پری سا 1396
فیلم پری سا به یکی از معضلات مبتلا به جامعه و جوانان توجه دارد و معضلات شبکه های اجتماعی و اسیدپاشی را مورد توجه قرار داده است…
فیلم پری سا به یکی از معضلات مبتلا به جامعه و جوانان توجه دارد و معضلات شبکه های اجتماعی و اسیدپاشی را مورد توجه قرار داده است…
این سریال داستان به قدرت رسیدن رضاشاه پهلوی و محمدرضاشاه پهلوی در ایران و از زمان بازگشت محمدرضاشاه پهلوی از مصر، پس از ازدواج با ملکه فوزیه تا انقلاب ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی به تصویر میکشد.
شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامهنگار عاشق هم هستند و میخواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق میافتد. پدران این دو از افراد گوشبهفرمان شخصی متنفذ به نام بزرگآقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامهنگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار میکشد، اما بزرگآقا او را نجات میدهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشتزدگیاش کم شده تصمیم میگیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحالاند بهجز پدر شهرزاد (محمود پاکنیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگآقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کردهاست. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، بهخاطر پدر قدرتمندش بزرگآقا که عمویش میشود سکوت میکند و مجبور میشود بسوزد و بسازد.
قباد و شیرین بچهدار نمیشوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچهدار نمیشود با هم دعوا میکنند. بزرگآقا که دیگر از آنها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم میگیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.
هر قسمت از این مجموعه موضوع متفاوتی دارد. «در این مجموعه سعی شده تا از داستانهای واقعی که ممکن است برای هر یک از افراد جامعه اتفاق بیفتد، استفاده شود.»
لطیف (با بازی جواد عزتی) جوانی است که ناخواسته درگیر ماجرای عجیبی میشود که او را دچار دردسرهای فراوان کرده و مسیر زندگیاش را دگرگون میکند. بهار (با بازی الناز حبیبی) دختر زیبا و جوان است که خواستگارهای زیادی دارد ولی تمایلی به ازدواج ندارد. برای همین برای خلاص شدن از دست خواستگارها از لطیف کمک میگیرد تا به عنوان خواستگار ساختگی با او نامزد کند. مادر بهار بهخاطر نداشتن کار با این ازدواج مخالفت میکند. با پیدا شدن کار برای لطیف، گویا دردسرها به پایان میرسد اما کارش به نظر خودش کار خوبی نیست چون راننده نش کش هست و او از جنازه میترسد ولی مجبور میشود برود و ...
«خندههای آتوسا» دو فیلم است در یک فیلم. دو روایت است در یک داستان. روایت اول، روایتی جذاب و پرکشش از مسافران قطاری به مقصد ترکیه که هرکدام به دلایلی عازم این سفر هستند. پسرک لال و سرخوش با بازی امیر جدیدی، جوانی تنگدست و عاصی با بازی پژمان بازغی که در پی ناپدید شدن خواهرش و شایعاتی که به گوشش رسیده عازم استانبول است تا او را بیابد، یک زوج توریست خارجی، یک زوج ایرانی که در پی یافتن شغل برای مرد به این سفر میروند، دختری مرموز و عصبی با بازی باران کوثری، دختر بیقید و اعصابخردکنی به نام آتوسا که برای آوردن لباس و لوازمآرایشی و غیره به ترکیه میرود و پزشکی که در قطار مستقر است، شخصیتهای اصلی روایت اول هستند.
داستان فیلم از جایی آغاز می شود که لیدا و فرزاد ( پریناز ایزدیار و امیر جدیدی ) که به همراه دوست مشترکشان کیوان ( صابر اَبَر ) و خانمی که به تازگی با کیوان دوست شده ( ماهور الوند ) در یک مهمانی در خارج از شهر به سر می برند، تصمیم می گیرند شبانه به تهران بازگردند اما در میانه راه با یک جسم تصادف می کنند. به واسطه این تصادف، این چهار نفر از ترس پا به فرار می گذارند و تصمیم می گیرند به منزلی بروند و به آرامی درباره این مسئله فکر کنند اما...
در آغاز جنگ جهاني اول كه تمامي جهان درگير جنگ ناخواسته و بيرحمانهاي بودند، ايران اعلام بيطرفي ميكند و از 1295 سه سال كشور دچار كمبود مواد غذايي ميشود كه به قحطي بزرگ معروف است. در اين اثنا شخصي به نام حاج ابوالفضل، يتيمخانهاي داير ميكند كه بچههاي بيسرپرست را در آنجا نگهداري ميكنند. او فرزندي دارد به نام محمد جواد كه پس از مرگ پدر اداره يتيمخانه را بر عهده ميگيرد، پرچمدار مبارزه با نيروهاي بيگانه ميشود. فيلم داستان تعقيب و گريز محمدجواد و يك مرد انگليسي است كه يكي از فرماندهان ارتش دنسترويل در ايران است.