جمعمون جمعه 1400
داستان این سریال در شهری جادویی و رنگارنگ به نام «شهر پنج ستاره» اتفاق میافتد. این شهر در میان ابرها قرار دارد. شخصیتهای اصلی دوقلو هستند و ماجراهای جذابی را برای یادگیری نکات مهم زندگی و قوانین اجتماعی تجربه میکنند.
این فیلم روایت 5 خانواده را به موازات داستان پیش می برد و موضوع آن روابط اجتماعی و مشکلات روزمره خانواده هاست و هر داستان با یک شخصیت مشترک به داستان بعدی مرتبط میشود.
در سریال «تب و تاب» شخصیت «مهلقا» از سفر بازگشته «معین» پسر بزرگش در مراسم استقبال حضور ندارد. همین موضوع بین اطرافیان باعث ایجاد سوال میشود. بلافاصله «ژاله» خواهر معین ، به خانه معین میرود و...
«سیلمان»، (سام درخشانی) مرد میانسالی است که همراه همسرش (الهام حمیدی) و دختر و پسر نوجوانش زندگی می کند. سلیمان سرد مزاج است و گویا روابط گرم زناشویی بین او و همسرش برقرار نیست. همسرش شب ها در هال، روی کاناپه می خوابد و او روی تخت، در اتاق خواب. سلیمان در یک آژانس هواپیمایی کار می کند که در آن یکی از کارمندان (کامبیز دیرباز) عاشق یکی دیگر از کارمندان (لیلا اوتادی) شده و با جواب رد او رو به رو می شود. کامبیز دیرباز، عاشق شکست خورده متوجه می شود که اوتادی با رئیس شرکت (داریوش فرهنگ) دستش در یک کاسه است و به کمک سلیمان پی می برد که آقای رئیس در قاچاق دختران به دوبی نقش دارد. آنها برای خنثی کردن این نقشه ی زشت، وارد عمل شده و متوجه می شوند که اشتباه کرده اند و داریوش فرهنگ یک وطن پرست دو آتشه است که مرد عرب را در آب انداخته و اسکانس ها را هم به آب می سپارد. سلیمان و همکارش خوشحال از این پیروزی، آقای رئیس را بغل می کنند. روز بعد سلیمان و همسرش در لباس عروس و داماد (؟؟؟ بعد از سالها زندگی مشترک) در آژانس هواپیمایی حاضر شده و داریوش فرهنگ هم از پیش خود برای لیلا اوتادی و کامبیز دیرباز حلقه خریده و دست آنها می کند و قصه تمام می شود.