شمارش معکوس (کوتاه) 1403
اهالی روستای زالاوا ادعا میکنند که دوباره جن به روستایشان زده است. استوار احمدی، رئیس پاسگاه عقیده دارد زالاواییها توهم زدهاند. او برای بررسی مسئله و دیدار با ملیحه بهورز خانه بهداشت به آنجا میرود اما متوجه میشود آمردان، جنگیر معروف به ده آمده تا مراسم جنگیری برگزار کند. استوار که گمان میکند آمردان شارلاتان است با او درگیر میشود اما در مواجهه با آمردان و روستاییان، گرفتارمیشود و جان خود و معشوقهاش مورد تهدید قرار میگیرد.
«تصور» داستان پسر جوانی است که رانندۀ آژانس اینترنتی بوده و به یک دختر شیرینیفروش علاقهمند است. او با داستان زندگی مسافرانی که سوار میکند، همراه میشود و همۀ آنها را شبیه به دختر موردعلاقهاش میبیند. هر مسافر داستان زندگی خودش را دارد. یکی از آنها میخواهد خاکستر پیکر برادرش را بهباد دهد و دیگری دربارۀ هدیههای ولنتاین و ارتباطاتش برای رانندۀ جوان میگوید. همسر یکی از آنها به او خیانت کرده و یکی دیگر میخواهد بفهمد باردار است یا نه. دیگری میخواهد برای مسابقات جهانی برود و دیگری در شب عروسیاش توسط داماد رها شده و... . شیوۀ بیان داستان «تصور» تا اواسط فیلم، برای مخاطب حل نمیشود اما به طور کلی برای مخاطب بزرگسال قابلفهم است. در نهایت وقتی متوجه میشود که نمیتواند به دختر موردعلاقهاش برسد، آن دختر به مرور از تصوراتش بیرون میرود.
سریال «جناب عالی» سعی دارد با محوریت قرار دادن شخصیت جوانی به نام «امیرعلی عالی» که فارغ التحصیل رشته هماهنگی و برنامه ریزی سیاسی در مقطع دکترا است، با نگاهی طنز، به بررسی معضل بیکاری و نقد به سیستم های اداری کشور بپردازد. این سریال با دست مایه قراردادن این مضمون که مشکلات ساختارهای اداری و دولتی یک شبه حل نمی شوند، به دنبال لزوم اصلاح اساسی زیرساختها، جوانگرایی و استفاده از نیروی انسانی باانگیزه است.
درباره پسر جواني است از طبقه پايين اجتماع که عاشق دختري از طبقه مرفه ميشود و البته که اين عشق سرنوشتي تراژيک را براي دختر رقم ميزند چراکه پسر جوان و خودخواه که نميتواند به وصال محبوب برسد بر صورت وي اسيد ميپاشد و البته همين اسيدپاشي است که ادامه ماجرا را شکل ميدهد