برچسب نیکی کریمی

بیداری 1387

داستان زني به نام زهرا است كه حافظه اش از زماني كه براي آخرين بار دختر 6 ساله اش ياسمن را ديده، متوقف شده است. اكنون پس از گذشت 24 سال از آن اتفاق، حافظه زهرا بازگشته و او قصد دارد دختر گمشده‌اش را بيابد اما همه نشاني‌هايي كه به ياد دارد به كلي تغيير كرده است...

میکس 1378

چند روز بيشتر به شروع جشنواره نمانده و فيلمي كه خسرو ساخته در مرحله صداگذاري دچار مشكل شده، فرسودگي دستگاه هاي فني، قطع و وصل مدام برق، آماده نبودن موسيقي متن و خستگي عوامل فني كه به طور شبانه روزي مشغول به كار هستند باعث ايجاد فضايي پرتنش و عصبي كننده شده است. از سوي ديگر الزام حضور فيلم در جشنواره كه شرط لازم براي نمايش عمومي آن در سال آينده است، باعث شده تهيه كننده هم لحظه به لحظه فشار بيشتري براي آماده شدن فيلم به خسرو وارد كند، در حالي كه هنوز مونتاژ فيلم كامل نشده و حتي چند صحنه اي را كه در مراحل آخر فيلمبرداري كرده اند از لابراتوار به دستشان نرسيده است. خسرو تمام انرژي خود را به كار مي گيرد و با خواهش و تمنا عوامل را تشويق به ادامه كار مي كند. در حالي كه اميدي به آماده شدن فيلم در زمان مقرر نيست. ناصر چشم آذر آهنگساز فيلم هم دچار بحران روحي است و از آماده كردن موسيقي متن طفره مي رود و وقتي خسرو با شگردهاي مختلفي او را به استوديوي ضبط موسيقي مي برد، خستگي نوازندگان مانع از اجراي موسيقي مي شود و دست آخر چشم آذر يك تنه با سينتي سايزر موسيقي را اجرا مي كند. در ميان هجوم اين مصائب كه باعث افزايش استرس خسرو شده، گروه سازنده فيلم هم چندان دل به كار نمي دهند و بار نگراني او را با همكاري شان كاهش نمي دهند. در ميان اين همه گرفتاري چند صحنه اي از فيلم سانسور مي شود كه نيازمند دستكاري تدوين و حضور مجدد بازيگران براي صدابرداري است. اما ليلا حاتمي و علي مصفا دو بازيگر فيلم با همديگر قهر كرده اند و حاضر به گفتن جمله هايشان نيستند. وقتي محمدرضا شريفي نيا آن دو را آشتي مي دهد و مشكل را حل مي كند، نوبت اميد روحاني است كه با حضور بي موقع خود و تقاضاي مصاحبه در آن وانفسا خسرو را كلافه تر مي كند. سرانجام فشار كار خسرو را دچار جنون مي كند و قصد دارد همه چيز را به هم بريزد اما افراد گروه، او را به يك صندلي مي بندند و كار را ادامه مي دهند. روز نمايش فيلم قرار مي شود نمايش حلقه هاي آماده فيلم شروع شود تا باقي پرده ها برسد، اما وقفه هاي بين رسيدن پرده ها به سينما حوصله تماشاگران را سر برده و تعدادي از آنها از شدت كلافگي روي سن سالن نمايش كمدي مسخره اي را اجرا مي كنند.

من همسرش هستم 1390

زوجی بعد از دوازده سال زندگی، حالا به نوعی یکنواختی در زندگی رسیده‌اند. دکتر امیرحسین به همسرش شهلا خیانت و منشیِ خود را صیغه کرده‌است. شهلا از این موضوع، مطّلع می‌شود و سعی می‌کند که با برانگیختن حسادتِ وی، او را از این کار بازدارد. شهلا در حادثه ای به خواستگار اولش برخورد و یادِ عشق قدیمی را زنده می‌کند و تصمیم می‌گیرد که این راه را تا آخر خط،طی کند اما...

