لیلی و مجنون (نمایش) 1401
این سریال در مورد شخصی در زیرزمین خانه ی خود تنور جادویی دارد و با رفتن آن تنور زندگی اش متحول شده است…
رشيد به خاطر علاقه زيادش به ماجراهاي پليسي ، کارهاي عجيب و غريبي از او سر مي زند تا آنجا که همسرش با داشتن يک فرزند از او جدا مي شود. اکنون بعد از گذشت 7 سال ، همسر سابق رشيد که مشغول کار در قسمت حسابداري يک شرکت است ، از رشيد شکايت کرده و تقاضاي حضانت بچه را مي کند. از طرفي با توجه به اختلاس عده اي خلافکار در شرکت مزبور ، وي به طور موقت از کار برکنار مي شود تا هيات مديره درباره او تصميم نهايي را بگيرد. به همين دليل هيات مديره شرکت از مرکز ، تقاضاي اعزام يک بازرس حسابرسي ويژه کرده است که قرار است بزودي وارد اصفهان شود. افراد خلافکار وقتي متوجه شباهت فيزيکي بيش از حد بازرس و رشيد مي شوند ، تصميم مي گيرند رشيد را به جاي بازرس ويژه به شرکت ببرند و بازرس اصلي را هم در جايي مخفي کنند.
فیلم زنده باد خودم ، داستان معلم بازنشسته ای است که برای گرفتن سنوات خدمتش اقدام می کند تا بتواند دخترش را به خانه بخت بفرستد...
سریال «یوسف پیامبر» روایتگر زندگی «حضرت یوسف (ع)» از کودکی تا بزرگسالی است. زمانی که او کودک بود برادران حضرت یوسف او را در چاه می اندازند. زمانی که کاروانی برای استراحت قصد آب خوردن از این چاه را داشتند او را پیدا می کنند و با خود به مصر می برند و داستان او از اینجا شروع می شود.
مجموعه تلویزیونی جلالالدین به وقایع حکومتیِ زمان کودکی و نوجوانی جلالالدین محمد بلخی معروف به مولانا میپردازد. پدر مولانا، محمدبن حسین خطیبی، معروف به سلطانالعلما، مردی عارف و از بزرگان صوفیه است که در برابر حکومت میایستد، و این در حالی است که مولانا در حال نظارهٔ این وقایع است…
رشید و کیهان دو برادرند که به خاطر تامین هزینه درمان برادر معلولشان و پاره ای از مشکلات که برای آنها پیش می آید، تصمیم می گیرند دزدی کنند و وارد یک باند خلافکار قاچاق عتیقه شوند، و طی ماجراهایی آنها با یک گروه خلافکار به ریاست تخشا آشنا می شوند و با تلاش زیادی خودشان را به رئیس تخشا معرفی می کنند .
رئیس تخشا به خاطر مسائل مافیایی خودش را از دید همه پنهان کرده و با گریم های مختلف در جمع ظاهر می شود و به جز یکی دو نفر کسی تا کنون شکل اصلی او را ندیده است ،درست روزی که رشید قرار است به باند تخشا ورود کند رئیس تخشا توسط یک گروه خلافکار رقیب به ریاست کیومرث خان ربوده می شود و از آنجا که رشید شبیه رئیس تخشا است چند نفر بزرگان گروه که چهره ی تخشا را دیده اند رشید را با تخشا اشتباهی می گیرند وبه این ترتیب رشید رئیس باند مافیای قاچاق می شود.
فريد جواني است جاهطلب و جوياي نام و ثروت كه مي خواهد ره صد ساله را يكشبه طي كند. او به همراه دوستش مسعود كه شخصيت چندلايه و منحصر به فردي دارد و همواره تحت تأثير شخصيت فيلم حرفه اي لوك بسون خود را «لئون» مي نامد، وارد يك معامله بزرگ و بين المللي هرويين مي شوند. آنها در اين معامله كه طرف مقابل آن پاتريك قاچاقچي بزرگ بين المللي است دست به تقلب مي زند و چند صد كيلو هرويين فشرده را در يك درگيري سرقت مي كنند. از طرف ديگر پاتريك، براي رسيدن به آنچه از دست داده و تنبيه فريد، خانواده او را كه در آستانه مهاجرت به كانادا هستند به گروگان مي گيرد. او همسر فريد را كشته و دخترش سوده را به گروگان مي گيرد. نيروي انتظامي از نقشه سرقت بزرگ مواد مخدر آگاه مي شود و يك معامله صوري را توسط يكي از افسرانش ترتيب مي دهد. مسعود در جريان معامله صوري كشته مي شود. فريد از يك طرف با پليس و از طرف ديگر، براي آزاد كردن سوده و گرفتن انتقام قتل همسرش، با پاتريك درگير مي شود. در نهايت سوده كه همسر پاتريك نسبت به او احساس مادرانه پيدا كرده، در درگيري بين فريد و عوامل و كارگزاران پاتريك و نيروي انتظامي آزاد مي شود و فريد و پاتريك در يك درگيري خونين بين آنها و نيروي انتظامي كشته مي شوند.