ننگرهار (کوتاه) 1395
ننگرهار، داستان زنی با نام زرغونه از اهالی ننگرهار، ولایتی در شرق افغانستان است که سالها پیش با همسرش به ایران پناه آوردهاند.
ننگرهار، داستان زنی با نام زرغونه از اهالی ننگرهار، ولایتی در شرق افغانستان است که سالها پیش با همسرش به ایران پناه آوردهاند.
داستان این سریال دربارهٔ روحانی مسجدی است (با بازی برزو ارجمند) که سعی در حل مشکلات مردم دارد.
داستان «پادری» دررابطه با قالیشویی مشتاق است که تعطیل شدهاست، و فیروز مشتاق در ایام نزدیک به نوروز به خاطر از دست نرفتن اعتبار قالیشویی و حفظ مشتریان سابق، سعی میکند با اجاره یک قالیشویی دیگر، کارش را پی بگیرد، او که با انبوهی از فرشهای نشسته روبرو است، دردسرهای جدیدی برایش رخ میدهد. از طرفی نصرت برخلاف گذشته دارای وضع مالی خوبی میشود…اما این ظاهر قضیه است و به نظر میرسد همهٔ این امکانات الکی و دروغی است...فیروز که از یک طرف درگیر پیدا کردن قالیشویی جدید است از طرفی دیگر با مشکل نصرت رو به رو میشود و مجبور میشود آن را هم حل و فصل کند همهٔ این مشکلات فضای طنز گونه ای ایجاد میکنند که با نقش افرینی هومن برق نورد بسیار طنز روایت میشود.
این سریال راجع به باغی است که عمه آذر برای برادرزاده هایش به ارث گذاشته و شرط استفاده از آن هم این است که یک سال این 4 تا خانواده کنار هم زندگی کنند
این سریال روایتگر یک مرد کارخانهدار به نام تابش است که با ماجراهای متعددی روبهرو میشود. او آدم خودساختهای است که کارش را از صفر شروع کرده، اما اکنون که کارخانهاش توسعه یافته از طرفی با مشکلی به نام واردات بیرویه جنسهای خارجی روبهروست و از طرفی اطرافیان و دشمنان دیرینهاش تصمیم دارند او را با پاپوش ورشکسته کنند.
داستانی است دربارهٔ رفاقت، عشق و خیانت بین سه خانوادهٔ بابک، مسعود و سهیل که شرکای کاری و دوستان قدیمی هستند. بابک سردبیر مجلهٔ پرفروشی است و سهیل و مسعود همکاران او در نشریه هستند، هرکدام در زندگی مشترکشان دچار مسائلی شدهاند و برای فرار از زندگی روزمره و کاری و چند روز دوری از همسرانشان تصمیم میگیرند بدون اطلاع خانواده به سفر مجردی و به اصطلاح خودشان ریکاوری بروند…
این فیلم داستان دو باجناق است که اختلافات قدیمی با یکدیگر دارند . از این رو فرزندان شان عاشق یکدیگر می شوند و …. .
این مجموعه، داستان دو خانواده به نامهای مظاهری و سعادتی را روایت میکند. خانوادهی مظاهری شامل هوشنگ (محمد نادری) پدر خانواده، زهره (آتنه فقیه نصیری) مادر خانواده و کارمند بانک، سارا (ویدا جوان) دختر بزرگ که در آزمون تخّصص پزشکی مردود شده و سعید (امیر کاظمی) پسر بیکار خانواده است. خانوادهی سعادتی شامل عطا (حسن معجونی) پدر خانواده که با هوشنگ مشکلاتی دارد، شیرین (نگار عابدی) مادر خانواده و عرشیا (عرفان برزین) که یک پسر کوچکِ خبرچین و بازیگوش است، میشود. داستان به معضلات اجتماعی و فرهنگی بهطور مستقیم یا معکوس از طریق این دو خانواده میپردازد.