آخرین تولد 1401
داستان فیلم آخرین تولد در زمانی که طالبان به قدرت بازگشتهاند، آغاز میشود. در شهر کابل که پر از نگرانی و هراس است، محمد پدر خانواده سعی دارد تا زندگی طبیعی خود را در دورانی که طالبان در آن حکومت دارند، حفظ کند.
داستان فیلم آخرین تولد در زمانی که طالبان به قدرت بازگشتهاند، آغاز میشود. در شهر کابل که پر از نگرانی و هراس است، محمد پدر خانواده سعی دارد تا زندگی طبیعی خود را در دورانی که طالبان در آن حکومت دارند، حفظ کند.
داستان سریال راجع به خانوادهای قدیمی در تهران به نام صبوری است که سالها است در کار پرورش گلهای تزئینی و گلهای مختلف هستند. خانوادهٔ صبوری متشکل از سه برادر( مسعود رایگان)، ( پرویز پرستویی )،( مهدی پاکدل)، و یک خواهر( رویا تیموریان) است، خانوادهای که همگی در این شرکت کار میکنند و شغل موروثی خانوادهٔ خود را دنبال میکنند، فقط پسر دوم، فریبرز(پرویز پرستویی) است که در حال حاضر ۵۸ سال سن دارد و افسر ادارهٔ آگاهی است و داستان زندگی خود را بیتأثیر از خانوادهٔ خود نوشتهاست. فریبرز در جوانی تصمیم میگیرد که پلیس شود و برای گذراندن دورهٔ آموزشی به شهرستانی میرود و دستش به گناهی آلودهاست که خودش هم به دنبال حل این معما و کشف گناهش است.
خانوادهٔ صبوری همچنان در آرامش در خانهای قدیمی با هم زندگی میکنند، اما ورود جوانی به این خانواده زندگی همهٔ خانواده را دستخوش تغییراتی میکند که…
این سریال در ژانر ترسناک بوده و در فصل اول آن 10 قسمت داشته و هر قسمت داستان و بازیگران جداگانه ای دارد.
قسمت اول: بت چین
قسمت دوم: نون و پنیر آوردیم
قسمت سوم: هورلا هورلا
قسمت چهارم: عروسک مفت
قسمت پنجم: همه چی تمام
قسمت ششم: جان جامد
قسمت هفتم: گوشه نشینان
قسمت هشتم: ویو ابدی
قسمت نهم: صدا دزد
قسمت پایانی(دهم):غراب دره
«در چشم باد» قصه زندگی خانوادهای است که رویدادها و لحظات تلخ و شیرین زندگیشان از دوره قیام میرزا کوچک جنگلی تا آزادسازی خرمشهر در آن به تصویر کشیده میشود، قصه از زمانی آغاز میشود که میرزا کوچک خان جنگلی، در گیلان اعلام جمهوری میکند و با این اقدام دوران پر حادثه تاریخ معاصر ایران آغاز میشود که سه دوره تاریخ ایران را بازگو میکند. پدر خانواده معروف به «ایرانی» از یاران میرزا کوچک خان جنگلی است. پس از کشته شدن میرزا، ایرانی همراه خانوادهاش به تهران کوچ میکند و با دایر کردن یک چاپخانه فعالیتهای سیاسیاش را پی میگیرد.ایرانی ۳ پسر و یک دختر دارد که نام یکی از پسرها «بیژن» است و نقش او را «پارسا پیروزفر» بازی میکند. «بیژن» خلبان است و پس از ترک نامزدش «ایران نخجوان» با بازی سحر جعفری جوزانی در جنگ جهانی دوم با متفقین میجنگد. او پس از جنگ دستگیر و به خارج از کشور تبعید میشود.
بیژن زمانی که اسیر میشود عشق دوران کودکی خود یعنی لیلی《ستاره صفراوه》 را در ارتش شوروی پیدا میکند و به همراه او فرار میکند.
بیژن زمان جنگ ایران و عراق به ایران میآید و برای پیدا کردن پسرش مجبور میشود به جبهه برود. نقش پسر دیگر ایرانی به نام «نادر» را «کامبیز دیرباز» بازی میکند. «نادر» تاجر است و تمایل زیادی به دخالت در ماجراهای سیاسی ندارد. نقش همکار و دوست او را «رضا شفیعیجم» بازی میکند.اسد پسر کوچکتر خانواده «مهدی کاسه ساز» در حمله هوایی متفقین به نیروی دریایی بندر پهلوی به همراه یدالله بایندر شهید میشود. فاطمه دختر ایرانی گلاره عباسی با محمود دژگیر محمد رضا هدایتی ازدواج میکند.
حامد و رونا دو افغانی در تلاشند تا افغانستان را ترک کنند و به امید یافتن زندگی بهتر از افغانستان به اروپا مهاجرت کنند. برای اجرای این طرح ، آنها ابتدا با اتوبوس به طور غیرقانونی وارد ایران می شوند. حامد در محل اقامت یک دوست افغان دیگر که قبلاً در تهران است اقامت دارد و آماده انتقال به ترکیه است. اما سرانجام ، آنها دریافتند که برای انتقال از ترکیه به اروپا و شناخته شدن به عنوان پناهنده ، به دلایل قانع کننده ای نیاز دارند. سرانجام ، او سعی می کند از اسلام به کاتولیک تبدیل شود ، اما حتی مشکلات و خطرات بیشتری نیز وجود دارد...
داستان دو سارق خردهپاست (جمشيدي و کيايي) که با تحويل گرفتن جعبهاي وارد ماجرايي بزرگ ميشوند.
جواني فارغالتحصيل رشته مهندسي مکانيک است که در صنعت خودروسازي طرحهاي مختلف ارائه کرده، اما کسي به او بها نميدهد. او براي اينکه حرف خود را به گوش مسئولان برساند، بازي خطرناکي را آغاز ميکند که منجر به گروگانگيري مي شود.
بهمن و احد توليدکنندگان ورشکسته اي هستند که از دست طلبکاران خود، فراري اند. آتش سوزي پلاسکو، شرايط ديگري را برايشان رقم مي زند