلدرچین، کبوتر جنگلی، شاهین، قوش، دال، قرقی، اردک خاکستری، عقاب و جغد اشاره کرد و از گونه های پستانداران ساکن در این زیست بوم می توان مرال، شوکا، گرگ، گراز، خرس قهوه ای، روباه سر دو سیاه، شغال، سمور، تشی، خارپشت، موش جنگلی، خرگوش، گربه وحشی، گورکن و اسبچه خزر را نام برد.
درختان این جنگل ها از نوع مختلط پهن برگ حاشیه جنوب دریای خزر است که با آب و هوای نیمه مدیترانه ای و مرطوب سازگارند. جنگل های هیرکانی بر اساس ارتفاعی که در آن هستند (سطح دریا، کوهپایه های کم ارتفاع، کوهپایه های بلند، نقاط خیلی مرتفع) غالباً پوشش گیاهی متفاوتی دارند. از معروف ترین درختان این جنگل ها می توان راش، بلوط، توسکا، نارون، زبان گنجشک و شمشاد را نام برد.
به طور کلی از نظر علمی در عرض های جغرافیایی بیش از ۴۰ درجه جنگل، شرایط برای رشد درختان راش وجود ندارد، اما در جنگل های هیرکانی ایران که به طور متوسط در عرض ۳۸ درجه قرار گرفته اند، توده های فشرده درخت راش به صورت انبوه رشد کرده اند که از این نظر منحصر بفرد هستند.
