برچسب هادی معنوی پور

عصر پاییزی 1392

علی عمرانی در نقش مردی به نام عطا سی سال بعد از مرگ همسرش در شصت سالگی، مجدداً ازدواج می‌کند و همسر جدیدش مهشید را که نسرین مقانلو ایفاگر نقش اوست، در منزل مادرزن سابقش اسکان می‌دهد. در پی این اتفاق، کوروش تهامی قهرمان داستان در نقش پسر عطا تمام ذهنیت و زندگی اش به هم می‌ریزد و در این وانفسا کارش را نیز بر اثر یک سوء تفاهم عجیب از دست می‌دهد. اختلافات مهشید با مامان پری، مادر همسر مرحوم عطا، ماجراهای رفیع در محل کار، اسکان تدریجی خانواده مهشید در عمارت قدیمی مامان پری و بازگشت برادر او، جمشید، که علیرضا خمسه نقشش را بازی می‌کند، این جمع ناهمگون را درگیر وقایعی می‌کند که پیش برنده داستان‌های غریب این عمارت است.

باتو می مانم 1397

فیلم با تو می مانم ، قصه مهتاب زنی جوان که خرج تامین معاش خانواده بر عهده اوست و به طور اتفاقی با پسر بچه ای به نام علی که از کودکان کار و خیابان است آشنا می شود و…

از یاد رفته 1390

مرتضی پورامین که جوانی درسخوان بوده، در دهی نزدیک دیلمان گیلان زندگی کرده و در ده او دختری بنام گلرخ نیز زندگی می‌کند. گلرخ دوست دارد با مرتضی ازدواج کند ولی پدر و مادر او به ازدواج رضایت نمی‌دهند، گلرخ با پافشاری بسیار بالاخره آن دو را راضی می‌کند. پدر گلرخ که بیمار بوده، به ازدواج رضایت داده و سپس جان می‌سپارد. گلرخ پس از ازدواج به مرتضی پیشنهاد می‌کند که درس بخواند، مرتضی نیز به رشته پزشکی علاقه داشته و در پزشکی دانشگاه تهران بالاترین رتبه را به دست می‌آورد؛ پس مجبور می‌شود تا هفت سال در تهران درس خوانده و گاهی به خانه خود بازگردد، گلرخ پس از مدتی صاحب پسری به نام علی می‌شود، مرتضی نیز با دختری بنام مینا نادری در تهران آشنا می‌شود…

بوتاکس 1399

دو خواهر به نام‌های اکرم و آذر به همه می‌گویند برادرشان به‌صورت قاچاق به آلمان رفته و از او خبری ندارند. به مرور این دروغ در ذهن اکرم به یک واقعیت تبدیل می‌شود تا حدی که روزها را در انتظار برگشتن برادرش از آلمان سپری می‌کند.

قیچی 1394

جواني از تهران مي گريزد و براي خروج از کشور به جنوب مي رود. محکوم به مري که از جرمش و در واقع بخشي از وجود خودش فرار مي کند و اين فرار لزوما به سمت آزادي نخواهد بود.

عشق و جنون 1392

مردی بعد از گذشت ۳۰ سال از یک اتفاق که تنها زاییده ذهن او و یک سوء تفاهم ساده است به تهران می‌آید تا از شخصی انتقام گرفته و او را به قتل برساند. او در این میان با دو نفر از نسل جوان آشنا می‌شود و با زندگی عاشقانه، معصوم و پاک آن‌ها مواجه شده اما کام آن‌ها را به خاطر افکار شوم خود تلخ می‌سازد و…

وای آمپول 1397

خانواده آمپول‌چی که تولیدکننده آمپول هستند با وحشت فرزندان‌شان از آمپول مواجه می‌شوند؛ولی در نهایت ورزش فوتبال و انتخاب برای رده‌های قهرمانی به کمک فرزندان‌شان می‌آید

صبح روز هفتم 1387

داستان هفت روز از زندگي دزدي است که تازه از زندان آزاد شده وطلاق همسرش و دوري تنها دخترش او را در شرايط بدي قرار داده است. مرد جوان در اولين صبح پس از آزادي تصميم گرفته دزدي را کنار بگذارد. دوري کردن از وسوسه هاي دزدي ديري نمي پايد و روزهاي بعد که گرسنگي امان مرد جوان را بريده؛ او را از اين تصميم باز مي دارد.