مرغابی وحشی (نمایش) 1400
این نمایش زندگی یک خانواده آرام و متعادل به سرپرستی (ادی کاربونه) را به تصویر میکشد، که با ورود دو مهاجر ایتالیایی، همه چیز رو به عدم تعادل پیش میرود
این سریال روایت چند جوان از دهه پنجاه تاکنون است . یکی از این جوانان مستانه نام دارد که در پیچ و تاب مسایل عاطفی درگیر مسایل سیاسی می شود و....
این فیلم داستان دو زن را که از زندان آزاد می شوند، روایت می کند یکی از آن ها به جرم مواد مخدر و دیگری به جرم سرقت در زندان به سر می بردند، آن ها پس از آزادی قصد دارند زندگی سالمی را شروع کنند که با مشکلات متعددی مواجه می شوند .
داستان سریال میلیاردر، درباره پسری به نام بهادر است که برای پیدا کردن کار به هر دری میزند تا اینکه در شرکتی بزرگ و خانوادگی استخدام میشود. در این شرکت همه اهل زد و بند هستند و اغلب از جایگاهشان سوء استفاده میکنند. بهادر ساده دل، ناخواسته با خیلی از این افراد در میافتد که ماجراهای طنز زیبایی را به همراه میآورد.
آغاز جنگ همراه ميشود با تولد دختر بچهاي که در هنگام فوت کردن کيک تولد بمب بر سرش ميبارد و پدر و مادر از دست ميدهد. او قلندر وار سر ميتراشد و هويت عوض ميکند اما تحمل مسايل جنگ زدگي از او خانمي ميسازد کامل ، بزرگ و ماندني.
داستان آن روایتگر چند کودک است که برای جلب توجه والدینشان دست به کار بزرگی میزنند. آنها در عالم کودکانه خود نقشه های را طراحی می کنند تا به والدینشان یادآوری کنند باید به بچه هایشان توجه کنند. در نهایت پدر و مادرها متوجه قصور خود در حق بچه هایشان شده و متأثر می شوند.
سيمين (ليلا حاتمي) ميخواهد بههمراه همسرش نادر (پيمان معادي) و دخترش ترمه (سارينا فرهادي) از ايران برود و همه مقدمات اين کار را فراهم کرده. اما نادر نميخواهد پدرش را که از بيماري آلزايمر رنج ميبَرَد تنها رها کند. اين اختلافات باعث ميشود سيمين از دادگاه درخواست طلاق کند، اما دادگاه درخواستش را در مورد حضانت فرزندش رد ميکند و مجبور ميشود به خانه پدرش برگردد.
ترمه تصميم ميگيرد پيش پدرش نادر بماند به اميد اينکه مادرش سيمين پيش آنها برگردد. نادر نميتواند از عهده مراقبت از پدرش بربيايد؛ پس براي اين کار يک مستخدم به نام راضيه (ساره بيات) استخدام ميکند. اين زن جوان که باردار است اين کار را بدون اطلاع همسرش حجت (شهاب حسيني) قبول کردهاست. يک روز نادر به خانه برميگردد و پدرش را در حالي که دستش با روسري به تخت بسته شده و از روي تخت به زمين افتاده و تنها رهاشده ميبيند.
وقتي راضيه به خانه برميگردد دعواي شديدي درميگيرد که عواقب تراژيک آن نهتنها زندگي نادر را زير و رو ميکند، بلکه تصوير دخترش از او را دستخوش تغيير ميسازد. راضيه بهدليل مرگ جنينش به بيمارستان منتقل ميشود. او و همسرش دليل مرگ جنين را هل داده شدن توسط نادر ميدانند و از نادر شکايت ميکنند و...