کج پیله 1404
فیلم کج پیله روایتگر زندگی سیما ثروتی، بازیگر مشهور سینماست که به همسر خود مشکوک میشود و باور دارد تمام مشکلات زندگی از مردها سرچشمه میگیرد، اما یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را تغییر میدهد و او را در موقعیتی باورنکردنی قرار میدهد
فیلم کج پیله روایتگر زندگی سیما ثروتی، بازیگر مشهور سینماست که به همسر خود مشکوک میشود و باور دارد تمام مشکلات زندگی از مردها سرچشمه میگیرد، اما یک اتفاق غیرمنتظره همه چیز را تغییر میدهد و او را در موقعیتی باورنکردنی قرار میدهد
«ستاره بازی»، ماجرای دختری است که به تازگی به خارج از کشور مهاجرت کرده و با مشکلات متعدد و تضادهای فرهنگی و اجتماعی روبرو می شود.
ترکیبی از سینمای واقعگرا و انیمیشن در فضایی فانتزی که داستان جستجوی دو پسر بچه را نشان میدهد. سینا که به دلیل جنگ با آدمهای بد و آسیب دیدن به بیمارستان رفته، با پسری به نام سپهر آشنا میشود. پیرمردی مشکوک به نام بیوک (رضا شفیعی جم) در بیمارستان است که قوطی اسرارآمیزی دارد. سینا و سپهر که نسبت به قوطی کنجکاو هستند، آن را میدزدند و در اتاق دختری غمگین و بیمار به نام ریحانه پنهان میشوند. خاله رؤیا (ترانه علیدوستی) پزشک بیمارستان قصهای دربارهی سنگ سیاهی برای آنان تعریف میکند که زیر درختی دفن است و بیماران را شفا میدهد. سینا و سپهر سنگ سیاهی را در اتاق بیوک پیدا میکنند و با دفن آن زیر درخت، برای ریحانه دعا میکنند. با جادوی سنگ سیاه آنان وارد دنیایی خیالی میشوند.
مجید (فرهاد اصلانی) یک مرد میانسال از خانوادهای متوسط است که اهل شهرستان بوده و در کل سنتی رفتار میکند. وی اعتیاد دارد و علاوه بر آن، به همسرش پونه (هانیه توسلی) شک دارد. پونه، برخلاف مجید، از خانوادهای سنتی نیست و تقابل این دو فرهنگ مختلف تمام چیزی است که در بهخاطر پونه شاهدش هستیم.
سینا ملکی برای قبولی در کنکور فقط چند ماه فرصت دارد. از یک سو بنیاد متزلزل خانوادگی و از سوی دیگر آشنایی او با یک جوان خیابانی عاشق موسیقی ماجراهایی را برای او رقم میزند و در آخر با معلوم شدن یک سری اتفاقات جوان عاشق موسیقی تصادف کرده و در اینجا هم پرده از بعضی رازهای دیگر گشوده می شود
این فیلم درباره موجودی فضایی است که بنا بر مشکلاتی که وی ناخواسته درگیر آن، به زمین می آید و حالا باید با موجوداتی مواجه شود که شباهتی به خودشان ندارد و…
درباره دو خانواده سنتي است که در خانهاي قديمي زندگي ميکنند. پسر جوان قرار است براي کار به خرم آباد برود. حاج احمد عموي او با اصرار برايش بليت هواپيما ميگيرد و فردا خبر ميرسد که هواپيما سقوط کرده است و اين آغاز درگيري ها و چالش هاي داستان در زندگي اين دو خانواده مي شود.
داستان فیلم درمورد زن جا افتاده ای است که در سال های جنگ در شهر زنجان زندگی می کند. پسرش خلیل در جبهه مفقود الاثر شده اما او امیدواتر است که خلیل بازگردد.