تمشک 1392

حميد و هما زوج ناباروري هستند كه تصميم گرفته اند از راه اجاره‌ي رحم بچه‌دار شوند. اين دو در راه پيگيري و انتخاب شخص مورد اطمينان براي اين منظور به زن جواني به نام رضوان بر مي خورند كه با وجود شرايط مساعد داراي مشكلاتي است. اتفاقي كه براي اين زوج پس از آشنايي با رضوان مي افتد سبب مي شود آنها به شناخت تازه اي از خود و پيرامون شان برسند.

سایه به سایه 1374

سروان پوريا فرمانده يك پاسگاه ساحلي است. او در آستانه ازدواج و آغاز زندگي مشترك با يك مسئله جنايي درگير مي شود. يك از همكارانش به قتل مي رسد. او با تلاش و همفكري همسرش موفق به كشف راز اين جنايت مي شود ولي ضمن پيگيري راز بزرگتري را در مقابل خود مي بيند...

زندگی جای دیگریست 1392

مردي (حامد بهداد) که از همسرش جدا شده بيماري لاعلاجي دارد. همسر سابق مرد (نيکي کريمي) به سراغ او مي رود تا ماجرايي را براي او فاش کند. شوهر زن (پارسا پيروزفر) به دليل حمل مواد مخدر محکوم به اعدام شده و زن از شوهر سابقش مي خواهد او را نجات بدهد. مرد در مسيري طولاني و سخت تصميم مي گيرد با گرفتن تعهد از زن براي نگهداري از دو فرزندش جرم را گردن بگيرد و به زندان مي رود تا در انتظار مرگ بماند.

باد و شقایق 1376

رامين پرتوي، كارگردان و بازيگر مشهوري كه بر اثر اعتياد و سپس گذراندن محكوميت در زندان، كارش را در سازمان صدا و سيما از دست داده و هشتمين سال بيكاري خود را مي گذراند، تلاش مي كند بار ديگر فعاليتش را از سر بگيرد، اما به دليل پيشينه اش به او كار نمي دهند. او كه به دليل اعتياد، از سوي همسر و تنها دخترش غزل نيز طرد شده، تصميم به خودسوزي مي گيرد. اما به پيشنهاد يكي از مسئولان سيما قرار مي شود فيلمي را كارگرداني كند. رامين به عزت الله انتظامي كه براي استخدام دوباره او در سازمان تلاش بسياري كرده مي گويد كه مي خواهد فيلمي درباره اعتياد كه در واقع حكايت اوست، بسازد. گرچه انتظامي با اين طرح مخالفت مي كند، اما رامين مشغول نوشتن فيلمنامه مي شود. او به خانه همسر سابقش كه سه سال است از او جدا شده مي رود و مي گويد به خاطر غزل، زندگي مشترك دوباره اي را آغاز كنند، اما همسر سابقش مردد است. انتظامي نيز در اين ميان وساطت مي كند. رامين كه مجوز ساختن فيلم را دريافت كرده بار ديگر به دام اعتياد كشيده مي شود و اين بار به صورت تزريقي مواد مخدر مصرف مي كند. او با مطالعه كتابي درباره ايدز كه با تصاويري از بيماران ايدزي همراه است متوجه مي شود كه او نيز به اين بيماري مبتلا شده است. در حالي كه غزل و مادرش تلاش مي كنند بار ديگر جمع خانواده شان را به هم پيوند بزنند، رامين روزهاي سخت بيماري را مي گذراند. او زماني كه همراه با انتظامي براي فيلمبرداري از معتادان به زندان قزل حصار رفته، در محوطه زندان حالش به هم مي خورد و پزشكان پس از آزمايش هايي اعلام مي كنند كه او دچار عفونت حاد شده است. وقتي همه بدن رامين را جوش هاي بزرگي كه نشاني از بيماري ايدز است مي پوشاند، پزشكان كه از درمان بيماري اش ناتوان هستند، او را مرخص مي كنند و رامين به خانه اش منتقل مي شود. رامين در حالي كه همسر سابقش و دخترش نگران حال او هستند، در اتاقي تنها مي ميرد.

جعبه موسیقی 1386

داستان فیلم دربارهٔ پسربچه‌ای به نام علی (با بازی ارسلان قاسمی) است که به تازگی مادرش (نیکی کریمی) را از دست داده و با فرشته‌ای (رامبد جوان) آشنا می‌شود. این آشنایی ماجراهایی را به دنبال دارد.