دلم می خواد 1393
بهرام فرزانه نويسندهاي است كه مدتهاست نمي تواند داستان بنويسد. ناگهان بر اثر يك تصادف اتومبيل، آهنگي در ذهنش تكرار مي شود كه او را به رقص مي آورد. همين اتفاق شوق نوشتن را در او بر مي انگيزد. ولي اين همه ماجرا نيست...
بهرام فرزانه نويسندهاي است كه مدتهاست نمي تواند داستان بنويسد. ناگهان بر اثر يك تصادف اتومبيل، آهنگي در ذهنش تكرار مي شود كه او را به رقص مي آورد. همين اتفاق شوق نوشتن را در او بر مي انگيزد. ولي اين همه ماجرا نيست...
امید به همراه همسرش آلا و آرش برادر همسرش در مهمانی حضور دارند. میترا همسر سابق امید با او تماس میگیرد و میگوید که به کمک امید احتیاج دارد. امید با او قرار میگذارد و اتفاقات بعدی رقم میخورد که همسرش در مراسم تولد چهار نفره مست میشود و چیزهایی که نباید بگوید را میگوید.