برچسب نوش آفرین رحمانی

انقلاب زیبا 1393

این مجموعه ماجراهای زندگی زیبا و حامد را روایت می‌کند که در یک شرکت معماری همکار هستند. آن‌ها تصمیم می‌گیرند با هم ازدواج کنند، اما جابر ناپدری زیبا در کودکی، زیبا و مادرش را ترک کرده و از کشور خارج شده‌است. از طرفی پدر حامد و پدر و مادر واقعی زیبا در مبارزات قبل از انقلاب در زندان‌های حکومت پهلوی کشته شده‌اند. و او (حامد ) با مادر خود زندگی می‌کند. زیبا در خانواده‌ای با تفکرات مدرن بزرگ شده و در این زمینه تفاوت‌هایی با حامد دارد، اما با وجود این هر دو به یکدیگر علاقه‌مندند. حامد و زیبا در تدارک برگزاری مراسم عروسی هستند که اتفاقی غیرمنتظره روی می‌دهد. بازگشت پدر زیبا از خارج پس از سال‌ها باعث یادآوری خاطره و ماجرای تلخی در گذشته می‌شود که خانواده‌ها را تا مرز از هم پاشیدگی پیش می‌برد.

احضار 1397

گیسو و امیر زن و شوهر هستند و زندگی خوبی را دارند. اما دقیقاً در روزی که گیسو می‌خواهد با مهمانی گرفتن و دادن خبر حامله بودن اش به امیر متوجه می‌شود که امیر به او خیانت کرده و به سراغ صمیمی‌ترین دوست گیسو، پروا رفته‌است. او از یکی دیگر از دوستانش که سینا نام دارد درخواست کمک می‌کند. سینا به او پیشنهاد می‌دهد که خود را به مردن بزند و مدت طولانی ای وانمود کند که مرده و خود را در خانه حبس کند. در این چند سال مخفی بودن بچهٔ او به دنیا می‌آید، او دیوانه می‌شود، شخصیت‌هایی به اسم ساغر، شفا، فریبرز، و خیرون برای خودش درست می‌کند و با آنها صحبت می‌کرد. بعد از ۷ سال او به عنوان یک روح متحرک به سراغ امیر و پروا می‌رود و آنها را می‌ترساند و شکنجه می‌دهد …