برچسب هانیه سعیدی

آبجی 1394

طلا و عطی (آبجی)، مادر و دختری است که سالیان سال است کنار هم زندگی می‌کنند؛ سال‌هایی به درازای زندگی آبجی یعنی حدود ۵۰ سال. اما این وضعیت پایدار نیست و روزهای جدایی از راه می‌رسند. این جدایی در حالی اتفاق می‌افتد که «آبجی» به دلیل شرایط ویژه‌ای که دارد بسیار وابسته به مادر است و «طلا» در زمان باقی مانده به دنبال امنیتی برای آینده «آبجی» است. آینده‌ای بدون حضور خودش.

یه شام خوب 1392

مردی در راه رفتن به محل کار خود با دختر جوانی برخورد می کند، او در مسیر رسیدن به دختر با اتفاقات غیر منتظره ای روبرو می شود که…

هیس! دخترها فریاد نمی زنند 1391

شیرین هشت‌ساله، مورد آزار جنسی مردی از نزدیکان قرار می‌گیرد. آنچه این زخم را عمیق‌تر می‌کند و واقعه را به فاجعه ختم می‌سازد، این است که دخترک هیچ‌کس را نمی‌یابد تا دردش را با او در میان بگذارد و حرفش را باور کنند.

شیرین در بزرگسالی بعد از دو نامزدی ناموفق حالا واقعاً عاشق شده اما وقتی می‌خواست با او ازدواج کند مردی را می‌بیند که می‌خواهد به دختر کوچکی تجاوز کند که شیرین دختر کوچک را فراری می‌دهد و آن مرد را به قتل می‌رساند و در آخر به دلیل پیدا نکردن ولی دم و شواهد کافی مبنا بر حرف هایش اعدام می‌شود.