برچسب هادی قادری

مینای شهر خاموش 1385

دكتر بهمن پارسا، پس از سي و سه سال از آلمان به ايران برمي گردد. با يكي از دوستان قديمي پدرش (پيرمردي به نام قناتي) و راننده بيمارستان،‌بهرامي به زادگاهشان (بم) مي روند. دكتر پارسا در پي عشق گمشده اش مينا، در بم مي گردد و رابطه اش تدريجاً با قناتي و بهرامي عميق تر مي شود.

زن دوم 1386

بهرام(محمد رضا فروتن)، 5 سال است که همسرش همراه با کودک یکساله اش او را رها کرده و به خارج رفته است. بهرام سه سال است که زندگی بسیار خوش و مخفیانه ای با مهتاب (نیکی کریمی) دارد و در حالیکه سومین سالگرد عشق شان را جشن می گیرند خبر از آمدن کتایون (زن اول) همراه با دخترش، میشود.

خوابهای دنباله دار 1388

داستان این فیلم در مورد دختری است به نام ریحانه( آرمیتا مرادی )که می خواست فردا امتحان بدهد. شب در خواب می بیند که معلمشان تصادف می‌کند. او از خواب می پرد و روز بعد موقع امتحان معلمشان خانم همتی سر کلاس نیامد و ریحانه ناراحت پیش خانم مدیر می‌رود و قضیه خواب با جزئیات کامل را می گوید و آن‌ها وقتی با خانه میترا همتی تماس میگیرند معلوم می‌شود که همه جریانات درست است. ولی اثری از خانم همتی پیدا نمی‌کنند ولی وقتی دوباره ریحانه به خواب می‌رود دوباره ادامه خواب را می بیند که خانم همتی تصادف نکرده ولی با پیرزنی برخورد می‌کند و پای پیرزن مجروح می‌شود و مجبور می‌شود که وسایل پیرزن را به همراهش تا خانه‌شان ببرد. پیرزن در آپارتمانی زندگی می‌کرد که نگهبان آن دختری داشت که ناقص بود و مدرسه خانم همتی آن را قبول نمی‌کرد و آن دختر را بیرون کرده بودند. دختر از آن‌ها خیلی ناراحت بود. موقعی که خانم همتی وسایل پیرزن را تحویل داد و خواست برگردد آن پله‌های سقوط می‌کند و به طبقه همکف می افتد و بیهوش می‌شود و آن دختر ناقص او را می برد و می بینند. از طرفی ریحانه با پلیس همکاری می‌کرد و به خواب می رفت و از ادامه ماجرا با خبر می شد. در پایان خانم همتی که دید دختر آن را بسته و بسیار از آن‌ها ناراحت است وقتی دختر او را آزاد کرد او برگشت و به دختر درس داد.

بی پولی 1386

داستان فیلم دربارهٔ زوجی جوان است که درگیر یک دوره بیکاری و بی‌پولی می‌شوند و سعی در حل مشکلات دارند، اما تلاش آن‌ها اوضاع را پیچیده‌تر می‌کند.

حرکت اول 1387

معتمدي، خلافكار بزرگ، بر اثر اختلاف، شريك خود روشن را، در خارج از كشور به قتل رسانده و براي به دست آوردن اموال او و با هويت جعلي وارد ايران مي شود. پليس كه در جريان اين ماجرا قرار گرفته در صدد پيدا كردن مخفيگاه معتمدي و دستگيري او برمي آيد.از طرفي ديگر سارا كه نوه روشن است تصميم مي گيرد با همكاري دوستان خود به نام هاي آناهيتا، سام، فرهاد و كيوان ضمن گرفتن انتقام از معتمدي اموال مسروقه پدربزرگ خود را پس بگيرد.