برچسب نوبر قنبریان

گل مرداب 1381

گل مرداب روایتگر سرگشتگی جوانانی ست که به دلیل مسائل مختلف پیرامونشان مانند اختلافات خانوادگی، درک نکردن والدین پول زیاد، معاشر نامناسب گرفتار معضل اعتیاد می شوند.

گاوصندوق 1388

در گاوصندوق خانه غلامحسین پروانه، جواهری گران‌قیمت به امانت گذاشته شده، که تعدادی تصمیم به سرقت آن دارند. یکی از آنها جوانی شهرستانی به نام غلامرضا (افشین هاشمی) است که برای این کار از طرف یک گروه زیر فشار قرار گرفته‌است. او برای دسترسی به گاوصندوق، در مجتمع محل سکونت پروانه، اقدام به اجاره یک آپارتمان می‌کند و به تدریج عاشق دختر آقای پروانه می‌شود. داستان مجموعه تلویزیونی دارای پیچ و تابهای معمایی فراوان و جذاب به سبک داستانهای آگاتاکریستایی و دارای وجه روانکاوانه معمایی است.

مهر و ماه 1383

سیمین، همسر جلال مهدوی، 25 سال پیش به همراه برادرش، شکور، برای دیدن دخترش به خارج می‌رود و اصرار می‌کند که مهدوی نیز اموالش را بفروشد و نزد آنها برود. اما او قبول نمی‌کند و پس از چند ماه تنهایی با زنی به‌نام صفورا ازدواج می‌کند. سیمین به همراه شکور به ایران باز می‌گردد و آن زن را که حامله بوده از خانه بیرون می‌کند و تهمت خیانت به او می‌زند تا مهدوی دیگر دنبالش نگردد. اما سالها بعد سیمین به هنگام مرگ به کرده خود اعتراف کرده و از مهدوی می‌خواهد آن زن و بچه‌اش را پیدا کند. اطرافیان مهدوی که از ماجرا بی‌اطلاعند به تحریک شکور که چشم به ثروت مهدوی دارد او را دیوانه و پریشان حال می‌خوانند. اما با هوشیاری هادی و مینا، پسر و دختری که تحت تکفل مهدوی بوده‌اند، این معما حل می‌شود و نهایتا" مهدوی متوجه می‌شود که هادی پسر واقعی خودش است که نزد زن زحمتکشی به‌نام آسیه بزرگ شده و زمینه ازدواج هادی و مینا را فراهم می‌کند

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

بی صدا فریاد کن 1386

مرگ با قرص ‎های تقلبی «اکس» و «برنج» که هم بی‌فریاد است و هم بی‎صدا. فردی پس از انتقال به یک بیمارستان نظامی بر اثر مصرف قرص ‎های اکس می ‎میرد. سرهنگ باقری علت مرگ بیمار را جویا می‎شود و دکتر لیلا افخمی، افسر نیروی انتظامی در آن بیمارستان، گزارش خود را نسبت به تولید نادرست و بی ‎رویه ‎‏ی قرص‌های اکس و برنج در کشور ارائه می ‎کند و خود از سوی سرهنگ باقری مامور رسیدگی به این پرونده می ‎شود و …

خودرو تهران-11 1376

در هر قسمت از این مجموعهٔ تلویزیونی، همراه با یک اتومبیل پراید هاچ‌بک که خرید و فروش می‌شود، به زندگی آدم‌های مختلفی با ماجراهای گوناگون وارد می‌شویم.

تاوان 1387

داستان این فیلم تلاقي عجيب زندگي دو زوج جوان است و داستان جواني را به تصوير مي‌كشد كه مرتكب به قتل جنگلباني شده است. اين جوان براي طلب بخشش به امامزاده‌اي متوسل مي‌شود، همان جا و همزمان همسر مقتول كه بيماري لاعلاجي دارد پس از فوت همسرش تصميم گرفته تا تنها فرزندش را به امامزاده بسپارد. جوان غافل است از اينكه دست تقدير سرنوشت‌هاي اين دو نيازمند را به هم گره زده است...

دختران انتظار 1378

زن جواني را به بخش اورژانس مي آورند و سعيد مسرور، دانشجوي شهرستاني سال آخر پزشكي با ديدن او كه حال مساعدي ندارد، غمگين و افسرده، گذشته را به ياد مي آورد. سعيد براي بازپرداخت بدهي هشتصد هزار توماني خود نزد دلالي به نام سام مي رود اما سام كه دو هزار دلار به سعيد داده، حالا با دو برابر شدن قيمت دلار دو برابر اصل پول را طلب مي كند. سعيد به سراغ مسئول وام دانشجويي دانشگاه مي رود و او پيشنهاد مي كند سعيد با دانشجويي به نام روشنك دلجو به طور صوري ازدواج كند تا هر دو از طريق وام ازدواج بدهي خود را بپردازند. روشنك كه دچار بيماري عصبي است مي خواهد با وجه وام حدود سه ميليون تومان بدهي خودش را كه نامزد سابقش بالا آورده، بدهد. او كه به كار خريد و فروش موبايل مشغول بوده، به نام روشنك به مردم چك بي محل داده و او را به دردسر انداخته است. سعيد با روشنك ازدواج مي كند، اما وام دانشجويي به دليل اختلاف نظر با سازمان برنامه و بودجه قطع شده است. روشنك كه نشاني محل كار نامزد سابقش را پيدا كرده، با سعيد به سراغش مي رود اما آنها در آنجا درمي يابند او نيز وارد كار خريد و فروش دلار شده و سرمايه اش را از دست داده است. در حالي كه روشنك از دست طلبكارها خود را در خانه پنهان كرده، سعيد فيش حج زن عمويش را به روشنك مي دهد تا بدهي خود را پرداخت كند، اما خود به دنبال شكايت سام به زندان مي رود. در اين بين، شراره، دختر سام كه قبلاً يك بار از پدرش براي پرداخت بدهي سعيد مهلت گرفته و به سعيد علاقمند است به سراغ او مي آيد و سعيد به اصرار همكلاسي هايش تن به ازدواج با شراره مي دهد. در اين بين روشنك دچار حمله عصبي مي شود و در بيمارستاني كه سعيد در آن كار مي كند مي ميرد. شراره از بيرون بيمارستان با سعيد تماس مي گيرد اما سعيد موبايلي را كه شراره قبلاً به او داده، پرتاب مي كند.