برچسب نیلوفر محمودی

بندباز 1386

آذین پیشوا‌زاده، فارغ التحصیل رشته دارو سازی، در زمینه بهداشت و دارو به کار خبرنگاری مشغول است و پس از مصاحبه با خرسندی، رییس یک شرکت دارویی، دعوت به کار در این شرکت می شود. با ورود خونهای آلوده به ویروس به کشور، خرسندی متهم به همکاری با مافیای دارو می‌شود و آذین با کمک مراجع قضایی و استادش، پرده از حقیقت بر می‌دارد. ‏

سرگرد 1387

در روایتی پلیسی، براساس شهادت دروغ رئیس باند قاچاقچیان عتیقه، مأمور وظیفه ‌شناس پلیس، مورد اتهام همکاری با آنها قرار گرفته و حکم دستگیری‌اش صادر می‌شود. او بعد از دستگیری، حالش بد شده و به بیمارستان منتقل می‌شود. اما پس از سوء ‌قصدی که در بیمارستان به جان سرگرد سماوات می‌شود، او موفق به فرار شده و برای اثبات بی‌گناهی‌اش تلاش می‎کند.

مرگ تدریجی یک رویا 1386

نویسنده‌ای جوان به نام مارال عظیمی (سامیه لک) با نوشتن یک رمان معروف می‌شود و تأثیر زیادی بر زندگی وی می‌گذارد و با وسوسه‌های خواهرش (ستاره اسکندری) و آریان (ناصر طهماسب) یک منتقد ادبی از همسرش حامد یزدان پناه (دانیال حکیمی) جداشده و به ترکیه می‌رود. داستان با رویدادها و شخصیت‌های جدیدی همراه می‌شود و در نهایت مارال عظیمی دوباره به ایران بازمی‌گردد و مجدداً با حامد ازدواج می‌کند. د

پیشواز 1390

داستان سریال پیشواز درباره دو نوجوان به نام حمید و هاشم است که باعث پدید آمدن ماجراهای مختلفی می‌شوند. جعفر دهقان در این سریال ایفاگر نقش پدر حمید یعنی آقا یدالله خواهد بود. او شخصیتی انقلابی است که در طول داستان با شخصی به نام بهادرخان که نماد ظلم و ستم است، به مبارزه می‌پردازد. بازیگر نقش بهادرخان مهدی میامی است. او صاحب قالی‌بافی روستاست.

مینا نوروزی‌فر هم ایفاگر نقش گلچهره، همسر بهادرخان است. او آدم تازه به دوران رسیده‌ای است که کمبودهای عاطفی خود را با ولخرجی و سفر به شهر جبران می‌کند. گلچهره به دنبال تصمیمی که می‌گیرد، زندگی‌‌اش دستخوش تغییراتی می‌شود که او را با شخصیت واقعی خود و همسرش آشنا می‌کند.

اسماعیل سلطانیان هم یکی دیگر از بازیگران محوری این سریال است که در نقش یعقوب برادر یدالله به ایفای نقش می‌پردازد. یعقوب از شخصیت‌های فعال و حامی انقلاب است، اما مانند یدالله تند و تیز و به نوعی نماد قشر محافظه‌کار محسوب می‌شود.

بی‌بی از دیگر شخصیت‌های مطرح این سریال است که شخصیتی مذهبی دارد. او مادربزرگ حمید است و به نوعی تکیه‌گاه این شخصیت است. مرتضی ضرابی هم بازیگر نقش حسن سلمونی است که با الاغ خود در روستاهای اطراف باربری می‌کند.

باران عشق 1380

داستان از این قرار است که یک بانک، اقدام به برگزاری مراسم قرعه‌کشی‌ می‌کند. یکی از جوایز این قرعه‌کشی، سفر به کربلاست. تعدادی از دارندگان حساب پس‌انداز، برنده این جایزه می‌شوند که هر کدام از آنان برای خودشان داستانی دارند. این مجموعه موقعیت دراماتیک افرادی را روایت می‌کند که میهمان امام حسین (علیه‌السلام) هستند.

روز رفتن 1385

روحانی جوانی به نام رحیم از باب استحباب ماهی یک بار در گورستان شهر، اموات را غسل می‌دهد در یکی از این روزها او متوجه می‌شود که یک مرده شباهتی بی‌بدیل به خودش دارد با ورود پلیس به ماجرا و اندکی تحقیق معلوم می‌شود که...

دو فیلم با یک بلیط 1369

يك كارگردان بعد از سال ها از آمريكا برگشته تا نخستين فيلم خود را بسازد. هنرپيشه اول مرد فيلم بر اثر سانحه اي نمي تواند به كارش ادامه دهد. فيلم بايد به موقع به جشنواره برسد و كارگردان بعد از جستجوي بسيار، فروشنده دوره گردي را پيدا مي كند كه شباهت زيادي به هنر پيشه فيلم دارد. كارگردان تصميم ميگيرد از وجود فروشنده دوره گرد در فيلم استفاده كند. از سوي ديگر هنرپيشه اول زن درگير مسائل خانوادگي است و قصد سفر به آمريكا را دارد. كارگردان، هنرپيشه بدل و هنرپيشه زن هركدام با تجربه تازه اي روبرو مي شوند... «دو فيلم با يك بليط» فيلمي است درباره سينما و آدم هايش...

محاکمه در خیابان 1387

شب ازدواج امير و مرجان است. حبيب دوست صميمي امير كه كمك زيادي براي برگزاري مراسم كرده، ناگهان از امير مي خواهد كه عروسي اش را به هم بزند. حبيب فهميده كه مرجان قبلاً با مردي ازدواج كرده بوده و از او بچه دارد. امير با نشاني كه در اختيار دارد، دنبال يافتن سرنخ ماجراست.