برچسب هانیه مرادی

فرمان 1381

این مجموعه تلویزیونی، روایت طنزگونه ای از زندگی خانوادگی مردی به نام فرمان (اسماعیل محرابی) است که ثبات فکری و شخصیتی چندانی ندارد. او که راننده تاکسی اس ، با همسرش مهری، (اکرم محمدی) و فرزندانش روزگار می گذراند. زندگی او با اوج گرفتن دخالت های مادرش، ملوک خانم (فخری خوروش) که خود را منتسب به دربار قاجار می داند و خواهرش مینا (کمند امیرسلیمانی) از یک سو و برادرهای قلدر همسرش از سوی دیگر وارد مرحله ای جدید می شود و به دنبال آن ، اتفاقات گوناگونی می افتد.

راوی کوچک 1381

این فیلم قصه دختر بچه ای فلسطینی (هانیه مرادی ) است که در یک درگیری در فلسطین مجروح می شود و مادر خود را گم می کند. او که برای مداوا به ایران منتقل می شود، فکر می کند مادرش کشته شده است و این قضیه باعث افسردگی او می شود. یک مددکار اجتماعی (زیبا بروفه ) که او نیز دختر خود را بر اثر حادثه ای از دست داده است ، برای مداوای دختر فلسطینی تلاش می کند و این تلاش باعث برقراری ارتباط عاطفی میان آنها می شود. زمانی که مددکار تصمیم می گیرد دختر فلسطینی را به عنوان فرزندخوانده خود بپذیرد، دختر، مادر خود را در تلویزیون می بیند و تصمیم می گیرد به فلسطین برگردد، در همین حین دکتر به همسر مددکار اطلاع می دهد...

عروج 1381

حمید بنان، با اختلاس 18 میلیون دلار از کشور گریخته و به علتی نامعلوم پس از دو سال به ایران باز می‌گردد. از طرف دیگر، یک خبرنگار برای افشای فساد مالی‌اش، او را تعقیب کرده و هر دو در تصادفی که توسط شرکای پیشین حمید طرح‌ریزی شده، صدمه دیده و راهی بیمارستان می‌شوند . .

دردسر والدین 1380

علی پورحاتم (مهران مدیری) کارمندی که دارای ۴ فرزند است و همسر خود را از دست داده‌است، پس از درگیرشدن یکی از پسرانش (علی صادقی) با هم‌کلاسی خود(سهیل تاکی)، با ایران یزدان‌پناه (فاطمه گودرزی) - مادر هم‌کلاسی پسرش - که او نیز همسرش را از دست داده‌است و ۳ فرزند دارد آشنا می‌شود و این دو تصمیم به آغاز زندگی مشترک می‌گیرند ولی فرزندان ایشان با این وصلت موافق نیستند.

بی همتا 1380

حسين و بيتا در يك شب باراني با هم آشنا مي شوند و اين آشنايي شروع يك زندگي زيبا براي آن دو مي شود. اما كم كم حسين مي فهمد كه بيتا دچار يك بيماري رواني ست و علت اين بيماري هم استرسي است كه از حضور يك مرد غريبه براي بيتا ايجاد مي شود. حسين به مأموريت مي رود و در زمان غيبت او ايوب، مرد غريبه، به سراغ بيتا مي رود و او هم مصمم مي شود تا ايوب را بكشد. اما همسر سابق ايوب از حضور او در آن جا باخبر مي شود و در قتل ايوب پيش دستي مي كند و او را به قتل مي رساند بدين ترتيب زندگي شيرين حسين و بيتا دوباره به حال عادي برمي گردد.

کاغذ بی خط 1380

جهانگير و همسرش رويا با دو فرزند خود سال هاست زندگي آرامي دارند، اما رويا براي بوجود آوردن فضايي متفاوت و جديد در زندگي خانوادگي مشغول روياپردازي مي شود و قصه هاي مختلفي را سرهم مي كند. چندي بعد جهانگير به او پيشنهاد مي كند كه قصه هايش را به روي كاغذ بياورد. رويا سر ذوق آمده و در كلاسي ثبت نام مي كند. او مي خواهد موضوعات خاص و متفاوتي را براي نوشتن انتخاب كند، اما استادش پيشنهاد مي كند كه از زندگي خود سوژه بگيرد. رويا هم همين كار را انجام مي دهد، ولي در خانه موفق به نوشتن نمي شود و به خانه مادرش پناه مي برد. بعد از مدتي به خانه برمي گردد و بعد از درگيري هاي متفاوت با همسرش بالاخره يك نسخه از قصه ي كامل شده را به همسرش مي دهد و جهانگير بعد از خواندن قصه كه موضوع زندگي خودشان بود رويا را بهتر مي شناسد و با او بهتر روبرو مي شود.