برچسب نوید پورفرج
رحیم و منصور «بامداد خمار» کنار هم؛ قاب صمیمانه دو رقیب عشق محبوبه
حضور نوید پورفرج و دانیال پورصباح، بازیگران سریال «بامداد خمار»، در مراسم رونمایی از کتاب نرگس آبیار مورد توجه قرار گرفت. این دو بازیگر که در داستان سریال هر دو به نوعی با شخصیت محبوبه در ارتباط هستند، در این مراسم در کنار یکدیگر دیده شدند و قاب صمیمانهای را رقم زدند.
بامداد خمار 2 1405
محبوبه دختر یک خانواده اعیان تهرانی در دوران گذشته است که عاشق شاگرد نجاری به نام رحیم در محلهشان میشود. او خواستگارهای خود را رد کرده و در برابر خانوادهاش مقاومت میکند تا آنها عشقش را بپذیرند و به ازدواج او با رحیم رضایت دهند…
وحشی 2 1404
داستان سریال وحشی ۲ از زندان و زندگی «داوود اشرف» پس از آزادیاش شروع میشود؛ جایی که او با واقعیتهای تلختری روبرو شده، درگیر سرقتهای مسلحانه میشود و در نبردی سخت برای بازگشت به زندگی عادی و فرار از تقدیر تاریکش، با شخصیتهای جدید و چالشهای عمیقتری دست و پنجه نرم میکند. این فصل به عمق شخصیت داوود و تلاشهایش برای دوام آوردن در دنیای بیرون و درگیری با تقدیر میپردازد.
بامداد خمار 1404
سودابه دختر جوان تحصیلکرده و ثروتمندی است که میخواهد با مردی که با قشر خانوادگی او مناسبتی ندارد، ازدواج کند. برای جلوگیری از این پیوند، مادر سودابه وی را به پند گرفتن از محبوبه، عمهٔ سودابه، سفارش میکند.
گوزن های اتوبان 1403
عابس که راننده پیک موتوری است، طی اتفاقی به دنبال ماشین یک بلاگر معروف میافتد. بلاگر فکر میکند، عابس خفتگیر است و این در حالی است که گوشیاش روی لایو است و همه چیز به سرعت وایرال میشود…
بیبدن 1402
فیلم سینمایی بی بدن فیلمی جنایی است که از یک پرونده قضایی مهم الهام گرفته است. داستان فیلم با تغییراتی به یک پرونده معروف جنایی دهه ۹۰ اشاره دارد؛ پرونده قتل غزاله شکور به دست آرمان عبدالعالی که چندین بار تا مرحله اجرای حکم رفت و برگشت و یکی از پیچیدهترین پروندههای چند سال اخیر ایران بود که حاشیههایی هم در فضای مجازی داشت. فیلم با دستمایه قرار دادن این پرونده، سراغ شخصیتها میرود و ما را با ابعاد مختلف یک حکم آشنا میکند.
زالاوا 1399
اهالی روستای زالاوا ادعا میکنند که دوباره جن به روستایشان زده است. استوار احمدی، رئیس پاسگاه عقیده دارد زالاواییها توهم زدهاند. او برای بررسی مسئله و دیدار با ملیحه بهورز خانه بهداشت به آنجا میرود اما متوجه میشود آمردان، جنگیر معروف به ده آمده تا مراسم جنگیری برگزار کند. استوار که گمان میکند آمردان شارلاتان است با او درگیر میشود اما در مواجهه با آمردان و روستاییان، گرفتارمیشود و جان خود و معشوقهاش مورد تهدید قرار میگیرد.
