برچسب نگار جواهریان

دوئت 1394

داستان مینو را روایت می کند که همسرش حامد را به دیدار سپیده می برد زنی که همسرش با او گذشته مشترکی داشته است. این ملاقات یادآوری خاطرات گذشته آن هاست و ... .

قدمگاه 1382

رحمان پسري سرراهي است كه از همان كودكي در روستا زندگي كرده و بزرگ شده است. هر سال در نيمه شعبان او براي اداي نذر ده ساله اش ـ كه امسال آخرين سال آن است ـ راهي قدمگاه مي شود. اما با رسيدن به اين زيارتگاه رحمان خوابي مي بيند كه زندگي او را متحول مي كند. او براي يافتن پدر و مادرش دوباره به روستا برمي گردد. روستاييان با ديدن رحمان آشفته مي شوند و سعي مي كنند او راضي به بازگشت به قدمگاه شود، اما رحمان نمي پذيرد. رحمان خوابي را كه ديده مي گويد و مردهاي روستا او را مسخره مي كنند. از آن طرف ايوب كه با ناپدري اش زندگي مي كند به تدريج از گفته هاي او و اهالي روستا پي به راز زندگي رحمان مي برد؛ اين كه رحمان درست روز نيمه شعبان متولد شده و مادرش زني به نام گوهر بوده كه مورد قهر و غضب زنان و مردان روستا قرار گرفته و با ضرب و شتم آنها كشته شده، زيرا اهالي روستا به زندگي و تولد بچه گوهر شك كرده بودند. از سويي نيز بعضي اعتقاد داشتند كه رحمان حرامزاده نيست و با دعاها و نذر و نيازش مادرش گوهر به دنيا آمده و در واقع گوهر بي گناه كشته شده است. رحمان كه از طريق ايوب پي به اين راز برده زندگي اش دگرگون مي شود. اهالي روستا نيز به خاطر گناه جمعي دچار عذاب وجدان شده اند. رحمان كه از اهالي روستا نااميد شده و نهايتاً هم مي فهمد دختر مورد علاقه اش قصد ازدواج با پسر ديگري را دارد به نمازخانه مي رود. در شب نيمه شعبان در حالي كه همه اهالي روستا براي نامزدي حنانه در خانه او گرد آمده اند، رحمان به جمع آنها مي آيد. او در حالي كه شيريني نامزدي حنانه را مي خورد از اين كه براي اولين بار توانسته در جشن نيمه شعبان شركت كند، رضايتش را نشان مي دهد و نهايتاً خود او علم امام زمان را دور مي گرداند. صبح روز بعد اهالي روستا بر اين گمان هستند كه رحمان آنها را بخشيده و دوباره پيش آنها زندگي خواهد كرد، اما وقتي ايوب به محل زندگي رحمان مي رود، از نقاشي هايي كه بر ديوار كشيده شده پي مي برد كه او براي هميشه روستا را ترك كرده است.

هیچ 1388

مردی که به خاطر پرخوری زیاد همه اطرافیان خود را ناراضی کرده، به بهانه ازدواج، با مادر خانواده وارد یک خانواده شلوغ و بی پول جنوب شهری میشود به این امید که با درآمد مستمری که دارد دردی از آنها دوا کند غافل از اینکه…

حوض نقاشی 1391

رضا و مریم، زوجی هستند دچار معلولیت ذهنی اما سهیل، پسر یازده ساله شان از لحاظ جسمی، کاملاً سالم و عادی ست. رضا و مریم زندگی عاشقانه ای را سپری می کنند تا وقتی که سهیل به دلایلی شروع می کند به بهانه گیری کردن از پدر و مادرش؛ اینکه نمی توانند مثل پدر و مادری عادی رفتار کنند …

نگار 1394

این فیلم به ماجرای جنایی پرداخته جایی که نگار جواهریان نقش دختری به نام نگار را بازی می‌کند. او دختر خانواده‌ای نیمه مرفه و اصیل است، پدر او دریک معامله اقتصادی شکست خورده و با اسلحه خودکشی کرده‌است. این تحلیلی است که پلیس نسبت به مرگ او اعلام می‌کند اما نگار این تحلیل را باور ندارد و برای رسیدن به اصل ماجرا تصمیم می‌گیرد که روزهای آخر پدر را مرور کند.

یه حبه قند 1388

پسندیده (نگار جواهریان) دختری جوان از خانواده ایی سنتی است که بزودی قرار است تا به عقد پسری درآید که در حال حاضر در خارج از کشور اقامت دارد. این ازدواج به این شکل انجام خواهد شد که عروس خانم از راه دور به عقد آقا داماد در خواهد آمد و سپس چمدان ها را بسته و عازم خارج از کشور خواهد شد. در جریان فراهم شدن مقدمات عقد پسندیده ، 2خواهرهای او به همراه شوهرهایشان جهت شرکت در مراسم ، دور یکدیگر جمع می شوند و این اجتماع سبب وقوع اتفاقاتی می شود که...