برچسب نوید خداشناس

تا ثریا 1390

زن میانسالی به نام ثریا (آزیتا حاجیان) که پانزده سال پیش شوهر خود را از دست داده‌است، در بیمارستانی مشغول به پرستاری است. او با سرهنگ (همایون ارشادی) که یکی از بیمارها بوده‌است، آشنا می‌شود و پس از درمان او، پنهانی با یکدیگر ازدواج می‌کنند. او مبلغ هنگفتی را به پسر سرهنگ (مهران احمدی) قرض می‌دهد و قرار می‌شود که سود پول را نیز از او بگیرد...

پشت بام تهران 1394

غیاث صفا جوانی اسـت کـه در زندگی خود بـه افق‌هاي غیر واقعی چشم دوخته اسـت. مامان طاهره مادربزرگ غیاث کـه تمام دنیای وی اسـت از او خواسته مال حرام وارد زندگی‌شان نشود، اما غیاث در شبی ناخواسته وادار میشود دریک دزدی بـه دوستش کمک کند و این دزدی آغازی می شود برای ورود مال حرام بـه زندگی غیاث.

کیمیا 1394

این مجموعه تلویزیونی با محوریت زندگی بانوی جوانی به نام «کیمیا پارسا» با بازی مهراوه شریفی‌نیا در سه مقطع زمانی قبل و حین انقلاب، آغاز جنگ، دوران جنگ ایران و عراق و زمان حال روایت می‌شود.

زیر پای مادر 1396

قصه مردی میانسال است که با پسرش در شهر مشهد زندگی می‌کند. همسر این مرد بنا به دلایلی در سال‌های اول زندگی مشترک، او و پسرش خلیل را ترک کرده است. مرد میانسال که به شغل رستوران‌داری مشغول است، آخر هفته‌ها از رستورانش به زائران امام رضا(ع) نذری می‌دهد. قبول شدن در یکی از دانشگاه‌های تهران و آشنا شدن او با ستاره، راه ورود رخساره را به قصه باز می‌کند.

مرد 2000 چهره 1388

سعود شصتچی(مهران مدیری) که در گذشته به دلیل تغییر هویت‌ها به دادگاه رفته بود و حکم شش ماه زندانی گرفته بود به خانه بازگشته اما سحر(فلامک جنیدی) نامزد او با رئیس پیر اداره ثبت احوال به خواست پدرش و نه به رضایت خود ازدواج کرده ولی هنوز به مسعود شصتچی علاقه دارد.
مسعود از اداره ثبت احوال اخراج شده و همه به دلیل سابقه گذشته وی او را سرزنش می‌کنند و حاضر به استخدام وی نیستند.
از آنجا که مسعود شصتچی با شماره شناسنامه ۱۳ در اشتباه گرفته شدن با افراد دیگر بدشانس است فردی او را با مهران مدیری کارگردان و بازیگر اشتباه می‌گیرد و از او تقاضای وقت مصاحبه می‌کند، از طرفی مسعود از طریق جراید متوجه می‌شود که مهران مدیری در خارج از کشور است و وقتی می‌بیند کسی او را تحویل نمی‌گیرد و عشق او هم رفته‌است تصمیم می‌گیرد این بار به عمد خود را مهران مدیری معرفی کند تا دوباره به یک شخصیت محبوب تبدیل شود. با این حال طی ساخت یک تله فیلم در فرودگاه با کاپیتانی به اسم کاپیتان ساجدی اشتباه گرفته می‌شود. او مجبور می‌شود یک هواپیما را تا شیراز ببرد ولی در راه اشتباهاً به تهران بازمی‌گردد. هواپیما در راه دچار نقص فنی شده و او با تلاش خود هواپیما را به زمین می‌نشاند و از فرصت سوءاستفاده کرده و فرار می‌کند ولی بازهم به جای یک مربی فوتبال اشتباه گرفته می‌شود. او در نقش مربی شکیبا به کارش ادامه می‌دهد، لازم است ذکر شود که در این قسمت‌ها روابط نا مشخص و پیچیدهٔ پشت پرده فوتبال کشور به نقد کشیده می‌شود که در نوع خود جالب توجه‌است؛ ولی در حینی که پلیس متوجه می‌شود که آن مربی پروفسور شکیبا نبوده و مسعود شصتچی است به محل استقرار تیم سیکاد مراجعه می‌کند ولی وی به صورت اتفاقی آنجا نبوده و به‌طور ناخواسته وارد بازی دیگری می‌شود او پایش به یک باند خلاف باز شده که خود را جادوگر جا زده‌اند و به کف بینی، احضار روح و امرار معاش می‌کنند، در این ماجرا همه متوجه نیروی فوق‌العاده وی در این کار می‌شوند و در واقع وی را مدیوم می‌دانند. او در حال انجام فریب اشخاصی دستگیر می‌شود و به زندان می‌افتد.
مأمور بازجو به سادگی وی پی می‌برد و مسعود به عدم توانایی خود در نه گفتن به کارهایی که حتی نمی‌خواهد انجام دهد اقرار می‌کند. به هر حال قانون او را مجرم شناخته و حکم او را ۱۰ سال تبعید به روستایی در بدترین نقطه کشور اعلام می‌کند، آن روستا جایی نیست جز برره. یک نشیمن گز او را نیش می‌زند و بیهوش می‌شود. شیر فرهاد پایین برره و کیانوش استقرار زاده (که حالا پیر شده‌اند) سر می‌رسند و او را با خود می‌برند.

یک لحظه دیرتر 1391

این سریال یک کار اجتماعی، اخلاقی با بستر دینی است و در هر قسمت مضمون و پيامی دينی و اخلاقی را مورد توجه قرار می‌دهد و تلاش دارد تا در لحظات نسبتا حساس‌تری از زندگی روزمره در مرحله تصمیم، تردید، لغزش و… رویکردهای اخلاقی را با جزئیات بیشتری تأکید و مرور کند. درون‌ مایه‌های اخلاقی با نگاهی به قشر متوسط جامعه دست‌ مایه‌ های اصلی و مضمونی این مجموعه را رقم زده است.

دودکش 1392

دودکش، زندگی افرادی را در قالب طنز به تصویر می‌کشد که با مشکلات مالی و دیگر درگیری‌های زندگیشان، دست و پنجه نرم می‌کنند. بعضی از آنان مثل فیروز، به خدا توکل می‌کنند و دست‌ روی زانو گذاشته، از جای برمی‌خیزند و بعضی دیگر مثل نصرت، برادر همسر او، نگاه‌شان را به دستان دیگران می‌دوزند.

فیروز مرد خانواده‌دوست و زحمت‌کشی است که به همراه خانواده و آشنایانش، یک قالی‌شویی را اداره می‌کند؛ اما با پلمپ شدن درب محل کار و زندگی او توسط مأموران شهرداری، دردسرهایش دوچندان می‌شود.

لوکیشن اصلی داستان یک قالیشویی است که اتفاقات با مزهٔ زیادی در آنجا رخ می‌دهد. هومن برق نورد و بهنام تشکر و امیرحسین رستمی نقش‌های اصلی داستان هستند که پس از کارهای موفق ساختمان پزشکان و دزد و پلیس بار دیگر با همکاری هم سریالی طنز و بامزه روایت می‌کنند.

بازیگران