چند قدم آن طرف تر (کوتاه) 1402
گرفسور در حال آزمایشات مختلف بر روی یکی از گربه های اهالی گربستان است. او قصد دارد با پژوهش روی گیاهان راهی برای طولانی کردن عمر گربه ها پیدا کند. حاکم شهر گربه ها از طریق مشاورش تیزگربه متوجه تحقیقات و توانایی گرفسور شده و قصد دارد گرفسور را برای طولانی شدن عمر خودش به خدمت بگیرد. گرفسور لاجرم پیشنهاد را پذیرفته و راهی شهر گربه ها می شود. گربه های گربستان نیز از سخت گیری های پلیس گربستان به تنگ آمده و قصد رفتن به شهر گربه ها را دارند غافل از اینکه….
گربه های گربستان به طمع رسیدن به آرزوهای خود قصد دارند با شرکت در مسابقه ای که دسیسه مشاور حاکم شهر گربه هاست، شرکت و به شهر گربه ها عزیمت کنند، غافل از اینکه حاکم به کمک تحقیقات و کشفیات گرفسور تصمیم دارد عمر آنها را گرفته و به خودش اضافه کند حاکم شهر گربه ها با این کار بیشتر از همه گربه ها عمر خواهد کرد، اما شنگول و گربه های دیگر با نقشه ای به کمک گرفسور که تحت فشارهای حاکم خسته شده است، می آیند تا...
داستان فیلم در مورد دختری به نام یاسمن است که پس از سالها به دلیل مرگ پدرش به ایران بازگشته است. پسر او دچار اوتیسم است و این مسئله، سفر را برایش دشوار میکند. یاسمین شناختی از پدرش ندارد و بیش از آن میراثی که پدر برایش گذاشتهاست باعث تعجب او میشود. اقامت کوتاه او در زادگاه پدر و دیدار با کسانی که پدرش را میشناسند او را به درک تازهای از انسان و مفهوم مرگ میرساند.
سریال «خودخواسته» قصه ای کمدی – معمایی را در دهه 1320 کشور روایت می کند ، این روایت از دل تاریخ برخاسته و تا دهه 1390 کشیده خواهد شد. چیزی که مخاطب در این مجموعه با آن روبروست ، روایت جوانی است که داستانی را از 70 سال پیش تعریف می کند
بانوی عمارت ملودرام عاشقانهای را در مقطعی از تاریخ دوران قاجار روایت میکند که در این بستر به مهمترین حادثه سیاسی آن زمان یعنی ترور ناصرالدین شاه توسط میرزا رضا کرمانی هم پرداخته میشود.
سیاوش ساقی (میلاد کیمرام)، کشتیگیر و قهرمان جهان است و نامزدش مرجان، نیاز به عمل پیوند کبد دارد. سیاوش به دلیل ناتوانی مالی در پرداخت هزینههای عمل پیش نصرت (رضا کیانیان) که یکی از میلیاردرها محسوب میشود میرود اما نصرت در ازای دادن پول از سیاوش میخواهد تا با مارال(ترلان پروانه)، دخترش عقد کند.
پدر بهرام، آقا بابک(مهدی هاشمی) و مادر ساسان، سوری جون (ژاله صامتی) به پیشواز آنها میآیند، اما ساسان نمیداند که آنها با هم ازدواج کردهاند. بهرام با یک اشتباه جدید دلارهای خود را که در چمدان جاساز کرده، با چمدانی دیگر جابهجا میگیرد. آدمهای کارلوس به سراغ آنها میآیند و ساسان و بهرام دوباره وارد ماجراهای جدیدی میشوند که باعث میشود نه تنها تحت تعقیب قاچاق چیان مواد مخدر قرار بگیرند بلکه ادم های کارلوس نیز به دنبال انها نیز هستند که...